ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

رودربايستي را مي‌گذارم کنار، بهش مي‌گويم: مي‌شود کتابم را برگرداني، دلم برايش تنگ شده است!

------------ *** ------------

چنان به پاي تو در مردن آرزومندم

که زندگاني خويشم چنان هوس نکند

سعدي

------------ *** ------------

آسانست براي من که خيابان‌ها را تا کنم

و در چمداني بگذارم

که صداي باران را

به‌جز تو کسي نشنود

شمس لنگرودي

------------ *** ------------

بي تو

نه بوي خاک نجاتم داد

نه شمارش ستاره‌ها تسکينم

چرا صدايم کردي؟

چرا...؟

حسين پناهي

------------ *** ------------

روزي دل به تو مي‌بندم

و گنجشک‌ها

پر مي‌‌گشايند

به‌نام من

آزاد.

محمود درويش

------------ *** ------------

چيزي شبيه يک روز مرخصي اضافي حين خدمت، کمي مهلت، فاصله بين دو پرانتز، يک لحظه لطافت. چند ساعتي که از ديگران ربوده بوديم.

گريز ناپذير/ آناگاوالدا

------------ *** ------------

در اندرون من خسته دل ندانم کيست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

حافظ

------------ *** ------------

آن حرف که از دلت غمي بگشايد

در صحبت دل شکستگان مي‌بايد

هر شيشه که بشکند، ندارد قيمت

جز شيشه دل که قيمتش افزايد

شيخ بهايي

------------ *** ------------

تا تو هستي و غزل هست دلم تنها نيست

محرمي چون تو هنوزم به چنين دنيا نيست

از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت

که در اين وصف زبان دگري گويا نيست

محمدعلي بهمني

------------ *** ------------

خوشا آن دل که از خود بيخبر بي

ندونه در سفر يا در حضر بي

به کوه و دشت و صحرا همچو مجنون

پي ليلي دوان با چشم تر بي

بابا طاهر

------------ *** ------------

سجاده‌ام کجاست؟

مي‌خواهم از هميشه اين اضطراب برخيزم

اين دل گرفتگي مداوم شايد،

تأثير سايه من است،

که اين سان گستاخ و سنگوار

بين خدا و دلم ايستاده‌ام

سجاده‌ام کجاست؟

سلمان هراتي

------------ *** ------------

آيد وصال و هجر غم انگيز بگذرد

ساقي بيار باده که اين نيز بگذرد

اي دل به سردمهري دوران، صبور باش

کز پي رسد بهار، چو پاييز بگذرد

رهي معيري

نظرات کاربران
کد امنیتی