اینجا ورود آقایان اکیدا ممنون نیست
فروش لباس بانوان توسط مردان

اینجا ورود آقایان اکیدا ممنون نیست

نویسنده : سارا ادیبان

خیلی فکر کردم برایش کلمهای پیدا کنم. کلمهای که توصیف حال من باشد، وقتی مرد جوان پشت پیشخوان، یک تکه لباس زیر را جلویم میگذارد و سعی میکند قانعام کند که جنس این لباس در سِتی که قصد خریدش را دارم و 70 هزار تومان ناقابل قیمت خورده؛ بسیار لطیف و ماندگار است.

بعد هم چند اصطلاح چاشنی صحبتهایش می کند که هر کدامشان توصیف یکی از انواع اجناسش هستند. 

صورتم گویا سرخ شده از خجالتی که پاشیدهاند زیر پوستم، اما او بدون توجه به این واکنش میپرسد: براتون از هر کدوم یه نمونه بیارم؟

اینجاست که دست از فکر کردن بر میدارم و به همان واژه «معذب» بسنده میکنم. حس و حال پشت این کلمه چهار حرفی را شاید شما خانم محترمی که برای خرید یک جنس تمام قد زنانه پا در مغازهای گذاشتهاید که بر خلاف تصورتان یک فروشنده مرد متصدی آن بوده و چشم در چشم شما دوخته و گفته: «بفرمایید خانم چیزی میخواستین؟» تجربه کرده باشید. شما هم حتما معذب شدهاید و بعد از هزار بار لعنت کردن خودتان که چرا به فلان مغازه که فروشندهاش خانم است نرفتهاید، درخواستتان را با صدایی شبیه زمزمه بیان کرده و یا اصلا از خیر خرید کالای مورد نیازتان گذشته و سر چرخاندهاید سمت خروجی ...

برای تهیه این گزارش که به نقد موضوع «فروش لباسهای مخصوص بانوان توسط آقایان» میپردازد،

سری به راسته بازارهای پُر برو و بیای شهرمان زدیم و خودمان را حسابی معذب کردیم:

 

کمی تا قسمتی عادی شده است

اولین توقفم مقابل ورودی مغازهای در راسته خیابان «...» است که از لباسهای زیر زنانه، سِت خواب و لباس شنای بانوان گرفته تا جوراب و تن پوشهای ورزشی زنانه را یکجا میفروشد. پشت پاچال مغازه پسر جوانی ایستاده که گویا مالک آن هم است. وارد شدنم با خروج یکی از مشتریهایش همزمان میشود که از قضا دختر جوانی است که وقتی چند قدم دنبالش میدوم تا از او بپرسم: برایش سخت نیست که اجناس زنانه مورد نیازش را از فروشنده آقا تهیه کند، جای هر واکنشی، می خندد و میگوید: دیگر عادت کردهام.

او این پاسخش را این طور توضیح میدهد: تا چندسال پیش اگر پایم را در مغازهای میگذاشتم که جنس زنانهاش را مردی عرضه میکرد، حتما متعجب میشدم از اینکه چرا با او برخوردی نمیشود اما حالا آن قدر تعداد این دست مغازههای زیاد شده که تقریبا همه با وجه ناخوشایند آن کنار آمدهاند. اگر هم چنین نباشد، انتخاب ما خانمها به جای اعتراض، تنها ترک مغازه در سکوت و رفتن سراغ مغازه بعدی است.

این دختر جوان مدعی است که مغازههای زیادی را به واسطه تحمل نکردن فروش فلان کالای زنانه توسط فروشندهای آقا ترک گفته است.

او نشانی چند تا از این دست مغازهها در محدوده «...» را در اختیارم قرار میدهد و به شوخی میگوید: میتوانم از همین حالا پیشبینی کنم که مسئولانی که از قضا مسئولیت شان برخورد با چنین اصنافی است، چه میگویند؟ آنها حتما باز تقصیر را میاندازند گردن خانمها و جای برخورد با صاحبان این اصناف، گلایه میکنند که ما نباید از این مغازهها خرید کنیم!

 

قانون برایم مشکلی نمیسازد

دوباره به داخل مغازه بازمیگردم؛ جایی که فروشنده مغازه در پاسخ به سوالم مبنی بر حضور  نداشتن فروشنده خانم برای فروش لباسهای زیر زنانه میگوید: کسی با ما به خاطر این مسئله برخورد نمیکند. طبیعتا اگر شما بتوانی هزینه یک فروشنده خانم را تامین کنی و فردی را بنشانی پشت دخلت، مشتریها هم راحتتر اعتماد میکنند و کسب و کارت رونق میگیرد اما در قاطبه اوقات سود اندک این حرفه اجازه این کار را به شما نمیدهد.

او که از بازار و توان مالی محدود خانمها برای خرید گلایه دارد، توضیح میدهد: اگر مغازه من صرفا اقدام به فروش لباس زیر زنانه به صورت تک میکرد، حضور فروشنده خانم لازم بود اما چون لباسهای ورزشی را هم به کارم اضافه کردم، این ضرورت حداقل از منظر قانونیاش، رفع و رجوع شده است.

 

کسی معترض نیست؛ نه قانون، نه مشتری

مغازه بعدی که به عنوان سوژه انتخاب کردم، فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی بانوان بود که ویترینش پُر از کالاهای عمدتا وارداتی بود.

مرد جوان فروشنده پس از آن که از گفتوگو با دو خانمی که قصد خرید رژ لب دارند و مشغول آزمایش رنگها هستند، فارغ میشود؛ فرصت پیدا میکند تا به این پرسش پاسخ دهد که چرا اجناسی این چنین زنانهپسند میفروشد و حتما جایی هم بوده که به واسطه یک سوال مشتری، خودش هم درگیر شرم و خجالت شود. 

اما پاسخ او سر راست است: فروش لوازم آرایشی زنانه، حرفهای نیست که تو را با ضررش پشیمان کند. خانمهایی که از نان شبشان چشم میپوشند تا لوازم آرایشی بخرند یا سن شروع آرایش در کشورمان که پایین آمده و رسیده به دوران نوجوانی، دلیل سود 100 درصد این حرفه است. هر سودی هم بهایی دارد. من اوایل این مغازه را همراه خانمم میچرخاندم. صبحها نوبت او بود و عصرها هم من پای دخل میایستادم، اما حالا گرفتاریهای همسرم باعث شده تا تنها کار کنم. 

او بر این نکته که بعضی خانمها از حضور در چنین مغازهای احساس شرم دارند، صحه میگذارد و میگوید: البته تا به امروز کسی نسبت به این مسئله معترض نشده است. نه سازمانی قانونی و نه حتی مشتریهایمان.

 

از نمایش لباس زیر زنانه در دید عموم بگویید

دو زن جوان که شباهت ظاهریشان مرا بینیاز از این میکند که بپرسم: «خواهرید؟» از مغازه بزرگی که رنگ به رنگ لوازم آرایشی میفروشد، دست پُر خارج میشوند. سراغشان میروم با این سوال که؛ خرید این اجناس زنانه از یک فروشنده آقا، چه مشکلاتی برای شما ایجاد میکند؟ یکیشان میگوید:سرم هم برود، برای خرید لباس زیر زنانه پا در مغازهای که فروشندهاش آقاست نمیگذارم اما لوازم آرایشی را در عمده مغازهها باید از یک فروشنده آقا مطالبه کنی و این یعنی قبل از آنکه من به عنوان یک زن این مسئله را بپذیرم، جامعهای که جزوی از آن هستیم، آن را هضم کرده است. 

او گلایهاش را میبرد سمت مغازههایی که لباسهای زیر زنانهشان را در مقابل دید عموم قرار داده و میفروشند؛ «اگر میخواهید در گزارشتان حرفی جدی بزنید، به این مسئله هم بپردازید.»

 

فروشنده مرد و مشتریان کم 

پشت شیشه مغازهاش با چراغ نئون نوشته: فروش لباس زیر. داخل که میشوی میتوانی هم مردانهاش را پیدا کنی، هم زنانهاش را.

فروشندههای این مغازه دو مرد هستند، یکی دهه هفتم زندگیاش را رد کرده و آن یکی هنوز تا چلچلیاش چندسالی فاصله دارد.

سراغ آنکه جوانتر است میروم و همانهایی که از بقیه پرسیدهام با او مطرح میکنم. جوابش نظرم را جلب میکند: در مغازهمان، اجناس زنانه بسیار اندک هستند. عمده لباسهای زیر مردانهاند. اگر بخواهیم محصولات زنانه بفروشیم باید قانونا ویترین مغازه را محصور کنیم و ما هم به واسطه هزینههای آن، از این کار صرف نظر کردیم.

او تاکید دارد که تعداد مشتریهای مغازهای که فروشندهاش آقاست؛ بسیار کمتر از فروشگاهی است که یک خانم پشت پیشخوانش ایستاده!

او توضیح میدهد: البته طبیعی است که شما به عنوان فروشنده باید ویژگیهای جنسی که عرضه میکنید را برای مشتریتان بازگو کنید و این هم برای من به عنوان فروشنده، کار سختی است و هم برای خانمی که از من خرید میکند.

وی اذعان دارد که رفتار مشتریها با این موضوع الزام حضور یک فروشنده خانم را شکل داده، و گرنه برخوردهای قانونی کم رنگتر از آن است که نقشی ممانعتی داشته باشد.

 

خانمها با فروشنده خانم راحتترند

توقف بعدی حوالی یکی از مراکز عمده فروش لباسهای مجلسی زنانه  است. تقریبا فروشندگان همه این مغازهها مرد هستند و تنها تعداد کمی از آنها خانمی را هم به عنوان فروشنده همکار استخدام کردهاند.

صاحب یکی از این مغازهها که از قضا هم تولیدی دارد و هم عمده فروش این صنف است، در توضیح همه ضرورتهای اخلاقی که پیش از این گفتیم، بیان میدارد: هیچ ممانعت قانونی وجود ندارد که فروشندگان این نوع لباس صرفا آقایان باشند اما اگر به تجربه سالها کار من در این حرفه اعتماد میکنید، میگویم بسیاری از خانمها وقتی لباسی را پرو میکنند اگر اشکالی در آن ببینند آن را به فروشنده آقا نمیگویند اما اگر یک خانم آنها را راهنمایی کند، حتما عیب و ایراد لباس را با او مطرح میکنند و همه اینها یعنی؛ مشتری بیشتر و پا به جفتتر.

او خودش ترجیح میدهد همسر و دخترانش از مغازهای خرید کنند که فروشندهاش خانم است؛ «بالاخره در این حرفه چیزهایی میبینیم که شاید عامه مردم از آنها آگاه نباشند، همین باعث میشود تا از اهل منزل بخواهم از اماکنی خرید کنند که فروشنده آن خانم است، این طوری هم کمتر معذب میشوند وهم مشتری ثابت آنها میشوند.»

 

آقا و خانم فرقی ندارد، مهم برخورد است

از چهرههایشان پیداست که حسابی شاکی هستند. بیرون یک مغازه فروش لباسهای مجلسی زنانه باهم در حال بحث هستند که سراغشان میروم. یکیشان برایم توضیح میدهد که ظاهرا فروشنده جوان پا را از گلیم خودش درازتر کرده و به قول قدیمیها آبرو را خورده و حیا را قی کرده است، البته ظاهرا این دختر خانم هم با رفتار قاطعاش حسابی از خجالت آقای فروشنده خاطی درآمده است. 

وسط گله گذاریهایشان فرصت را غنیمت میدانم و موضوع گزارشمان را با آنها در میان میگذارم. واکنش شان برایم جالب است. یکیشان میگوید: برای جشن ازدواج برادرم قصد خرید یک لباس مجلسی را دارم ولی الان حدود 2 ساعت است که مغازههای این اطراف را میگردم ولی همه فروشندهها آقا و معمولا پسران جوان هستند. 

دیگری حرف دوستش را پی میگیرد و اضافه میکند: مثلا از نحوه سوال کردن فروشنده میشود فهمید که نگاهش به کارش حرفهای است یا با غرض دیگری با شما همکلام شده است.

با این حال آنها تاکید میکنند که راهنمایی خواستن از همجنسشان در هنگام خرید یک محصول تمام قد زنانه، کاری به مراتب آسانتر است و مسئولان باید چارهای برای این موضوع بیندیشند.

 

مسئولان مردانه پاي كار نيستند

برای گرفتن پاسخهایی شفافتر به سراغ مسئولان اصناف و اتحادیههای مرتبط با این بخش میرویم. با توجه به اینکه عمده این اصناف چند محصول را توامان در مغازهشان عرضه میکنند؛ پای اصناف مختلفی به گزارش ما باز میشود که مجال اندک ما باعث میشود به دوتایشان بسنده کنیم.

 

گشت اماکن از 5 هزار واحد صنفی؛ هفتهای یک بار

«مهدی لسان طوسی» رئیس اتحادیه پوشاک دوخت مشهد است. او به صراحت تاکید میکند: فروشنده مغازههایی که لباس زیر زنانه را عرضه میکنند باید حتما خانم باشد اما در مورد لباسهای مجلسی زنانه قانونی که الزام بسازد، نداریم.

با او از مصداقهای نقض همین اندک الزامات میگوییم. او ترجیح میدهد جای توضیح، به بیان این نکته بسنده کند که: «ما هر هفته یک یا بعضا در مواردی دو بار در هفته گشتی مشترک با اداره اماکن داریم که در آن نماینده ما حضور یافته و بعد از بازرسی از اصناف در صورت مشاهده تخلف، اخطار و پلمب در انتظار متخلفان خواهد بود.»

از او میپرسیم که آیا یک گشت هفتگی برای نظارت بر 5 هزار واحد صنفی زیرمجموعه این اتحادیه که از قضا هزار و 500 تایشان به دلایلی هنوز موفق به اخذ مجوزهای لازم نشدهاند؛ کافی خواهد بود؟

او میگوید: البته علاوه بر اینها، بازرسان اتحادیه همه روزه از اصناف سطح شهر بازدید میکنند و اگرچه این بازرسیها جنبه ارشادی دارد و در آنها از برخورد خبری نیست، اما اصنافی که متخلف باشند، ذیل این بازرسیها شناسایی خواهند شد.

به گفته لسان طوسی، فروش لباس زیر زنانه توسط مردان دلیل تعطیلی بعضی از مغازههای این صنف بوده است. وی از ارائه آمار خودداری میکند و آن را میسپارد به اداره اماکن که ناظر در این بخش است. 

او همچنین از همکارانش میخواهد تا به الزامات قانونی احترام بگذارند  تا در روزهایی که گشت اداره اماکن سراغشان میآید، به مشکلی برنخورند.

 

برای گرفتن مجوز، ادعا میکنند فروشنده خانم داریم

«محمدجواد فرزانه» مسئول اتحادیه لوازم آرایشی و بهداشتی مشهد نیز برایمان میگوید که در عمده فروشیهایی که تن پوشهای زیر زنانه عرضه میکنند، حضور فروشنده آقا ممانعتی ندارد اما اگر کار به خرده فروشی رسید، حضور یک خانم فروشنده در مغازه اجباری است.

وی تاکید دارد که در بحث فروش لوازم آرایشی و بهداشتی نیز تاکید کردهایم، اخذ مجوزها منوط به معرفی یک خانم به عنوان فروشنده است اما در قاطبه موارد این مسئله توسط فروشندگان نادیده گرفته میشود یا به دروغ فردی را برای اخذ مجوز معرفی میکنند اما بعد در بازرسیها مشاهده میکنیم، خبری از خانم فروشنده در مغازه نیست.

فرزانه یک تاکید دیگر هم دارد و آن اینکه اگر کنار لوازم آرایشی زنانه، لباس زیر نیز عرضه شود، حتما مغازه باید پارتیشن بندی شده و فروشنده خانم در قسمت محصور شده مغازه اجناسش را عرضه کند.

او توصیه میکند: برای کاهش روند تخلفات، خانمهای خریدار باید همکاری کنند و با مراجعه به مغازههایی که فروشندگان آن همجنسان خودشان هستند، زمینه کم رنگ شدن حضور آقایان در جایگاه فروشندگی این محصولات را فراهم کنند.

این مقام مسئول برخوردهای جدیتر را بر عهده اداره اماکن میداند و میگوید: این نهاد است که باید برخورد مناسبی با متخلفان داشته و به آنها اخطار دهد. چنانچه ما تذکر بدهیم و اماکن کاری نکند، طبیعتا حرف ما نفوذ چندانی نخواهد داشت.

فرزانه میگوید که نمیتواند 800 عضو پروانهدار اتحادیه یا آن 200 تای دیگری که هنوز مجوزهای لازم را دریافت نکردهاند اما به کار مشغولند، ملزم به استخدام فروشنده خانم کند؛ چرا که اولا ممکن است شرایط لازم برای این کار را نداشته باشند و دیگر اینکه به دروغ متوسل شوند و فردی را به اتحادیه معرفی کنند اما در عمل پشت پیشخوان مغازهشان فرد دیگری بایستد و نهایتا در بازرسیها هم خلاء حضور او را با مرخصی توجیه کنند.

وی در ادامه بر بحث تداخل صنفی انگشت میگذارد و میگوید: طبق توافق اصناف، اعضای هر صنف میتوانند تا 20 درصد مغازهشان را با محصولات صنف دیگر پُر کنند و این مسئله در حوزه کاری ما نیز به چشم میخورد. همین مسئله نظارتها را دشوارتر میکند و بستر تخلف ها هم تشدید میشود. مثلا یک خرازی گوشهای از مغازهاش را به توزیع محصولات آرایشی اختصاص میدهد یا یک فروشنده لوازم آرایشی لباسهای زیر زنانه در ویترینش میچیند.

او از همکارانش میخواهد تا به خواست مشتری که امنیت فکری و اخلاقی است، با رعایت مصادیق قانونی، احترام بگذارند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٣/١١
٠
٠
ممنون:))سوژه ي خوبي بود