ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

مي‌نشينم لب حوض و تو را مي‌پايم:

پشت اين پلک که وا مي‌کني و مي‌بندي

داستان‌هاي عجيبي داري

دوست دارم که بخوانم بازت

دوست دارم که ببينم اين بار

در نگاه تو چه افسانه پر جاذبه‌اي پنهان است.

سيدعلي ميرافضلي

------------ *** ------------

آدما از دور دوست‌داشتني‌ترن! اگه دو نفر به قيمت دوستي مجبور شن به هم دروغ بگن بهتره تنهايي بشينن و به چيزايي فکر کنن که دوس دارن...

شب‌هاي روشن/ فرزاد مؤتمن

------------ *** ------------

* ميدان فردوسي

به افتخار سي سال خدمات بي‌شائبه

آن بالا نشسته‌اي

و با سرفه‌اي غليظ

نئون‌هاي تهران را تماشا مي‌کني.

نشسته‌اي آن بالا

و به محمود غزنوي

حسادت مي‌کني

که هيچ ميداني به نام او نيست.‏

آرش شفاعي

------------ *** ------------

ماهي شد و مستغرق درياي فنا گشت!

پاسخ شد و از پرسش قلاب درآمد

باد آمد و کشکول به کف هو زد و چرخيد

درويش شد از گوشه محراب درآمد

از ابر يکي خرقه پشمينه به بر کرد

پيري شد و در حلقه اصحاب درآمد

او شيشه عمرم شد و من ديو بد انجام

تا راه به او يافتم، از خواب درآمد

عليرضا بديع

------------ *** ------------

آدم راست‌گو، حکما راست مي‌گويد.

آدم درست‌کار، حکما درست کار مي‌کند.

يا علي مددي!

من او/ رضا اميرخاني

------------ *** ------------

دنيا که آمد گريه‌هايش مثل من بود

مثل من او هم خسته از زندان تن بود

دنيا بزرگ و او بزرگ و... تر شد از عشق

دنيا که بيش از آن‌چه بايد دل‌شکن بود...

مژگان عباسلو

------------ *** ------------

حديث دوست نگويم

مگر به حضرت دوست

سعدي- عباس کيارستمي

------------ *** ------------

هر چقدر که دو نفر بيشتر با هم حرف داشته باشند، به همان اندازه آهسته‌تر در کنار هم راه مي‌روند.

مرد داستان فروش / يوستين گاردر

------------ *** ------------

بعيد نيست سرم را غزل به باد دهد

و آبروي مرا در محل به باد دهد

زبان سرخ و سر سبز و چند نقطه، مرا

دوصد کنايه و ضرب‌المثل به باد دهد

چه‌قدر نقشه کشيدم براي زندگي‌ام

بعيد نيست که آن را اجل به باد دهد

نجمه زارع

------------ *** ------------

نوبهار است، گل به بار است

ابر چشمم ژاله‌بار است

اين قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس، اي آه آتشين!

دست طبيعت! گل عمر مرا مچين

جانب عاشق، نگه اي تازه گل!

از اين بيشتر کن

مرغ بيدل! شرح هجران مختصر،

مختصر، مختصر کن

ملک‌الشعراي بهار

نظرات کاربران
کد امنیتی