دبیر جیم به من گفت: «دیگر پیامک‌هایت را چاپ نمی‌کنیم!»

دبیر جیم به من گفت: «دیگر پیامک‌هایت را چاپ نمی‌کنیم!»

نویسنده : مجید حسین زاده

بعضی‌ها با هر پیامکی که به هفته‌نامه جیم می‌فرستند، یک بار هم اسم‌شان را آخر پیامک می‌نویسند. مثلا گاهی می‌بینی یک اسم، در یک شماره جیم ده‌ها پیامک فرستاده و درباره همه صفحات نظر خودش را اعلام کرده است. یکی از فرستندگان این‌گونه پیامک‌ها، مخاطبی است که این هفته به سراغش رفتیم و با او به گپ‌وگفت نشستیم. شما هم احتمالا، قبل‌ترها نام «جواد عفتی» را در ستون پیامک‌های جیم نه یک بار، که چندین بار دیده‌اید! در ادامه دلیل این‌که در حال حاضر کمتر اسم او را می‌بینید، خواهید فهمید...

 خودت را معرفی می‌کنی!؟

 اگر بخواهم خودم را معرفی کنم، می‌گویم: «جواد عفتی هستم، متولد 1373»

 تحصیلاتت را تا کجا ادامه دادی؟

 بعد از این‌که مدرک دیپلمم را گذاشتم کنار تاقچه(!)، مشغول به کار شدم.

 در چه زمینه‌ای کار می‌کنی؟

 سنگ‌کاری و نمای ساختمان.

 چرا درس‌ات را ادامه ندادی؟ علاقه نداشتی یا...؟ 

 به درس علاقه‌مند بودم ولی وضعیتی پیش آمد که نتوانستم درسم را ادامه بدهم.

 معدل دیپلم‌ات چند بود؟

 یادم نیست!

 معلومه که خیلی به درس علاقه داشتی! چه رشته‌ای درس می‌خواندی؟

 انسانی. من چون به معلمی علاقه زیادی داشتم این رشته را انتخاب کردم.

 به نظر خودت، انتخابت در آن زمان درست بوده است؟

 من بیش‌تر به فکر این بودم که دبیرستانم به خانه‌مان نزدیک باشد، هرچند بعدها فهمیدم که اشتباه کرده‌ام ولی خیلی دیر شده بود.

 بالاترین طبقه‌ای که برای نمای ساختمان رفته‌ای، طبقه چندم بوده است؟

 طبقه پنجم.

 احساس ترس از ارتفاع بین طبقه اول و پنجم برایت فرقی می‌کند؟

 نه خیلی، زیر پای آدم محکم باشد فرقی نمی‌کند طبقه چندم مشغول به کار باشی.

 درس خواندن سخت‌تر است یا سنگ‌کاری ساختمان؟

 به طور قطع درس خواندن.

 سربازی رفتی؟

 2 یا 3 ماه دیگر، باید دفترچه‌ام را پست کنم و منتظر باشم تا مشهد بیفتم.

 چرا مشهد؟

 چون از رفتن به بقیه شهرها می‌ترسم!

 الان شما چند ماه باید خدمت کنی؟

گفته‌اند سال 92، ما 24 ماه خدمتیم.

 دنبال این شیوه‌های تضمینی معافی سربازی هم رفتی یا نه؟

 نه، اصلا اگر بتوانم معاف هم بشوم، دوست دارم سربازی‌ام را بروم.

 چرا!؟

 فکر کنم حس و حال خوبی داشته باشد! مثلا بعدها می‌توانم بگویم طرف هم خدمتی من بوده است!

 بالاخره به نظرت گفتن همین جمله، ارزش 2 سال را دارد!؟

 یکی از برادرانم می‌گفت « تو نمی‌توانی بروی» چون مرا بچه حساب می‌کرد ولی من در خودم توان رفتنش را می‌بینم.

 هر وقت به جیم پیامک می‌زنی اسم‌ات را آخر پیامک می‌نویسی، چرا؟

 چون معمولا محتوای پیامک‌هایم شعرهای خودم است، اسمم را هم می‌نویسم که شاعرش مشخص باشد. 

 معمولا پیامک‌هایت هم چاپ می‌شود؟

 سال 90 در یک شماره، سه پیامک از من چاپ شده بود! در نمایشگاه مطبوعات سال گذشته همان شماره را به آقای اسدی نشان دادم و بعد از آن، دیگر پیامک‌های من چاپ نشد! البته خودشان گفتند، از این به بعد پیامک‌هایت را چاپ نمی‌کنیم که جبران بشود!

 پیگیری ما از دبیر جیم درباره صحت این قضیه، با جواب زیر روبه روشد:

 اسدی: یک چیزهایی یادم می‌آید ولی دقیقا یادم نیست چی گفتم. حالا واقعا بعد از آن روز دیگر پیامک‌هایش را چاپ نکردیم؟

 اولین حقوق‌ات را چه کار کردی؟

 برای مادرم خرجش کردم ولی الان اگر یک پول درست و حسابی دستم بیاید، به یک مرکز نگهداری از کودکان بی سرپرست کمک می‌کنم.

 چرا به این مراکز کمک می‌کردی؟

 چون تجربه نکرده می‌دانم که دوری از خانواده، آن هم در دوران کودکی خیلی سخت است.

 اهل ورزش هستی یا نه؟

 اصلا! اوج ورزش من، پیاده‌روی است!

 تفریحات شما را بیش‌تر چه برنامه‌هایی شامل می‌شود؟

 همین شعر گفتن برای من بهترین و لذت‌بخش‌ترین تفریح است.

 از شعرهای چه شاعری بیشتر ‌خوش‌ات می‌آید؟

 جلیل صفربیگی و رباعی معروفش: «تا کی سر کوچه‌تان هیاهو بکشم / از چهار طرف محله را بو بکشم / سارا تو رو جان هر که دوست داری نگذار / مجبور شوم دوباره چاقو بکشم»

 شعر قشنگی بود، فقط خشونت یک کم زیاد بود! اهل سینما رفتن هم هستی؟

 آخرین باری که رفتم 15 سال پیش بود (یعنی تقریبا 4 ساله بوده!). چون در سینما هر صندلی‌اش خودش یک فیلم است، علاقه‌ای به سینما رفتن ندارم!

نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/١٣
٠
٠
ازدست این دبیرجیم
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
بهـتــرین فروشــگاه‌هـای اینتـــرنــــتی ایـران را کــامــل بشــناســید

#خرید_اینترنتی

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات