یکی از مخاطبان‌مان از «احسان حدادی» دفاع می‌کند!

یکی از مخاطبان‌مان از «احسان حدادی» دفاع می‌کند!

نویسنده : مجید حسین زاده

بعد از مطلب «بهنام اخوت» درباره «احسان حدادی» و این‌که می‌خواهد تبعه یک کشور دیگر شود و برای آن کشور دیسک پرتاب کند، تعدادی از مخاطبان‌مان با پیامک و تماس‌های تلفنی، این کار حدادی را نه تنها عملی طبیعی که لازم هم می‌دانستند و به شدت از او حمایت کردند. البته به حمایت اکتفا نکردند و طبق اخبار شنیده شده، بهنام اخوت بعد از نگارش این مطلب تهدید به مرگ هم شده است! حالا به همین مناسبت به سراغ یکی از این مخاطبین‌مان رفتیم تا توجیه‌شان را بشنویم...

 خودتان را معرفی کنید؟

 وحید باقری هستم. متولد 1364 و دارم وارد 24 سالگی می‌شوم.

 مشغول به چه کاری هستی؟

 قبل‌ترها در فست‌فودی مشغول بودم که فقط کباب ترکی می‌فروختیم و الان هم کار املاک انجام می‌دهم و بیش‌تر گلبهار هستم.

 پدرتان چه کاره هستند؟

 کارمند شرکت برق هستند و تا 3 سال دیگر بازنشسته خواهند شد.

 با این که پدرتان کارمند بودند، چی شد تصمیم گرفتید مغازه کباب ترکی بزنید!؟

  اوایل در فست‌فودهای مختلف کار می‌کردم. بعد تصمیم گرفتم که یک مغازه کباب ترکی بزنم. چون سرمایه آن چنانی نداشتم با یکی از برادرانم و یک مهندس شهرداری شریک شدم و امتیاز یک مغازه را خریدیم.

 درس را چه کار کردید!؟

 بعد از اول دبیرستان ترک تحصیل کردم. حتی برای گرفتن نتایج‌اش هم به مدرسه نرفتم!

 چرا نرفتید و درس‌تان را ادامه ندادید؟

 چون بزرگتر بالای سرم نبود.

 پدرتان که بود!؟

 بود ولی خیلی‌ها هستند که بود و نبودشان برای آدم فرقی نمی‌کند!

 یعنی پدرتان از لحاظ مالی مشکل داشت؟

 هم از نظر مالی و هم از نظر این‌که پدری باشد که به آدم مشاوره بدهد یا او را حمایت کند، این‌گونه نبود.

 اگر برگردیم به زمانی که سال اول دبیرستان بودید، درس‌تان را ادامه می‌دادید؟

 حتما و به هیچ وجه سر کار نمی‌رفتم! اگر عقل الانم را داشتم، برای خرج‌هایم در رستوران‌های روزمزد کار می‌کردم وشب‌ها هم درس می‌خواندم.

 از کجا سرمایه آوردید و مغازه خریدید؟

 کارگری کردم! دو ماه خیاطی کردم بعد  وارد مبلمان‌سازی شدم، بعدش سهم این مغازه کباب‌ترکی را خریدم تا برای خودم کار کنم و 8 سال ماندگار شدم.

 چی شد که به کار املاک علاقه‌مند شدی؟

 در 3 سالی که سهم مغازه را خریده بودم، 40 میلیون جمع کردم که این خیلی کم بود! گفتم وارد بازار املاک شوم تا بتوانم پول بیشتری به دست بیاورم!

 بعد رفتی سراغ املاک؟

 یک آشنایی در گلبهار پیدا کردم که گفت: «سرمایه‌ات را بیاور این‌جا و در عرض چند ماه چند برابرش کن».

 در سال گذشته سرمایه‌تان زیاد شد؟

 تا قبل از عید تقریبا دو برابر شد.

 کار در املاکی را چه‌طور می‌بینید؟

 یک شغل کاذب است و من اصلا دوستش ندارم اما از لحاظ مالی بسیار خوب است و درآمد بالایی دارد. 

 از خوبی‌های کار در املاک بگو؟

 شناخت آدم‌ها! قبلا از روابط‌عمومی فقط سلام و احوال‌پرسی را فهمیده بودم! الان با یک نگاه طرفم را می‌شناسم!

 قصد ازدواج ندارید؟

 دارم ولی شرایط مالی‌اش را ندارم!

 شما با این درآمد شرایطش را نداری؟

 ندارم! الان بعضی از دوستانم با این‌که همسران‌شان را دوست دارند، می‌گویند عجب غلطی کردیم ازدواج کردیم!

 می‌خواهی در چه سنی ازدواج کنی؟

 هر وقت دستم پر بشود.

 به نظر شما، یک دانش‌آموز باید چه کار کند که آینده موفق‌تری داشته باشد!؟

 هم درس بخوانند و هم کار کنند. یک جمله‌ای از امام علی(عليه السلام) شنیده‌ام که بسیار زیباست. ایشان می‌فرمایند: «در کودکی علم بیاموز تا در بزرگی سروری کنی».

 بریم سراغ قضیه احسان حدادی، احسان حدادی را معرفی می‌کنی!؟

 احسان حدادی اولین ورزشکاری است که برای ایران در رشته دو ومیدانی مدال آورده است. او با هزینه شخصی‌اش رفته آمریکا و مدال کسب کرده است.  

 غیرت ملی را هم تعریف می‌کنی؟

 آدم به خاک کشورش 10 درصد غیرت دارد! گشنگی، غیرت ملی چه می‌شناسد! مردم فقط پول را می‌شناسند.

 این‌که الان مردم فقط پول را می‌شناسند خوب است یا نه؟

 جوانان قدیم یک نکته‌ای داشتند به نام منش پهلوانی، که برای دفاع از خاک کشورشان شهید شدند ولی الان مردم همه رفتند دنبال پول!

 این جوانان قدیم که می‌گویی به خاطر پول به جنگ نرفتند. الان به نظر شما کار درستی کردند یا اشتباه کردند؟

 آن موقع که قطعا درست بوده. ولی الان غیرت ملی با پول معنا پیدا می‌کند و دیگر خبری از آن جوانمردی بین مردم نیست!

 کار حدادی را قبول داری؟

 صد در صد. الان هزینه‌های فرزندان ایشان را شما می‌دهید!؟

 بگذریم! به صعود تیم‌ملی به جام‌جهانی چه قدر امید داری؟

 شانس درصد!  شانسی می‌توانیم صعود کنیم!

  چه قدر اهل مطالعه جیم هستی؟

 همه پنج شنبه‌ها روزنامه را می‌خرم تا جیم را از دست ندهم.

 حالا بگو، جیم چند صفحه است!؟

 تا حالا به تعداد صفحاتش دقت نکردم! نمی‌دانم راستش را بخواهید!

 مشخصه که با دقت جیم را می‌خوانید!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧