اين نسل را با من بخوان...
نگاهی تصويری كه سينمای كشور از نسل جوان ارائه می‌كند

اين نسل را با من بخوان...

نویسنده : مریم ضیغمی

ماجرا تقريباً از سال 76 آغاز شد، وقتي فضاي فرهنگي كشور متاثر از اتفاقات سياسي تغيير كرده بود و سينما هم در پيشاني فرهنگ كشور تلاش مي‌كرد همگام با اتفاقات تازه كشور باشد. براي همين به طور ناگهاني و سريع رويكرد سينماي كشور از سَمت توليد آثار ملودرام‌هاي خانوادگي و اكشن‌هاي جمشيد هاشم‌پور به طرف توليد آثاري با توجه به ويژه به نسل جوان تغيير كرد. البته يك بخش ماجرا هم به اين برمي‌گشت كه نسل‌ها هم كم‌كم آرايش جديدي به خود گرفته بودند و دغدغه‌هاي تازه‌اي پيدا كرده بودند و حتي در خود سينما هم سر و كله بضاعت‌هاي جديدي در عرصه كارگرداني و فيلمنامه‌نويسي پيدا شده بود، و اين سلسله اتفاقات بود كه مسير را براي تهيه آثار تين ايجري و جوان‌پسند باز كرد. وقتي هم كه اين آثار با اقبال عمومي مواجه شدند حتي كساني‌كه دغدغه‌اي در اين حوزه نداشتند هم يكهو داعيه‌ توجه به نسل جوان پيدا كردند و آثار آبگوشتي همه مدل و هم رقم سبز شد. البته اين اتفاق در آن مقطع فقط در فضاي سينما نيفتاد، خواننده نسل جوان، صداي نسل جوان، محبوب نسل جوان، مجله نسل جوان، انتخاب نسل جوان، كانديداي نسل جوان و... از كليدواژه‌هاي ثابت آن ايام بود. سريال‌هايي مثل «در پناه تو»،‌ «در قلب من»، «روزگار جواني»، «خط قرمز»،‌ «در شهر» و تا حدودي «برگبار» و....واكنش سيما به اين موج بود. اما اين روند ناگهان در بخش‌هاي مختلف جامعه روند رو به زوالي گرفت، تا اين كه مي‌توان مدعي شد حداقل در اين چند سال اخير سينماي كشور چندان سهمي در توجه به نسل جوان و دغدغه‌هايش نداشته يا تصويري كه ارائه كرده است بسيار ناقص بوده است. آ‌ن‌چه در حال حاضر به عنوان برآيند ساختار سينمايي كشور مي‌بينيم آن است كه نسل جوان يعني كساني‌كه دهه دوم و سوم زندگي خود را مي‌گذرانند و به آن‌ها نسل سومي و چهارمي اطلاق مي‌شود. موجوداتي هستند لوس، خودخواه، جامعه‌گريز كه بزرگترها را درك نمي‌كنند و در مقابل بزرگتر‌ها هم آن‌ها را درك نمي‌كنند، همگي به اتفاق يا در كار موسيقي هستند، يا گرافيك، يا آرشيتكت هستند، يا طراح لباس، حالا اگر تو كار مستندسازي و فيلم كوتاه نباشند بعيد نيست روزنامه‌نگار و شاعر باشند و خلاصه جلاي وطن هم كه نقطه همه آن‌هاست. اكران فيلم «قاعده تصادف» در نوروز هر چند كه زياد متناسب با اكران نوروزي نبود اما بهانه‌اي شد براي آن‌كه جايگاه نسل سوم در سينماي كشور و تصويري كه هنر هفتم از آن ارائه مي‌دهد را مرور كنيم. اين بررسي صرفاً‌ جنبه معرفي دارد و به تحليل عميق ماجرا نمي‌پردازد،‌  ضمن ‌آن‌كه وقتي از جايگاه نسل سوم در سينما مي‌گوييم منظورمان همان تصوير ارائه شده از آن‌ها در سينما است نه اين‌كه نسل سوم به عنوان عوامل سينما چه جايگاهي دارند.   ‌          

نظرات کاربران
کد امنیتی
پری_شاهی
پری_شاهی
٩٢/٠٢/٣٠
٠
٠
موافقم