جوانند ديگر؛ اما اشکال دارد!!
گفت‌وگويى کوتاه با دکتر محمدى درباره جوان امروز

جوانند ديگر؛ اما اشکال دارد!!

نویسنده : حمیده زمانی

دست ضعيف؛ قلب کوچک؛ مغز بزرگ....مي‌گويند اين تعبيري است از ويژگي‌هاي نوجوان وجوان نسل امروز! دست‌مان که ضعيف است يعني مهارت‌هاي کمي داريم؛ مي‌گويند قلب‌مان کوچک است يعني ياد نگرفته‌ايم چه جوري هيجانات و عواطف‌مان را کنترل کنيم و مغز بزرگ‌مان هم اين را مي‌رساند که سيل عظيم اطلاعاتي را که داريم نمي‌توانيم در زندگي روزمره‌مان کاربردي‌ کنيم. من باب همين ويژگي‌هاي عجيب و غريب‌مان و راه‌کارگرفتن از يک کارشناس صميمانه داشتيم با دکتر رضا محمدي_ دکتراي فلسفه علوم و تربيت_ که اميدواريم به مزاج‌تان خوش آيد!

 همه معتقدند ما نسل امروزي‌ها،مهارت‌مان کم است؛ توانايي کنترل هيجانات و عواطف‌مان ضعيف است و سيل اطلاعاتي که داريم خيلي به درد زندگي روزمره‌مان نمي‌خورد؛ شما اين موضوع را قبول داريد؟

 بله؛ قبولش دارم. آينده‌پژوهان عصر امروز را عصر اطلاعات مي‌دانند. يکي از ويژگي‌هاي عصر ارتباطات اين است که انسان‌ها را در رابطه‌هاي‌شان غرق کند؛ بدين دليل که جهان به‌واسطه وسايل ارتباطي به يک دهکده کوچک تبديل شده است روابط بين انسان‌ها زياد شده و دانش‌هاي مختلف قابل انتقال است. حتي کودک ما درباره مسايل مختلف نسبت به نسل گذشته اطلاعات بيشتري دارد. اين سيل عظيم اطلاعات دو جنبه خوب و بد دارد. جنبه خوبش اين است که اطلاعات منابع اوليه يک زندگي است. در هر موضوعي که بخواهيم پيشرفت کنيم بايد درباره آن، اطلاعات داشته باشيم که در عصر ما اينترنت به خوبي مي‌تواند اين اطلاعات را در اختيار ما بگذارد. جنبه بد قضيه يا قسمت بد داستان اين است که اگر اطلاعات بشوند آب درون کشتي، باعث سنگيني کشتي مي‌شوند و آن را غرق مي‌کنند. اطلاعات زماني مي‌توانند کشتي را راه ببرند که ما سوال محور با آن‌ها ارتباط برقرار کنيم. در واقع درباره هر آن‌چه که براي زندگي‌مان مفيد است اطلاعات کسب کنيم. از طرفي اين فضاي اطلاعاتي وسيع، انسان را در خودش غرق مي‌کند و به سمت تنهايي مي‌کشاند و منزوي مي‌کند. درست است که مغز گسترش مي‌يابد اما متاسفانه توانمندي‌هاي عاطفي و رفتاري و مهارتي‌مان کم‌تر مي‌شود.

 به ‌طور حتم جامعه در ايجاد آمدن اين ويژگي‌ها در ما، نقش به سزايي دارد؛ اما چه جوري؟! 

 به طور کلي هميشه بخشي از ويژگي‌ها از نسلي به نسل ديگر منتقل و تبديل مي‌شود به يک سبک زندگي! سبک زندگي‌مان روي اين سه ويژگي نسل امروزي‌ها‌، به‌ويژه "قلب کوچک"شان اثرگذار است. ما خيلي کارها را از نسل امروزي‌ها مي‌بينيم و چشمان‌مان را مي‌بنديم و مي‌گوييم "جوانند ديگر! اشکالي ندارد!" همين اشکالي نداردها تبديل مي‌شود به سبک زندگي و نسل به نسل منتقل مي‌شود. متاسفانه جامعه امروز آدم پُردان را بر آدم پرکار ترجيح مي‌دهد. در واقع سواد را برابر حجم بالاي اطلاعات و داشتن مدرک تحصيلي بالا مي‌داند. اما آدم پرکار را در درجه دوم قرار مي‌دهد، چه بسا که آدم پرکار مهارت‌هاي بيشتري و قلب بزرگ‌تري داشته باشد. از طرفي احساس دانايي به‌طور ناخودآگاه موجب خودبرتربيني و خودخواهي در افراد مي‌شود. اين خودخواهي نوع نگاه به انسان را عوض مي‌کند و جامعه به سمت انزوا مي‌رود. مثلا تنها بودن خوب تلقي مي‌شود. وقتي آدم‌ها هر کدام‌شان براي خودشان باشند، ارتباطات ميان فردي کمتر مي‌شود درنتيجه نياز به مهارت‌ها مخصوصا مهارت‌هاي هيجاني و رفتاري کمتر مي‌شود. اگر به لحاظ ديني به اين موضوع نگاه شود، مي‌بينيم که دين ما تقوا را مايه کرامت و بزرگي و ارزشمندي انسان مي‌داند، نه داشتن اطلاعات زياد را! هرچند که يکي از لوازم تقوا دانايي است اما مهره اصلي‌اش اراده است. که متاسفانه در نسل امروزي‌ها کم شده است.

 چه کار کنم دستم توانا، قلبم بزرگ و اطلاعات زيادم به درد زندگي روزمره‌ام بخورد؟

 بهتر است با سه نکته عملياتي بحث‌مان را به پايان برسانيم، جواب اين سوال‌تان را با سه نکته عرض مي‌کنم:

 به سمت آموزش مهارت‌هاي زندگي برويد. برويد ياد بگيريد چه طور برنامه‌ريزي کنيد، چه طور هيجانات‌تان را کنترل کنيد، چه طور آينده نگر باشيد، چه طور با ديگران ارتباط صميمي و سازنده برقرار کنيد و.....حواس‌تان باشد مثلا از 5تا داده‌اي که امروز داريد وارد مغزتان مي‌کنيد، حداقل 3تايش به درد زندگي روزمره‌تان بخورد، چند تايش درباره نحوه زندگي و مديريت آن باشد.

 چيزهايي را که دنبالش هستيد حتما روي کاغذ بياوريد و بعد به دنبال آن برويد. بدانيد که چه مي‌خواهيد نه اين‌که هر چيزي را که چشم‌تان ديد دنبال کنيد. کنترل کننده ديدتان باشيد. چون چشم و گوش کانال خوبي براي ورود داده‌ها به مغز هستند، پس خوب مراقب باشيد که چه مي‌بينيد و چه گوش مي‌دهيد.

 اطلاعات‌تان را با ديگران به اشتراک بگذاريد. با ديگران درباره اطلاعات‌تان صحبت کنيد. بيان کردن نظرات، نوعي عمل است که در آن چون با ديگران درگير مي‌شويد و ممکن است ديگران با حرف يا عمل‌شان موجب رنجش يا شادي شما شوند به راحتي مي‌توانيد به نقاط قوت و ضعف خود پي ببريد. در اين خصوص تشکيل گروه‌هاي دوستي يا عضويت در برخي از شبکه‌هاي اجتماعي در فضاهاي مجازي مي‌تواند ياري رسان باشد. حتي اگر خواستار به اشتراک گذاري افکار و عواطف‌تان نبوديد، آن‌ها را جايي بنويسيد، چون مي‌توانيد از اين طريق خودتان را ارزيابي کنيد و همچنين بفهميد که چه اطلاعاتي اهميت کمتري دارد و بعد از اين سراغ‌شان نرويد!                                                                                                                           

  

نظرات کاربران
کد امنیتی