تا سحر بيدارم و همين يك شبو دارم
ترفندهای شب امتحانی برای رساندن نمره‌تان به لب مرز!

تا سحر بيدارم و همين يك شبو دارم

نویسنده : فاطمه محمد پور -عاطفه ذبیحی

جان به جان‌تان بکنند، باز هم «شب امتحان خوان» هستید! حالا ما هی بیاییم و بزنیم توی سرمان که «بچه‌های خوب! لطفا درس‌هایتان را در طول ترم بخوانید و شب امتحان را برای مرور بگذارید!»، یا این‌که از یک ماه قبل، هی از استرس امتحان و... بگوییم شاید که کمی استرس به جان‌تان بیفتد، اما شما فکر می‌کنید این کارهای ما اثر دارد؟ روی همین حساب، رفتیم سراغ دو نفر که عینهو خودتان، جز شب امتحان، بقیه‌ی روزها، روی ماهِ کتاب و جزوه‌شان را می‌بوسند و آن‌ها را کنار می‌گذارند، اما این دو تن، به طرز محیر‌العقولی توانسته‌اند با یک سری ترفند کذایی، یک شبه راه شش ماهه را طی کنند و همه‌ی درس‌ها را با نمراتی قابل قبول دو دَر کنند! از چاپ اسم و مشخصات‌شان که به دلایل ارزشی (!) معذوریم، اما شما را از ترفندهای خفن‌شان بهره‌مند خواهیم کرد!

اما خداییش خودتان قضاوت کنید ارزش دارد آنقدر خودمان را به زمین و هوا بزنیم که یک شبه قضیه را ماست‌مالی کنیم؟ ارزش دارد مردم؟ 

 هنوز دیر نشده! 

خیلی‌ها فکر می‌کنند که برنامه‌ریزی، مال همان بچه زرنگ‌هایی است که از اول ترم درس‌هایشان را خوانده‌اند! روی همین حساب هم شب امتحان، همین‌جوری و بدون برنامه شروع به خواندن می‌کنند. بعد از این که نصف زمان‌شان را فقط برای مقدمه‌ی کتاب از دست دادند، تازه می‌فهمند که ای دل غافل...

اما اگر از من می‌شنوید، برای همین چند ساعت باقی مانده تا امتحان هم برنامه‌ریزی کنید! اول ببینید که دقیقا چند ساعت فرصت دارید و قصد دارید چند فصل بخوانید! بعد همین مقدار را برای فصل‌های کتا‌ب‌تان عادلانه تقسیم کنید. این‌جوری هم دست‌تان می‌آید که چقدر باید بخوانید و هم بیش از حد روی یک مطلب پیش پا افتاده وقت تلف نمی‌کنید!

 اصلا كدوم كتاب؟!

جان مادرتان اگر دقيقه نودي سوداي پاس كردن كتاب داريد، حداقل اين يك مورد را جدي بگيريد. اگر در طول ترم فكر مي‌كرديد كه شاگرد اول كلاس از دماغ فيل افتاده، همين شب امتحاني، كوتاه بياييد. تلفن را برداريد و مثل يك عاشق دلخسته علم و دانش، نويسنده، ناشر و مشخصات كتابي كه در دست‌تان است را با مشخصات كتابي كه در دست شاگرد اول است، چك كنيد، تا هم خيال‌تان راحت شود كه منبع امتحاني‌تان درست است و هم از آخرين تغييرات و حذفيات امتحان مطلع شويد. وقتي بفهميد كه چند صفحه ناقابل از كتاب‌تان حذف شده است، آن هم درست شبي كه براي يك صفحه هم حاضريد چانه بزنيد، يك انرژي‌اي مي‌گيريد كه نگو... 

 هیچ کس تنها نیست!

از قدیم گفته‌اند: اول رفیق بعدش طریق! یعنی اول یک همراه خوب پیدا کن و بعد بزن به جاده! بهترین کار این است که بروید و یک بیچاره مثل خودتان پیدا کنید! یک نفر که مثل شما تازه کتاب را خریده و بسم ا... گفته! یک قرار مشترک بگذارید و همین چند ساعت باقی مانده را با هم سرعت بگیرد! تجربه‌ من همیشه نشان داده، این‌جور وقت‌ها خیلی سریع‌تر و با انگیزه‌تر از همین چند ساعت استفاده می‌کنم!

 رفاقت با جناب استاد!

به جان شما نباشد، به جان همه‌ي اساتيد بزرگوار، بعد از عمري فراگيري علم و دانش، ديگر اخلاق لعنتي خودم دستم آمده بود، من از آن آدم‌هايش نبودم كه در طول ترم درس بخوان باشم، جان به جانم مي‌كردند شب امتحاني بودم. به خاطر همين روحيات، هميشه حواسم بود كه بايد كل ترم را با استراتژي بگذرانم و بايد در طول ترم، خودم و توانمندي‌هايم را به استاد ثابت مي‌كردم، چون بچه خنگ و خپلي نبودم. گاهي اوقات در كلاس با پرسيدن چندتا سوال مشتي حسابي تائيدشان را مي‌گرفتم و نشان مي‌دادم كه سر و پا گوشم و كلي براي‌شان كله تكان مي‌دادم. نتيجه‌اش هم اين بود كه جناب استاد بعد از تصحيح برگه من، با دست باز نمره مي‌داد و خلاصه تا لب مرز و گاهي حتي خيلي بيشتر همراهي‌ام مي‌كرد...

 همسایه‌ها یاری کنید!

بابا آدم این همه خواهر، برادر و دختر خاله، پسرخاله را برای مراسم ختمش که نمی‌خواهد! همین شب‌های مخوف امتحان، اگر به داد هم نرسیم، پس به چه دردی می‌خوریم؟ همین دخترخاله‌ی بنده، یک‌بار به شدت توی بستر مریضی افتاده بود و فردایش هم امتحان تاریخ معماری داشت، یک کتاب 500 صفحه‌ایِ مشتی! قرار شد نصف کتاب را من برایش خلاصه کنم و نصف دیگرش را خودش بخواند. دویست و اندی صفحه را توی 5 برگه ناقابل Aچهار خلاصه کردم و خرش به راحتی از پل گذشت. شما هم می‌توانید از این ذخیره ارزشمند خانوادگی کمک بگیرید و فصل‌های کتاب‌تان را بین فامیل، آشنا و در و همسایه تقسیم کنید! یک روز هم می‌آید که گره‌ِ کار آن‌ها به دست مبارک شما باز شود...

 ريز‌نمرات را بپا!

اوريجينال، اِوِرِست روش‌ها، بيشترين بازده دركوتاه‌ترين زمان! اين همه تعريف و تمجيد گواراي وجود اين يك راه‌كار. انصافا مشكل گشاي امتحانات حفظي‌ است كه شب امتحاني بايد پاس شوند. هميشه اولين سوالي كه در اولين جلسه درس، از استاد مي‌پرسم همين است، اين‌كه لطف بفرمايد و ريزنمرات يا همان بارم‌بندي كه براي هر فصل در امتحان در نظر گرفته شده است را بگويد. شب امتحان كه مي‌شود، دست مي‌گذارم روي چندتا فصل فول نمره، با يك حساب و كتاب سرانگشتي، فصل‌هايي را انتخاب مي‌كنم كه نمره دلخواهم را تامين كنند آن هم با ضمانت! آدم‌هاي شب امتحاني، معمولا تا خود امتحان، 12-10 ساعت بيشتر زمان ندارند، مي‌توان با يك برنامه‌ريزي درست و حسابي، قلب همين چند فصل را نشانه گرفت و  به اندازه كل ترم از خجالت‌شان درآمد. 

 هم‌شاگردی، سلام!

به هر حال توی هر کلاس مدرسه و دانشگاه، قطعا یک موجود درازگوش‌خوان و همیشه در صحنه پیدا می‌شود که مو به موی حرف‌های استاد و حتی حالات چهره‌اش را یادداشت می‌کند. بهترین کار این است که دمِ این هم‌کلاسی عزیز را داشته باشیم و آخر ترم، یک نسخه از روی جزوه‌اش برای خودمان کپی کنیم. تجربه ثابت کرده که معلم‌ها اغلبِ سوال‌هایشان را از بین مطالبی انتخاب می‌کنند که در طول ترم همه وقت‌شان را برای توضیح آن‌ها گذاشته‌اند. من هم روی همین حساب همیشه یک نسخه از جزوه‌های چند نفر اول کلاس را برای مرور شب امتحانی دارم و از این روش هم جواب‌ها گرفته‌ام!

 بی خيال تيترها نشويد!

از پدربزرگ‌تان هم كه بپرسيد با شما هم نظر است، اصلا انگار كه يك قانون نانوشته شده است. اين‌كه معمولا كم هستند آدم‌هايي كه بتوانند كل كتاب را براي امتحان تمام كنند، حالا چه برسد به اين‌كه اين آدم‌ها شب امتحاني هم باشند! ترم پيش امتحان مديريت منابع انساني داشتم و با اجازه شما كتاب‌اش را هم دو روز قبل امتحان گرفته بودم، با كلي فشار و به زور كنجد و كندر تا روز امتحان نصف كتاب را خواندم. دوساعتي تا شروع امتحان فرصت داشتم كه تجربه به ياري‌ام آمد، شروع كردم به ورق زدن نصفه‌ باقيمانده و فقط تيترهاي هر پاراگراف را خواندم. نتيجه‌اش هم اين شد كه همين تيترخواني، در حد چند نمره ناقابل، نمره‌‌ام را كشيد بالا. باورتان نمي‌شود كه اين مدل خواندن، معجزه مي‌كند در حد تيم ملي واليبال، خصوصا اگر امتحان از نوع چهار گزينه‌اي باشد... 

 نمونه سوال را دست کم نگیرید!

فرقی نمی‌کند که یک امتحان کلاسی و مستمر معمولی باشد، یا امتحان نهایی و یا حتی کنکور! همیشه، همه‌ طراح‌های سوال، برای خودشان یک بانک سوال دارند که سوال‌های هر ترم را از توی همان درمی‌آورند! حتی بعضا دیده شده استاد‌های فراوانی وجود دارند که هر ترم، با یک مجموعه سوال یکسان، حالِ دانش‌جو و ایضا آموز را می‌گیرند! پس عقل سلیم حکم می‌کند که آدم وقتی برای خواندن یک کتاب چندصد صفحه‌ای زمان ندارد، در به در، دنبال پیدا کردن نمونه سوال‌های استاد بیفتد! برای این کار هم روش‌های زیادی می‌توانم به شما توصیه کنم: مثلا اگر امتحان نهایی باشد، که نمونه سوال‌هایش را به راحتی می‌توانید توی اینترنت پیدا کنید. اگر یک استاد واحد، هر ترم همان امتحان را می‌گیرد، هر جور شده نمونه سوال‌هایش را از ترم بالایی‌ها گیر بیاورید! 

 هندي‌بازي روي برگه!

يكي از مهم‌ترين عملياتي است كه مي‌شود روي برگه امتحاني‌ پياده كرد. يادم مي‌آيد كه استاد درس ادبيات‌مان عاشق حافظ بود، وقتي كه همه زورم را روي برگه پياده كردم، آخر سر، ته برگه يك غزل خيلي زيبا از حافظ نوشتم كه شب قبل با هزار بدبختي حفظ‌اش كرده بودم. براي استاد نوشتم كه علاقه‌اش به حافظ من را هم عاشق حافظ كرده‌ است و... جواب داد و يك راه‌كار خوب به جمع راه‌كارهاي شب امتحاني اضافه شد. فقط فوت كوزه‌گري‌اش اين است كه بدانيد براي هر كدام‌شان چه چيزي بايد بنويسيد...


 قيافه يك عدد كبري را به خودتان بگيريد كه تصميم گرفته است!

آخرين تير تركش و آخرين شانس براي راضي كردن اساتيد بزرگوار. معمولا بعد امتحانات خيلي خفن، به سراغ‌ اساتيد مي‌روم و با قيافه‌اي كاملا نادم و پشيمان فرصت جبران مي‌گيرم. قول يك كار عملي توپ و يا يك تحقيق درست و حسابي مي‌دهم. خلاصه كه بايد مهارت داشته باشيد و بدانيد كه با يك استاد محترم، چگونه محترمانه سخن بگوييد و به او بفهمانيد كه عصر، عصر رفع كدورت‌ها و مشكلات از طريق گفت‌وگو مي‌باشد...

نظرات کاربران
کد امنیتی
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
بسي استفاده كرديم:))ممنون
shahrzad_z
shahrzad_z
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
موفقم ولی من معمولا ظهر میخوام تا شب دیگه سر حالم