عشق تحصيل، عشق‌کار

عشق تحصيل، عشق‌کار

نویسنده :

از لحظه‌اي که اين مطلب نوشته مي‌شود تا زماني که چاپ و توزيع مي‌شود، کمي تا قسمتي فاصله زماني وجود دارد و احتمالا به احتمال قوي تا آن موقع که شما در حال خواندن اين مطلب هستيد، قائم مقام معاونت دانشجويي وزارت علوم، مدير کل امور دانشجويان داخل کشور و رئيس هيئت انتظامي اساتيد در دانشگاه تربيت مدرس، که همگي را «حسن مسلمي نائيني» مي‌چرخاند، از سمت خود خداحافظي کرده و به عنوان مشاور(!) به روند خدمت‌گذاري ادامه خواهد داد. از شما چه پنهان خبرگزاري فارس نوشته است که نامبرده از رئيس جمهور خواسته به مشايي توصيه کند که از ادامه تحصيل خودداري کند!

* به نظر شما چرا؟!

آيا آقاي اسفنديار صبح‌ها دير به دانشگاه مي‌رود؟ آيا در کافه تريا با دانشجويان ترم آخر زبانم لال سيگار؟ آيا شلوار لي؟ آيا چند ترم مشروطي؟ آيا موي بلند، ناخن سياه؟ آيا شهريه؟ آيا نمايشگاه عکس دانشگاه؟ و آيا علي دايي مي‌توانست تيم ايران را به جام جهاني بفرستد؟

* البته شايد اين‌ها کشک باشد و علت اصلي چيز ديگر:

آيا ادامه تحصيل جيز مي‌باشد؟ آيا نائيني با ادامه تحصيل مخالف است؟ آيا وي با کار بيرون از منزل مخالف است؟ آيا رفيق ناباب؟ آيا گير سه پيچ به دانشجو؟ آيا گير دو پيچ؟ آيا درس کيلويي چنده برو دنبال يه کار نون و آبدار؟ آيا تنبيه بدني؟ آيا زنگ آخر؟ و آيا به راستي علي دايي مي‌توانست تيم ايران را به جام جهاني بفرستد؟

* اما از قديم گفتن حرف راست را از خود گوينده بشنو:

نائيني در نامه‌اي نوشته است: «با سلام به عنوان يک عضو کوچک در دانشگاه تربيت مدرس و خادم در وزارت علوم از رئيس جمهور خادم، فهيم، محبوب و دوست داشتني در خواست مي‌کنم، در حال حاضر با اين همه مشغله و کارهاي متفاوت به جناب آقاي مهندس مشايي توصيه کنند از ادامه تحصيل خودداري کنند»

خلاص! حالا ما هي پشت سر آن عضو کوچک و آن مهندس پر مشغله حاشيه سازي مي‌کنيم! همين حاشيه سازي‌ها بود که نگذاشت علي دايي تيم ملي را به جام جهاني ببرد! اصلا و اصولا ما هر چه مي‌خوريم با همين زبان سرخ است! جاي شما پر، هفته پيش رفته بودم بهشت رضاي مشهد، دستگاه کارواش ميت ساخته‌اند عين هلو! سه سوته مي‌شويد و خشک مي‌کند! زين پس مي‌توانيم نگران سر خوردن از دست غسال نباشيم و با خيالي راحت بميريم! علي ايحال مرسي!

نظرات کاربران
کد امنیتی