مرخصی یا مُرِخَصّی
پایان نامه

مرخصی یا مُرِخَصّی

نویسنده : سعید برند

 

از قدیم گفته‌اند کارمند جماعت دستش زیر سنگ است، حالا اگر شما کارمندید و دست‌تان زیر سنگ نیست بروید یقه قدیمی‌ها را بگیرید! ولی با فرض این که دست کارمند هنوز زیر سنگ باشد می‌توان گفت ساعت کاری کارمند مشخص است و مرخصی‌های مشخصی دارد که به شرح زیرند:  مرخصی استعلاجی: هر گاه لِنگی در برود، سنگی در حالب گیر افتد، سرمای خیطی خورده شود و در مجموع هر وقت مرضی آید و پشت بندش علاجی انجام شود، به تشخیص اطبا مرخصی استعلاجی صادر می‌شود!  مرخصی استحقاقی: حق است و گرفتنی! البته دیده شده که در برخی جاها همین حق هم از کارکنان بی‌نوا دریغ شده و چون کارمند دستش زیر سنگ است خود به خود زبانش هم کوتاه می‌شود، چیزی در حد و اندازه‌های ما و ایضا جناب چغک! در نتیجه نمی‌تواند بلبلی کند مگر زبانش دراز شده باشد که علاج خود را می‌طلبد. مرخصی بدون حقوق: باب دل کارفرما است و هرگاه کارمند چوب خطش پر شود، صادر می‌شود.  مرخصی فیلمی: هرگاه قوزک پای چپ مصلحتاً بپیچد و یا پدر باجناق دوباره خدابیامرز شود، صادر می‌شود. دکتر آشنا جهت صدور گواهی پزشکی در محل سراغ داریم علاقه مندان تماس بگیرند. مرخصی تشویقی: هر گاه شخصِ کارمند به دید کارفرما شیرین آید، فلفور صادر می‌شود! مرخصی اجباری: هرگاه کارِ کارمند به کامِ کارفرما «تلخ» آید، هر گاه دسته‌گلی به آب بیفتد یا آتویی بر ملا شود، بی برو برگرد صادر می‌شود!   مرخصی روزانه: در برخی آیین نامه‌ها به اشتباه تایپی «مرخصی زورانه» نگاشته شده و ربطی به سخت بودن یا روان بودن معده و روده ندارد، اصولا هرگاه کار به آن‌جا رسد، مورد استفاده قرار می‌گیرد.  مرخصی نه، مُرِخَصّی: کمی غلیظ‌تر از مرخصی ادا می‌شود. وقتی سنگ روی سنگ بند نشد ، هرگاه جان به لب رسید گویند: «شما مرخصّی!» یعنی برو حالشو ببر! فقط از تو پیاده‌رو برو ... 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
مرسی
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
شرح حال ما بود...ممنون جناب برند
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
عالی بود
مرضیه
مرضیه
٩٢/٠٢/٢٦
٠
٠
مثل همیشه حرف حساب
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
خيلي باحال بود:))
پربازدیدتریـــن ها
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧