زحمت انتخاب
روزمره آنلاین

زحمت انتخاب

نویسنده : نرگس رضاپور

مقدمه
 زحمت انتخاب
تازه بعد از اينکه همه حرفهايشان را زدند نوبت «تو» ميشود. آن موقع است که شمارش تيکهاي مثبت و منفي که جلوي اسم هر کدام خورده آغاز ميشود. حالا بايد ترازو را وسط ميدان بگذاري و يکي يکي وزنکشي کني. صحبت از انتخاب است. انتخابي که اگر بدون شناخت کافي باشد ممکن است براي سالها پشيماني به بار بياورد! اين روزها براي انتخاب درست بايد زحمت کشيد. بايد وقت گذاشت. حتي بايد نگران شد و ترسيد! بايد دعا کرد و درست را از خدا خواست. بايد موظب فريبها بود. مواظب معيارها، به اينکه طرف چهقدر به آنچه ميخواهي شبيهتر باشد. بايد تلاش کرد.

از وبلاگ «بهارنارنج»
 بابا آب داد
اينجا دختري هست که وقتي حتي توي پسکوچههاي ذهنش به تو ميرسد، دلش گرم ميشود، انگار به يک تکيهگاه امن رسيده باشد. ممنونم براي همه روزهايي که سينه ستبر و شانههاي امنات حائل شد ميان من و دنيا، نگذاشت آب از آب توي دلم تکان بخورد. براي وقتهايي که دنياي اين دختر نحيف و نازک به آخر رسيده بود، که از مهربانيهاي مامان هم کاري ساخته نبود، که من را از آخر دنيا برداشتي و بردي و دوباره گذاشتي وسط گودِ زندگي و آنقدر کنارم ايستادي که ياد بگيرم دوباره بايستم و صبر کنم نامرديها و ناملايميها را... حليم واستوارِ مهربان من!  باخبر باش که دنياي مني.

از وبلاگ «قاصدک»
 بابا آب داد
يك عكس ازش هست با زنجيري دور گردن. سيگار هم ميكشد. يقه لباسش باز است. ... ميگفتند اوايل، شب عمليات كه ميشده، از شب تا صبح يك دويست سيصدتايي سيگار ميكشيده. حالا تو بگو يه كمي غلو توش هست، اما خب ميكشيده. اين را كه نميشود قايم كرد. بعدا اين حكم امام را خوانده كه چيزي كه براي بدن ضرر دارد، حرام است... سيگار را ترك كرده. آن همه تيپ و تريپ را هم گذاشته كنار... شده خاكي. شده سردار بي سر... شده يك ماه توي شبهاي جزيره مجنون... من كيف ميكنم از اين آدم. از همت اين آدم...

از وبلاگ «چشم و چراغ»
 تهديد در بازار
مغازهدارها تهديد ميکنند؛ نخري، فردا بياي همين قيمت نميدمها. يکيشان ميگويد نخري به نفع من است، فردا گرانتر ميفروشم! وسيلهاي که يک ماه پيش خريدهاي 50 تومن الان شده 100تومن. نميداني خوشحال باشي يا ناراحت! ماه پيش کاسه را خريدهاي 4 تومن. الان آمدهاي جفتش را بخري، شده 9 تومن. ماندهاي. همزن را قيمت ميگيرم 50تومن. نيم ساعت بعد، دو تا دالان جلوتر همان مارک را ميدهد 70 تومن. ميپرسم چرا، دليل ميآورد که دلار همين الان فلانقدر بيشتر شد.

از وبلاگ «ويرگول»
 الگو
خاله مولود از اين خاله الکيها بود. از اينها که دوست مامانها هستند و ميشوند خاله بچهها. که اگر مرد بودند و رفيق بابا بودند ميشدند عمو؛ خاله مولود باباش شوفر بود. اين «شوفر» را مامان طوري ميگويد که تو تفاوت باباي شوفر خاله مولود را با باباي حاجي بازاري تاجر خودش بفهمي. خاله مولود اينها اشکنه ميخوردهاند و مامان نميدانسته اصلا اشکنه چي هست؟ خاله مولود از گوشتهاي توي خورشت خانهي مامان اينها تعجب ميکرده. خاله مولود وقتي دکمهي پيراهنش توي مهماني بچگيهاش گم شده يک عالمه گريه کرده که اگر مامان بفهمد؟ خاله مولود و دوتا خواهرهاش به رديف مينشستهاند
جلوي خواستگار و مامانشان ميگفته هرسهتاي دخترهام دم بختاند! دستآخر دوتاشان از دم بخت رفتند توي بخت و مولود ماند. پسرخالهاش عاشقش بود. خاله مولود به مامان گفته بود فلاني مثل شوهر تو مومن نيست. نماز نميخواند و ردش کرده بود. خاله مولود زرنگ بوده. زرنگترين دانشآموز مدرسه و خواند تا راديولوژيست شد. خاله مولود اگر توي يکي از آن خواستگاريها انتخاب شده بود، حالا هيچي کم نداشت که بشود يک الگوي تمام عيار براي همه دخترهاي درسخوان و مودب و عاقل و هنرمند.

معرفي وبلاگ
http://hichokuch.blogfa.com
 هيچ و کوچ
از سال 86 به روزرساني ميشود. خاطرات تحصيل در کانادا فردي به نام عليرضا است که بدون هيچ توضيح خاصي عنوان «هيچ و کوچ» را براي وبلاگش انتخاب کرده. همان طور که گفته است اکثر پستهايش خاطره نوشتههاي نسبتا شخصي است که درواقع حال و هواي زندگي خارج از ايران را از ديد يک ايراني مهاجر بيان کرده است. مدير وبلاگ را نميتوان از وبلاگ نويسهاي پر کار دانست و عمدتا به يک پست در ماه اکتفا کرده است، اما حتي همين دير به دير به روزکردنهايش هم مخاطب نسبتا بالايي دارد به طوري که براي هر پست نظرات متعددي به ثبت رسيده است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٧
٠
٠
مرسی
پربازدیدتریـــن ها
بالاخره سر و کله لیست بهترین بازیکنان فیفا 18 پیدا شد

ترین های فیفا

٩٦/٠٦/٣٠
بررسی سیر گوشی های اپل و تغییراتی که این سال ها آیفون به خود دیده است

#IPHONE

٩٦/٠٦/٣٠
نگاهی به سینمای نیجریه که دومین تولید کننده پرکار صنعت فیلم جهان است

نالیوود؛ غول ناشناخته

٩٦/٠٦/٣٠
درباره اول مهر دوست نداشتنی که هنوز هم حس بدش دست از سر خیلی از ما بر نداشته است

باز آمد بوی ماه مدرسه ... مرسی اَه!

٩٦/٠٦/٣٠
آنتن

حس و حال جیمی‌ها در اول مهر!

٩٦/٠٦/٣٠
مینیمال

پاییز از وقتی دیگه مدرسه نرفتیم قشنگ شد

٩٦/٠٦/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 504

٩٦/٠٦/٣٠
شاخ هفته

عشق اول

٩٦/٠٦/٣٠
به بهانه سالروز آغاز جنگ تحمیلی و حال و هوای این روزهای مدافعان حرم

این جا برای از تو نوشتن هم کم است

٩٦/٠٦/٣٠
نگاهی به زندگی ستاره‌هایی که سواد آکادمیک نداشتند

تحصیل نکرده های باهنر!

٩٦/٠٦/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 504

٩٦/٠٦/٣٠

آرامش سیال خانه‌داری!

٩٦/٠٦/٣٠
جارچی

جارچی 504

٩٦/٠٦/٣٠
چهره هفته

اتفاقات ویژه استقلال

٩٦/٠٦/٣٠

گذشتن و رفتن پیوسته

٩٦/٠٦/٣٠

... و کل ارض کربلا

٩٦/٠٦/٣٠
شگرد خفن

معتاد به بازی هستید؟

٩٦/٠٦/٣٠
نقدی بر رواج اکران‌های به اصطلاح مردمی در سینماهای کشور

اکران برای مردم یا مردم برای اکران؟

٩٦/٠٦/٣٠
مینی

مینی 504

٩٦/٠٦/٣٠

راند 90

٩٦/٠٦/٣٠
تبلیغات