ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

بادوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می‌کنی

شهریار

 

مکن منع من بیدل ز بسیار آمدن سویت

که صد بار آرزویت دارم و یک بار می‌آیم 

خصالی

 

چه غصه‌ها که نخوردم ز آشنایی تو

خدا تو را به کسی یارب آشنا نکند

وحشی بافقی

 

من غرورم را

به خاطر تو شکستم

تو خاطرم را

با غرورت

با کلمات بازی نکن

تاوانش را من باید بدهم

شهناز اسحاقی

 

خدایا عاشقم عاشق ترم کن

سراپا آتشم خاکسترم کن

نواب صفا

 

طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب

زان که نبود سنبل سیراب در بستان غریب

خواجوی کرمانی

 

کودک، با گربه‌هایش 

در حیاط خانه بازی می‌کند

مادر، کنار چرخ خیاطی

آرام رفته در نخِِ سوزن

عطر بخارِ چایِ تازه

در خانه می‌پیچد

صدایِ در!

«شاید پدر»

قیصر امین‌پور

 

دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است 

میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است

سلمان هراتی

 

 آبیِ این آسمان

چنان صدای بلندی دارد که می‌توانیم آن را

تنها با چشم هایمان بشنویم

ریچارد رایت

 

به پشتِ سرم نگاه می‌کنم

مثلِ پیرمردی که به کودکی

آهِ من و سری که تکان می‌دهم

از عمرِ رفته نیست

راهِ کودک طولانی‌ست

علیرضا روشن

 

چشم‌هایم را می‌بندم

باران ...

شنیدنی‌ست

رضا واحدی

نظرات کاربران
کد امنیتی
m-maral
m-maral
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
چشم‌هایم را می‌بندم باران ... شنیدنی‌ست عالیییییییی و زیبا......... خیلی قشنگ بود