زير‌چتر‌خدا
پرسه‌ای در عاشقانه‌های ماه رجب و شعبان

زير‌چتر‌خدا

نویسنده :

اختصاصی است. اما ورود همه آزاد است. ویژه است. اما شرط ورود ندارد. این هدیه ویژه را هم از زبان ویژه‌ترها باید شنید. برای همین رفتیم سراغ قسمت‌هایی از حدیثی که معروف است به «فرشته  داعی».

پیامبر(ص) حدیث را روایت می‌کنند از زبان یک ملک داعی.

غوغایی است به پا! بلندگو نمی‌خواهد برای آن‌ها که می‌شنوند. مَلِک خوشحال است از آمدن ماه رجب، بلند صدا می‌زند:«طُوبي لِلذّاكِرينَ، طُوبي لِلطّائِعينَ» اي ذاكران! مطيعان! مستغفران! مژده، مژده، بشارت، بشارت.

بشارتش چه می‌تواند باشد! همه به گوش‌اند. شروع می‌کند: «يقُولُ‌ا...ُ‌تَعالي: اَنَا جَليسُ مَنْ جالَسَني، من همنشين كسي هستم كه با من همنشين شود.»

انگار خدا هم یک راست رفته سر اصل مطلب. خداوند خودش را همنشین ما می‌کند، اگر ما هم نشین‌اش شویم. آن هم در این ماه. همیشه هر وقت چیزی را نمی‌دانستیم از کجا به ما رسیده می‌گفتیم : «کمال همنشین در من اثر کرد» یک اثر ناخودآگاه! خود آدم هم نمی‌فهمد از خوراک و پوشاک و نوع صحبت کردنش گرفته تا علایق‌اش. حالا خدا خودش دعوت کرده است ما را برای این همنشینی.

 

هر آدمی‌دوست دارد یک عاشقی داشته باشد. هر آدمی‌دوست دارد محبوب باشد. هر آدمی‌از این ضمیر مالکیت «ام» که به اسمش وصل شود لذت می‌برد. هرچه هم که متعلق به عاشق باشد، یک حس امنیتی به آدم می‌دهد. حالا اگر این رابطه دوطرفه باشد، که عاشق، معشوق باشد و معشوق، عاشق؛ یک چیز دیگر است!

می‌گوید، صاف و مستقیم: اَلشَّهْرُ شَهْری. ماه، ماه من است. همه سال که نه، همه دو دنیا مال اوست! ولی تاکید دارد: که رجب، ماه من است. همه وقت‌هایش. 

وَالْعَبْدُ عَبْدي بنده هم بنده من است! این «من» ‌اش خیلی می‌چسبد! که هنوز هم متعلق‌اش هستی، هر که باشی! با هر گناه و عصیانی! هنوز هم می‌گوید بنده«ام».

وَالرَّحْمَـةُ رَحْمَتي آخرش هم لب مطلب را می‌گوید که رحمت هم، رحمت من است! جای دیگر خبری نیست از آن! يعني در اين ماه خودم با اسم رحمان، وسط مي‌آيم که دیگر رحمت را به واسطه‌ها نسبت ندهید. 

حالا «ماه رجب»، «بنده» و «رحمت» نشسته‌اند کنار هم. یعنی که قرار است این سه یکی شود. قرار است روح بنده با این ماه  متحد شود! قرار است در این ماه این بنده برای خودِ خودش خالص شود.

 

هی نشسته است و می‌گوید کمکم کن! راه نجاتی! دستم را بگیر و.. . هی نشسته است و فقط نشسته است و مدام زیر لب تکرار می‌کند همه حاجت‌هایش را، همه گناهانش را. تا این جای کار هنوز هم نشسته است. بعد یک موقعی می‌شود که یک طنابی می‌افتد پایین و می‌گوید بیا بالا. من این سر طناب را گرفتم، تو فقط به من اعتماد کن و بیا بالا. 

«وَ جَعَلْتُ هذَا الشَّهْرَ حَبْلاً بَيْني وَ بَيْنَ عِبادي،اين ماه را چون يك ريسمان قرار دادم بين خود و بندگانم»

حالا رجب، همان وقت وقت‌اش است. همان ریسمان محکمی‌که خدا قرار داده است بین خودش و بندگانش. راهش هم مشخص است: «فَمَنِ اعْتَصَـمَ بِه وَصَلَ اِلَيَّ»

 که چنگ زنی به آن! یعنی آداب ماهش را قلبا و در عمل رعایت کنی.

 

غوغایی است به پا! بلندگونمی‌خواهد برای آن‌ها که می‌شنوند. مَلِک خوشحال است از آمدن «رجب» ای ها! بلند صدا می‌زند: «این الرجبیون؟»

انگار این گروه خاص‌اند! همه می‌روند و یک‌جا قرار می‌گیرند.خیلی‌های‌شان نه استاد اخلاق داشته‌اند و نه دنبال این و آن بودند. جدی گرفتن این ماه، به اندازه تمام استادها و کتاب‌ها درس داشت برای‌شان.

حالا یک به یک می‌توانند وارد شوند، وارد بهشت. کسانی که در همان رجب‌های عمرشان، بهشت بر آن‌ها واجب شد. 

روایت یک روایت!

«شعبان» که می‌شود آدم یاد جشن و چراغانی و ریسه می‌افتد. شعبان که می‌شود تولد است پشت تولد. از آن طرف شعبان را ماه پیامبر(ص) نامیدند. 

یاران پیامبر از «شعبان» می‌پرسند و پیامبر می‌نشیند و یکی یکی جواب می‌دهد: «شعبان ماه شريفى است، وآن ماه من است و فرشتگانى كه حامل عرشند آن را بزرگ مى‏دارند و حقش را مى‏شناسند.»

جشن وسرور خیابان‌های ما یک چیز است و جشن و سرور خیابان‌های بهشت چیز دیگری. «آن ماهى است كه در آن روزي‌هاى مؤمنان به خاطر ماه رمضان افزون مى‏شوند، و بهشت، زينت وآراسته مى‏شود.»

یک وقت‌های مخصوص و مکان‌های مخصوصی هست که می‌گویند روزی در آن پخش می‌کنند. مثل: بین الطلوعین. حالا شعبان ماه روزی دادن و روزی گرفتن است. اصلا اسمش هم به خاطر این است که روزی‌های مؤمنان شعبه شعبه تقسیم می‌شود. از آن طرف عمل و رفتارهای آدم‌ها چند برابر می‌شود. وقتی که حضرت می‌گویند: «و آن، ماه عمل است، و در آن هر حسنه‏اى هفتاد برابر مى‏شود، وسيئه (ازنامه اعمال) پاك وگناهان آمرزيده مىشود.»

حضرت علی(ع)که مشتاقانه گوش می‌دهند، یک‌باره بلند می‌شوند و از پیامبر(ص) می‌خواهند که بیشتر بگویند از این ماه و از فضائل‌اش.

«هر كس روز اول ماه شعبان را روزه بگيرد خداوند براى او هفتاد حسنه مى‏نويسد و هرحسنه‏اى برابر با (ثواب) يك سال عبادت است. هر کس دو روز از ماه شعبان را روزه بگیرد..هرکس سه روز...هرکس ده روز... هرکس بیست روز...» ماه 30 روزه است و حضرت  برای هر 30 روز روزه اش، تک تک می‌گویند. تا می‌رسد به روز سی‌ام که می‌گویند: «و هر كس سى روز از ماه شعبان را روزه بدارد، جبرئيل او را از عرش صدا می‌زند كه: اى مرد! عمل خود را از سر گير، و از نو شروع كن، زيرا گناهان گذشته تو همه آمرزيده شد.»

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
همه چیز درباره مهم ترین اتفاق شبکه های اجتماعی در سال 2018

#رسوایی_فیسبوک

٩٧/٠١/٣٠