نقش جامه‌هايی كه از شاهنامه می‌گويند
گفتگو با زينب صوابی و رضا خاوری، زوج گرافيست مشهدی

نقش جامه‌هايی كه از شاهنامه می‌گويند

نویسنده : ملیحه جهانبخش

زينب صوابي متولد سال 1364 به همراه همسرش رضا خاوري متولد 1360 مدتي است بخشي از كار حرفه‌اي خود را به شاهنامه و باز آفريني نمادهاي آن بر روي كالاهاي گوناگون اختصاص داده‌اند. وقتي نمونه كارهايشان را در دفتر توليدشان مي‌بينم كه با چه دقت و حوصله اي چيده شده است آنقدر از ذوق و هنر هر دو آن‌ها به شعف مي‌آيم كه نمي‌دانم از كجا و چطور بخواهم درباره كارشان برايم توضيح بدهند. زينب با لبخند آرام و هميشگي‌اش مقابلم مي‌نشيند و همسرش كه سخت مشغول بسته‌بندي و آماده كردن سفارش‌هاست همراه مان مي‌شود.

 ‌برايم بگو چطور شد تصميم گرفتي از شاهنامه فردوسي به چنين توليدات هنري ارزشمندي برسي؟ 

 سال 88 زماني‌كه بايد موضوع پايان‌نامه كارشناسي‌ام را انتخاب مي‌كردم اساتيدم بحث گردشگري در مشهد را مطرح كردند، ‌اما من ديدم اين بحث بسيار گسترده است و در مجال پايان‌نامه من نمي‌گنجد از اين رو سعي كردم در اين موضوع ريزتر وارد شوم. موضوعات گردشگري در مشهد مرا به فردوسي و جاذبه گردشگری آن در مشهد رساند. بنابراين پيشنهاد دادم درباره شيوه‌هاي جذب توريست به آرامگاه فردوسي كار كنم و اساتيد هم موافقت كردند . 

 موضوع سختي به نظر مي رسد!

 براي شروع سري به آرامگاه فردوسي زدم. وقتي محيط خالي اطراف آرامگاه فردوسي را ديدم و سكوت و انزواي آن را، ‌دلم سوخت! شروع به ايده‌پردازي كردم. از طراحي محوطه بيرون آرامگاه گرفته تا شيوه‌هاي عرضه محصولات مرتبط به گردشگران و انتقال فرهنگ و ادب و هنر ايراني به مرزهايي فراتر از مشهد و حتي كشورمان. پايان نامه‌ام را هم با بسياري از اين پيشنهادها ارائه دادم. 

 به طور خاص ايده چاپ نقش‌هاي اساطيري بر روي كالاهاي مختلف چطور به ذهنت رسيد؟ 

 موضوع پايان نامه‌ام كه مورد تأييد قرار گرفت، همسرم هم خيلي تشويقم كرد و به‌طور جدي در اين پروژه همراهي‌ام كرد. شروع كردم به لوگو زدن نام فردوسي، تنديس فردوسي،‌ حتي سراغ شعرهاي شاهنامه هم رفتم اما احساس كردم اين كارها جديد نيست و فكر و ايده ذهني من را تأمين نمي‌كند؛ پس تصميم گرفتم سراغ شخصيت‌هاي شاهنامه بروم. 

 انتخاب اين نمادها يا شخصيت‌ها را چطور انجام دادي؟ به نظر مي‌رسد كار پژوهشي و دقيقي انجام داده‌اي. 

 بله ابتدا كار سختي بود با اساتيدي در اين باره مشورت كردم به كتاب‌هايي نيز مراجعه داشتم. تا اين كه به ذهنم رسيد از خود سنگ نگاره‌هاي مقبره فردوسي كمك بگيرم، هر يك از تصويرها روايت‌گر قسمتي از شاهنامه است. از آن‌ها عكس گرفتم. به تصويرهاي خطي حجم دادم، ضخامت دادم و طرح‌ها را به گونه‌اي باز آفريني كردم و با شعري از خود شاهنامه همراه شدم، در نهايت 22 طرح از دل آن‌ها استخراج شد. 

 به نظر من كه همه‌اش زيباست. پر شور، ‌هيجان‌انگيز و زيبا! اما دوست دارم خودت بگويي بين اين طرح‌ها كدام را بيشتر دوست داري؟ 

 (مي خندد...) رستم! رستم نماد انساني قوي اما با دلي لطيف و مهربان است!‌ شخصيتي كه با تصوير آن خيلي‌ها از ابتداي كار ارتباط گرفتند. برايم جالب بود كه بين طرح‌ها تا نقش رستم را مي‌ديدند مي گفتند: اِ ... رستم! چقدر جالب كار شده است!

 آقای رضا خاوري كه از ابتداي گفت‌وگو آرام نشسته است درباره طرح‌ها و قالب‌ها و مي‌گويد: طرح‌ها كه آماده شدند تصميم گرفتيم آن‌ها را بر روي تي‌شرت كار كنيم. دوست داشتيم لباس ايراني را به نقش‌هاي اساطيري زينت بدهيم. لباسي كه به هويت و فرهنگ ما نزديك باشد. خب اين ايده را عملي كرديم و پس از آن هم برروي پازل،‌ ليوان، كاشي، ‌ام دي اف،‌ پرچم و ... نيز اين طرح‌ها را اجرا كرديم. 

 براي عرضه كارهايتان تابه حال چه اقداماتي انجام داده‌ايد؟ 

 بعد از دفاع پايان نامه‌ام در نمايشگاهي شركت كرديم كه همزمان با بزرگداشت فردوسي در 25 ارديبهشت بود استقبال خيلي خوبي شد. وقتي جوان‌ها لباس‌ها را مي‌ديدند برايشان خيلي جالب بود. بعد از آن علي‌رغم پيگيري‌هاي من و همسرم متأسفانه سازماني پيدا نشد كه از كار ما حمايت كند. حتي با مراكزي كه گمان مي‌كرديم دغدغه توليد ملي و حمايت از آن را دارند رايزني كرديم اما يا در رديف بودجه آن‌ها نبود و يا مورد استقبال قرار نمي‌گرفت. اما اتفاقي كه براي هر دوي ما خيلي خوب بود شركت در نمايشگاه خصوصي يكي از دوستانم در تهران بود. تي‌شرت‌هاي مزين به نقش‌هاي اساطيري را در كنار محصولات خودش در نمايشگاه عرضه كرد و با استقبال شگفت‌انگيزي روبرو شد. در حالي كه انتظار داشتيم همين اتفاق در مشهد هم به دليل هم جواري با آرامگاه فردوسي بيفتد اما چنين نشد. 

  چه برنامه‌اي براي آينده داريد؟ 

 رضا خاوری مي‌گويد: وقتي اين كار را با زينب آغاز كرديم هدف هر دوي ما اين بود كه از طريق هنر و شيوه خودمان فرهنگ و هنر اصيل ايران را به مردم همه دنيا ارائه كنيم. دوست داشتيم گردشگری كه از آرامگاه فردوسي مي‌رود لباسي را بپوشد كه مزين به نقش‌هاي شاهنامه باشد و خود اين لباس تبليغي براي هنر و اصالت ايراني‌ها شود . هنوز هم اميد داريم كه با توسعه و گسترش كارمان به اين هدف برسيم. 

 هفته آينده بزرگداشت فردوسي است حتما شما هم در آن زمان برنامه ويژه‌اي داريد؟ 

 خيلي دوست داريم داشته باشيم! اگر اين امكان را برايمان فراهم كنند که نمايشگاهي از محصولات‌مان را بر پا كنيم. اگر اين نمايشگاه در خود آرامگاه فردوسي يا همراه با همايش‌هاي مرتبط با آن باشد خيلي خوب مي‌شود. فقط هر دو اميد داريم فرصت هم به ما بدهند! 

 دوست دارم در پايان مهمترين دغدغه خود را در اين زمينه بگوييد. مطمئن هستم به گوش همه خواهد رسيد.

 رضا مي‌گويد: دوست داشتم تمام سازمان‌ها و مراكزي كه به آن‌ها سر زدم و درخواست همكاري و حمايت داشتم دست رد به انگيزه و شوق ما نمي‌زدند و اين را مي‌دانستند كه دغدغه ما و خيلي از جوانان ديگري كه به دنبال توليد ملي هستند با هدف بازار يابي يا صرفا درآمد مالي نيست! چون اگر اين‌ها بود كه ما هم مي‌توانستيم دست به توليد كالاهايي بزنيم كه با ظاهري پر زرق و برق، رنگ و بوي غربي داشته باشد و مشتري را به سمت خود جلب كنند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
ممنون