پیوند سینما با ادبیات به مدد آرایه‌ها
جاکتابی

پیوند سینما با ادبیات به مدد آرایه‌ها

نویسنده : مصطفی شوشتری

 

نام کتاب: مشت در نمای درشت (معانی و بیان در ادبیات و سینما) نویسنده: دکتر سیدحسن حسینی قیمت: 4500 تومان ناشر: سروش تعداد  صفحه: 264

 

بیدل:/ به زاهد نگفتم ز درد محبت

که نشنیده بود آنچه من دیده بودم!

اگر کتاب‌هایی را که به معرفی آرایه‌های ادبی می‌پردازند، بخواهیم فهرست کنیم شاید تعداد آن‌ها به بیش از 100 نسخه برسد. نویسندگان این کتاب‌ها معمولا با یک سری تقسیم‌بندی‌های سنتی یا مخصوص به خود و بدون زاویه‌دهی ویژه‌ای آرایه‌های ادبی را شرح و توضیح می‌دهند. در این میان، کتاب «مشت در نمای درشت» در نگاهی تازه‌تر به آرایه‌های ادبی قصد دارد پیوندی بین ادبیات و سینما بزند و درصدد توضیح معانی و بیان در این دو هنر برآمده است. «سید حسن حسینی» نویسنده نام آشنای این کتاب که یکی از قله‌های شعر معاصر ادب پارسی نیز هست با نگاهی بدیع در این کتاب تلاش کرده است تا سینما ورزان بتوانند ادبیات را تماشا کنند و اهل ادب نیز قادر باشند تا سینما را با صدای بلند در دل بخوانند. مرحوم سید حسن حسینی در مقدمه کتاب اهدافش از تالیف این کتاب را این‌گونه بیان کرده است: الف) نزدیک کردن دل و زبان ساکنان دو اقلیم هنر یعنی ادبیات و سینما به یکدیگر؛ ب) تفسیر سینمایی ادبیات و تشریح ادبی سینما؛ ج) نگاه سینمایی به میراث ادبی. نویسنده در ادامه می‌افزاید. اگر ساکنان دو اردوی ادبیات و سینما، سر از زبان و اصطلاحات و نگرش‌های اردوی مقابل درآورند، نقد ادبی و نقد سینما و نقد هنری ما غنی‌تر خواهد شد. در بخش‌های بعدی کتاب، نویسنده با آوردن شاهد مثال‌هایی از اشعار ادب پارسی، با نگاهی سینمایی آن‌ها را تفسیر می‌کند. نمونه زیبای آن در داستان عالِم نحوی و کشتی‌بان در مثنوی معنوی مولانا است که حسینی با تلفیقی از نگاه‌های زیبایی شناسانه و عرفانی قصد دارد زیبایی‌های تصویری و گزینش صحیح کلمات را در ابیات نشان دهد؛ یا در حکایت مرد مارگیری که در کوهستان، اژدهای یخ‌زده‌ای را به گمان این که مرده است در ریسمان می‌پیچد و برای نمایش و معرکه‌گیری به بغداد می‌آورد، حسینی معتقد است « مولانا این حکایت را به صورت تفکیک شده و به اصطلاح بریده بریده بازگو می‌کند و گویی پشت میز مونتاژ ذهن خلاق خود هر نمای بیرونی و بصری از این حکایت را به نمایی درونی و نامریی از مفاهیم مورد علاقه خویش می‌چسباند و به اصطلاح برش می‌زند.» نویسنده در فصل «چالش ادبیات و سینما» ابراز می‌دارد: «توان دوربین برای قاب گرفتن بخشی خاص از مرئیات و واداشتن تماشاگر به دیدن قسمت‌هایی که کارگردان می‌خواهد، بی‌شک امتیاز بالایی برای هنر سینما به شمار می‌آید اما ادبیات نیز دست بسته نیست. در وهله نخست، داستان‌نویس یا شاعر با انتخاب سوژه خاص یا کلمه‌ای مورد نظر، انبوهی بی شمار از سوژه‌ها و کلمات دیگر را حذف می‌کند و ذهن مخاطب را درگیر موضوعات و مفاهیمی می‌کند که خود در نظر دارد.» البته حسینی معترف است که سینما هم توانایی‌های خاص خودش را دارد که با تکیه بر آن‌ها در عرصه چشم‌گیری جلب نظر ادبیات را پشت سر می‌گذارد. سید حسن حسینی در فصل‌های دیگر به «معانی و بیان در زندگی روزمره» و «بیان در ادبیات و سینما» و مباحثی که در ذیل عنوان «بیان» است مثل تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه، رمز و ... می‌پردازد و مثال‌های نغز و شیرینی که برای هر آرایه می‌آورد منبعی بسیار قابل اتکا و خواندنی برای ادب دوستان است.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی