اندر حکایت ابن جیم و زلزله‌های درخواستی!
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و زلزله‌های درخواستی!

نویسنده : ایمان فروزان نیا - مهدیه جوادی - محمد حسین وکیلی

 آورده‌اند که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در معیت مریدان در خانه خود نشسته بود و تخمه جاپنی با دندان می‌شکست که لرزه بر اندامش افتاد. اول با خود فکر کرد اثرات خربزه ‌است که چندی پیش خورده بود، اما هرچه گذشت بر شدت لرزش افزوده شد. ترس بر پیرنا حادث گشت و با شتاب از خانه بیرون رفت. چون به کوچه رسید مریدان بدید که جملگی بر زمین لگد می‌کوبند و خود را به در و دیوار منازل می‌زنند و تا هفت محله همین کار می‌کردند. استادنا بانگ بر زد: «ای کاندیدها چه می‌کنید؟» مریدان گفتند: «با مایید استاد» گفت بلی، کاندید یعنی نادان، کاندیدا به معنی نامزد و منتخب است. مریدان چون این بشنیدند ساکت شدند و گفتند قبل از این‌که علت این کار ما از ما بازپرسی خودمان مثل بچه آدم علت می‌گوییم، قرار است به تمام کسانی که دچار زلزله شده‌اند وام مسکن بدهند ما نیز در گرفتن وام طمع کردیم و گفتیم: «ما که حالا حالاها خانه‌دار نمی‌شویم بیاییم زلزله ایجاد کنیم شاید شد!» ابن جیم چون این بشنید، نی بلندی تهیه کرد و بر فراز کوه‌های اطراف اندر شد و مریدان دیدند که تا ۴۰ شبانه‌روز بر قله کوه آتش‌فشانی دمید، اما چون نشانی از زلزله ندید به دیار خویش بازگشت و دید مریدان یکان یکان بر اسبان و استران جسنیس و مرسدس نشان، سوارند و از جلوی او عبور می‌کنند. مریدان این‌بار نیز خودشان جلو آمده و گفتند که مدتی است که با توجه به بازار در کار چاپ فعالیت و تیزر طراحی مي‌كنند! ابن جیم که خود را مثال عبارت از پشت کوه آمده یافت، به خانه رفت و هنوز هیچ خبری از وی مخابره نشده‌است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/١٨
٠
٠
چه بی خنده:((((