«بفرمایید صبحانه» بسازیم
حکایت هفته

«بفرمایید صبحانه» بسازیم

نویسنده : ایمان فروزان-مهدیه جوادی-محمد حسین وکیلی

 ناقلان شکر سخن و شیرین بیان و سنبلاتی و... نقل کرده‌اند؛ روزی مریدان ضجه زنان و ناله کنان، خود را به پیرنا و خفن‌نا ابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی رساندند. پیرنا چون نظاره بر وجوه مریدان کرد، قبل از این‌که کلامی بگویند، گفت: بی‌شک سبب ناراحتی شما سخن استادنا رضا رویگری باشد که گفته ما در ساخت برنامه تلویزیونی از بلاد کفر تقلید می‌کنیم و به عنوان مثال برنامه شام ایرانی تقلیدی از یک برنامه خاک برسری آن‌ور آبی است. مریدان که این کرامت استاد را دیدند نیت به دریدن جامه کردند، که پیرنا فرصت نداد و گفت: در جواب سوال دوم شما که می‌خواهید بدانید چه باید کرد، همین کافی که بروید و برنامه‌ای بسازید به نام «بفرمایید صبحانه»! مریدان که دیگر تاب تحمل این همه کرامت را نداشتند نعره سر دادند و عده‌ای نیز بر اثر فشار داخلی چون بادکنک ترکیدند. یکی از آن‌ها همان‌طور که سر بر دیوار می‌کوبید از ابن جیم پرسید: یا خفن، این دیگر چه کرامتی بود که بی کلام ما از نیت ما آگاه بودی؟! پیرنا گفت: «کرامت کجا بوده، یک نفر این دو تا سوال رو برای من پیامک کرده بود.» چون ابوجارچی این سخن بگفت: زمین نیز دیگر تاب تحمل نیاورد و از وسط دهان باز کرده کل مریدان را به یک باره بلعید. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات