خداحافظ، کمی غمگین!
پایان نامه

خداحافظ، کمی غمگین!

نویسنده : سعید برند

از همان روزی که مهدی مهدوی‌کیا آن‌جوری خداحافظی کرد، بغض گلوی ما را گرفته و تا همین یکی دو دقیقه پیش و ل نکرده بود! داشتیم خفه می‌شدیم، هر چه فکر کردیم که بر این مصیبت چه مرهمی باید مالید، فکرمان به جایی قطع نداد، حتی خود حقیرمان نیز به ما افزوده شد ولی فکرهای او هم به درد پسر عمه‌اش می‌خورد، تا این که فکر احمدی‌نژاد کار کرد و انصافا ما را از خفگی مزمن نجات داد و باعث شد بالاخره بغض‌مان ول کند. رئیس جمهور پیشنهاد داد بازیکنان تیم ملی در استادیوم آزادی با پیشکسوتان تیم ملی، به صورت الکی بازی کنند و سپس دایی، مهدوی‌کیا، عزیزی، باقری و کلا بازیکنان جام جهانی 98 همگی خداحافظی کنند. حتی رئیس جمهور گفت که حاضر است خودش هم پیراهن بپوشد و به صورت نمایشی در این دیدار نمایشی بازی کند! 

البته ما دقیقا نمی‌دانیم بازیکنانی که خیلی وقت پیش از دنیای بازیکنی خداحافظی کرده‌اند، حالا قرار است با چی خداحافظی کنند، خداحافظی با دنیای فوتبال؟ با یکدیگر؟ زبانم لال با زندگی؟ یا با دولت احمدی نژاد؟!

به هر حال هر چه باشد خداحافظی غم دارد و همان بهتر که همه خداحافظی‌ها یک جا انجام شود تا کمتر غمگین شویم، برای همین بد نیست خداحافظی‌های دیگری هم در این بازی انجام شود: 

 حالا که دست مردم به فرمان پراید نمی‌رسد، یک پراید افسانه‌ای (8 میلیونی) از مقابل تماشاگران عبور داده شود تا مردم با این عزیز از دست رفته بای بای کنند.

 همچنین بهتر است مقداری ارز تک نرخی، نیم کیلو گوشت گوسفندی، جرعه‌ای بنزین چهارصدی، یک جوانِ شاغلِ متاهل، کلید خانه سینما و دو تا بلیت هواپیما نیز در این پراید با رانندگی محمدرضا رحیمی گذاشته شود تا مردم دسته جمعی با این عزیزان خداحافظی کنند.

  اگر این بازی تا آخر بهار انجام شود همچنین می‌توان با «بهار» هم خداحافظی کرد.

 و البته خداحافظی من با شما.

نظرات کاربران
کد امنیتی
hdn
hdn
٩٢/٠٣/٢٣
٠
٠
این قسمت خداحافظ بهار رو به شدت دقیق و به جا نوشتین تشکرات بسیار
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠