شعرهای مامانی

شعرهای مامانی

نویسنده : مرتضی اخوان

برشی از شعر استاد شهریار برای «مادر»

آهسته باز از بغل پله‌ها گذشت

در فکر آش و سبزي بيمار خويش بود

اما گرفته دور و برش هاله‌اي سياه

او مرده است و باز پرستار حال ماست

در زندگي ما همه جا وول مي‌خورد

هر کنج خانه صحنه‌اي از داستان اوست

در ختم خويش هم بسر کار خويش بود

بيچاره مادرم

هر روز مي‌گذشت از اين زير پله‌ها

آهسته تا بهم نزند خواب ناز من

امروز هم گذشت

در باز و بسته شد

با پشت خم از اين بغل کوچه مي‌رود

چادر نماز فلفلي انداخته بسر

کفش چروک خورده و جوراب وصله‌دار

او فکر بچه‌هاست

هرجا شده هويج هم امروز مي‌خرد

بيچاره پيرزن، همه برف است کوچه‌ها

او از ميان کلفت و نوکر ز شهر خويش

آمد به جستجوي من و سرنوشت من

آمد چهار طفل دگر هم بزرگ کرد

آمد که پيت نفت گرفته بزير بال

هر شب در آيد از در يک خانه فقير

روشن کند چراغ يکي عشق نيمه جان

 

 

در بوسه‌های مادرخورشيد نور باران

آغاز روز تازهلبخند بامدادان

***

در خنده‌های مادرعطر خوش گلستان

زيبایی طبيعتشادابی بهاران

*** 

مادر تو روح و جانیمادر تو جاودانی

با من تو مهربانیبا من تو همزبانی

***

مادر تو بهترینیمادر تو نازنینی

مادر تو دلنشینیبر حلقه‌ام نگینی

*** 

مادر هميشه بيدارمادر هميشه در كار

باشد برای فرزندمادر هميشه غم‌خوار

***

مادر هميشه خوش قلبمادر هميشه دل‌سوز

مادر هميشه روشنخورشيد عالم افروز

***

در چشم‌های مادرآبی آسمانی

رؤيای سبز نوروزمعنای زندگانی

 

 

به به چه دلنواز است آهنگ نام مادر

بانگ فرشتگان است گویی کلام مادر

در اوج آسمانها رقص ستاره ها بود

آنگه که می شنیدم یک دم پیام مادر

هر روز بر دهانم صد بوسه از دل و جان

می‌زد چو باز می‌شد بهر سلام مادر

در خواب ناز دیدم شبها ز آسمانها

نور از ستاره بارد هر شب به بام مادر

در کودکی دعایم این بود ای خدایا

باشد جهان هستی شیرین به کام مادر

یک دم مدار مارا یارب جدای از او

ای کاش تا جهان است باشد دوام مادر

شیرین بدارکامش در روزگار یارب

تلخی و نامرادی باشد حرام مادر

***

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠