چنین می‌کنیم و چنان!
پایان نامه

چنین می‌کنیم و چنان!

نویسنده : سعید برند

اخیرا یک نواری به دست ما رسیده است که بوهای ناجور می‌دهد. این نوار که گویا سال‌ها پیش پر شده مربوط به انتخابات رئیس شورای محله «نیست در جهان آباد» معروف به ندجا می‌باشد. در این نوار یکی از نامزدهای انتخاباتی وعده‌هایی عجیب و غریب به مردم محله می‌دهد که شنیدن آن‌ها جهت ادای هِر و ایضا کِر مناسب هر سن و سالی است:

اینجانب یعنی رئیس حتمی آینده محله ضمن عرض خوشامد به همه هم‌محله‌ایی‌های محترم تقاضا دارم هویجوری که دو لپی چلوکباب برگ خود را لقمه می‌فرمایند به صحبت‌های بندهِ حقیرِ خادمِ خدمت‌گزارِ نوکرِ دربست مردم هم گوش فرا دهند:

بنده در اولین اقدام برج میلاد تهران رو به محله خودمان می‌آورم، برج میلاد که هیچ آن سبزی فروش ارزان فروش معروف را هم می‌آورم، اصلا از همین جا اعلام می‌کنم به مجردی که رای بیاورم واحد پولی محله را از ریال به دلار تبدیل می‌کنم، تا دیگر نگران بالا کشیدن و پایین کشیدن ارز نباشید. کاری می‌کنم که اتوبوس‌ها دیگر این قدر شلوغ نباشد حتی قصد دارم طرح «هر هم‌محله‌ای، یک اتوبوس» را اجرا کنم. یکی دیگر از طرح‌های کلان من پاک کردن دوره سنی «دم‌بخت» از زندگی دختران جوان محله است، اصلا چه معنی دارد که ما در محله خودمان این همه دختر دم‌بخت داشته باشیم که خود این مسئله مشکلات عدیده‌ای برای ما ایجاد کند. قول می‌دهیم بلافاصله هر یک از دختران محترم محله که از جزو نویسی دانشگاه فارغ شود را به عقد یک عدد از پسران محله درآوریم. آیا وکیلم؟ آیا رئیسم؟

البته این آقای نامزد این وعده‌ها را می‌دهد ولی آن چیزی که در دقایق پایانی این نوار صوتی به گوش می‌رسد این است که هیچ کدام از مردم فهیم محله به صحبت‌های او گوش نداده و حتی پای ادامه صحبت‌های نامبرده نیز نمی‌نشینند و راهی خانه خود می‌شوند، این جمله نکته اخلاقی مطلب‌مان بود تا مثل «پایان نامه» قبلی که نوشتیم و شما نخواندید کلا حذف نشود!

نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
چه طرح های خوبی داره