تفاوت حرفه ای ها و آماتورها
چه جوری می‌توانیم برای کتاب خریدن مثل ناشی‌ها نباشیم؟

تفاوت حرفه ای ها و آماتورها

نویسنده : عاطفه ذبیحی

اگر شما هم جسارتا یکی از همان مافیایی هستید که گند زده‌اید به سرانه مطالعه کشور و سال به سال، فقط شنگول و منگول‌تان را یک مرور می‌کنید، پس قطعا یک ناشی و آماتور تمام عیار، در خریدن کتاب‌های خوب هستید و اصلا نمی‌دانید که چه جوری باید وارد کتاب فروشی شوید! این‌ها توصیفی از آماتورها و حرفه‌ای‌های این جماعت است. شاید با خواندنش بتوانید کمی ادای حرفه‌ای ها را دربیاورید!!!

سبد خرید دارند

طرف بقالی هم می‌خواهد برود، از قبل خانمش بهش گفته که باید چه چیزهایی بار کند و بیاورد خانه!

 آماتورها  «آقا کتاب خوب چی دارید؟» این جمله، نماد تمام و کمال ناشی‌گری است. ناشی‌ها، وارد کتاب‌فروشی می‌شوند، همین‌جوری، اتفاقی! کتاب خاصی هم توی کلّه‌شان نیست. یا از فروشنده تقاضای کتاب خوب می‌کنند، بدون این‌که فروشنده آن‌ها را بشناسد و سلیقه‌شان را بداند، یا از زرق و برق یک کتاب، اسمش، جلدش و... می‌روند و دست به جیب می‌شوند!

حرفه‌ای‌ها «آقا کتاب فلان که فلانی نوشته و بهمانی ترجمه کرده، مال نشر بیسار است! اومده؟» حرفه‌ای‌ها از قبل می‌دانند که دقیقا چه کتابی قرار است به خانه ببرند، توی سایت‌های مختلف مثل جیره‌ی کتاب، کتاب‌خوار و یا سایت‌ ناشرهای مختلف، مثل قطره، چشمه، سوره‌ مهر و... کتاب را دیده‌اند، چند خطی ازش خوانده‌اند، مترجم و ناشر را یادداشت کرده‌اند، می‌دانند فاز کتاب چیست و کِی روانه‌ بازار می‌شود.

کتاب‌فروشی را می‌شناسند

آدم اگر می‌خواهد حرفه‌ای باشد باید همه کتاب فروشی‌های مهم و اصلی شهر را حفظ باشد، بداند این‌ها نماینده چه ناشرانی هستند، چه جور کتاب‌هایی می‌آوردند و فازشان چیست، حتی باید بداند فروشنده‌شان چه سبکی فکر می‌کند...

  آماتورها   دارند می‌روند سبزی آش بخرند، توی راه یک کتاب‌فروشی می‌بینند و بین قفسه‌های ناشناخته‌اش می‌گردند، یک رمان انتخاب می‌کنند و بعد می‌فهمند که ای دل غافل، کتاب کمک آموزشی ریاضی خریده‌اند!

حرفه‌ای‌ها ژانر کتابی را که می‌خواهند به خانه ببرند، توی ذهن دارند و بر اساس همین می‌دانند باید کجا بروند، باید بروند مغازه‌های کهنه فروشی وکتاب‌های قدیمی، مغازه‌ کتاب‌های روان‌شناختی، کتاب‌های کمک درسی یا مثلا رمان دفاع مقدس. همه سوراخ سنبه‌های مغازه دست‌شان است. می‌دانند هر قفسه چه کتاب‌هایی دارد و عدل می‌روند سر همان قفسه مورد نظرشان. رفیق فروشنده و مشتری ثابتش هستند، برای همین فروشنده دقیقا می‌داند که چه فاز خاصی به درد مشتری‌اش می خورد و راهنمایی‌اش می‌کند.

آمار کتاب را دارند

باید قبل از تصمیم گیری برای خرید یک کتاب خوب، تمام چم و خمش توی دستتان باشد!

 آماتورها  شاید یک جایی فقط یک گوشه از اسم کتاب را شنیده‌اند. با کلی مکافات به فروشنده حالی می‌کنند منظورشان کدام کتاب است و فروشنده هم همانی را که توی انبارش دارد، توی دست این‌ها می‌گذارد.

حرفه‌ای‌ها قبلا فهمیده‌اند که ترجمه، قلب کتاب است. بهترین کتاب دنیا را هم اگر با یک ترجمه ضعیف بخرند، چیزی حالی‌‌شان نمی‌شود. وقتی اسم کتاب را از رفیق‌شان شنیدند، از او می‌پرسند که کدام ترجمه را خوانده، بعد خودشان می‌روند و و ته توی کتاب را از اینترنت در می‌آورند. مثلا می‌بینند که چند تا ترجمه ازش چاپ شده و کدام مترجم مشهورتر و حرفه‌ای‌تر است، چند ناشر کتاب را چاپ کرده‌اند، قطع و اندازه‌ کدام باز نشر، فاز بیشتری بهشان می‌دهد، قیمتش چقدر است و با دخل و خرج‌شان جور در می‌آید یا نه. 

کتاب فروشی را بار نمی زنند!

آدم اگر می‌خواهد حرفه‌ای باشد باید همه کتاب فروشی‌های مهم و اصلی شهر را حفظ باشد، بداند این‌ها نماینده چه ناشرانی هستند، چه جور کتاب‌هایی می‌آوردند و فازشان چیست، حتی باید بداند فروشنده‌شان چه سبکی فکر می‌کند...

 آماتورها  دارند می‌روند سبزی آش بخرند، توی راه یک کتاب‌فروشی می‌بینند و بین قفسه‌های ناشناخته‌اش می‌گردند، یک رمان انتخاب می‌کنند و بعد می‌فهمند که ای دل غافل، کتاب کمک آموزشی ریاضی خریده‌اند!

حرفه‌ای‌ها ژانر کتابی را که می‌خواهند به خانه ببرند، توی ذهن دارند و بر اساس همین می‌دانند باید کجا بروند، باید بروند مغازه‌های کهنه فروشی وکتاب‌های قدیمی، مغازه‌ی کتاب‌های روان‌شناختی، کتاب‌های کمک درسی یا مثلا رمان دفاع مقدس. همه سوراخ سمبه‌های مغازه دست‌شان است. می‌دانند هر قفسه چه کتاب‌هایی دارد و عدل می‌روند سر همان قفسه مورد نظرشان. رفیق فروشنده و مشتری ثابتش هستند، برای همین فروشنده دقیقا می‌داند که چه فاز خاصی به درد مشتری‌اش می خورد و راهنمایی‌اش می‌کند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
ghazale
ghazale
٩٢/٠٢/٢٥
٠
٠
کتاب فروووووووووووشی را بار نمیزنند و کتاب فروشی را میشناسند شبیه هم بوووود ! خجالت بکشین دسته جمعی ! :)))))))))))