بزرگ بود و از اهالی امروز...
به مناسبت اول اردیبهشت ماه، درگذشت سهراب سپهری

بزرگ بود و از اهالی امروز...

نویسنده : ملیحه جهانبخش

به سراغ سهراب می‌روم و می‌دانم باید چنان از او یاد کنم که چینی نازک تنهایی‌اش ترکی بر ندارد... باید چنان از سهراب بگویم که از لطافت پروانه‌ها... که از غربت سنجاقک‌ها... از موسیقی روییدن گل‌ها. سهراب را کویرها و بیابان‌های کاشان خوب می‌شناسند هنگامی که در نیمه شب‌ها پابرهنه بر خاک‌ها قدم می‌زد و نقشی بر بام نقاشی‌اش از درختی، سنگی... به یادگار می‌گذاشت و ماه... که همیشه در شعرهایش بالای سر تنهایی اوست. حوالی همین روزها بود که چمدان تنهایی‌اش را بست و رفت... پر از بال و پر بود و در دور دست‌ها کسی او را فراخوانده بود...

ساعت دوازده بار نواخت...

سهراب سپهری 15مهر 1307 ساعت 12 ظهر دیده به جهان گشود. خانه‌اش در کاشان در همسایگی صحرا بود و او بیابان را دوست داشت؛ چون رویاهاش را محصور نمی‌کرد. سال 1312 به دبستان خیام کاشان رفت و پس از پایان دوره ابتدایی کارگر کارخانه ریسندگی در کاشان شد. مقطع متوسطه را در دبیرستان نقاشی سپری کرد. زنگ نقاشی برایش دریچه‌ای به سوی رنگ‌ها و طرح‌ها شد. می‌گوید: «زنگ نقاشی نقطه روشنی در تاریکی هفته بود.» سال 1322 برای ادامه تحصیل به دانشسرای مقدماتی تهران رفت و سال 1324 به کاشان بازگشت. در این هنگام با پیشنهاد «مشفق کاشانی» استخدام آموزش و پرورش شد. 

شیفتگی به هنر و ترک کار اداری

شاید نام سهراب در ذهن بسیاری از ما با شعر و شاعری عجین شده باشد اما خوب است بدانید که سهراب پیش از آن که شاعر باشد نقاش بود. شیفتگی او به نقاشی تا به آنجا بود که تصمیم گرفت کارهای اداری را ترک کند و برای همیشه به هنر نقاشی بپردازد. شاید بهانه این اتفاق ملاقات با منصور شیبانی (دانشجوی هنر دانشکده هنرهای زیبا) بود که پس از گفت‌وگو با وی دچار چنان دگرگونی شد که در کتاب «هنوز در سفرم» در این باره می‌گوید: « طعم یک استحاله را تا انتهای خواب در دهان داشتم...»

 سال شمار زندگی هنری سهراب

سال 1332 بود که از دانشکده هنرهای زیبا در رشته نقاشی فارغ التحصیل شد و چهار سال بعد به پاریس و لندن رفت تا در مدرسه هنرهای زیبای پاریس رشته لیتوگرافی بخواند. سال 1339 بود که موفق به دریافت جایزه اول هنرهای زیبا در یک جشنواره شد. پس از آن سفرهایی به ژاپن و هند داشت و در این سفرها بود که به شدت به عرفان شرقی علاقه‌مند شد. در همین سال‌ها آثار نقاشی او در بسیاری از کشورها به نمایش گذاشته شد و هم‌چنین دو مجموعه از اشعارش به چاپ رسید: سال 1330 نخستین مجموعه شعر نیمایی به نام «مرگ رنگ» و در اواخر سال 1332، دومین مجموعه شعرش با عنوان «زندگی خواب‌ها». دیگر آثار او از سال 1340 تا 1356 به چاپ رسیده است که از آن میان می‌توان به: «آوار آفتاب»، «شرق اندوه»، «حجم سبز»، «ما هیچ، ما نگاه» اشاره کرد.

گریز از انسان‌مداری در آثار سهراب

سهراب تلاش می‌کند سنت‌های شرقی و غربی را با هم تلفیق و سبکی مستقل و شخصی خلق کند. شاید بتوان گفت که طبیعت عنصر مشترک شعر و نقاشی سهراب است. نقاشی‌های سهراب را که مرور می‌کنم، طرحی از انسان در آن‌ها به چشم نمی‌خورد؛ هر چه هست طبیعت است. سهراب انسان را نیز جزیی از طبیعت می‌پندارد. طبیعتی که از کوه و رود و سایر عناصرش می‌توان به وجود انسان نیز پی برد. به عنوان مثال نقاشی روستایی که درب خانه و فضای کلی آن وجود انسان را نیز به ذهن مخاطب یادآور می‌شود. به نظر می‌رسد سهراب اندیشه‌محور بودن انسان را در هنرش زدوده است. در شعر نیز سهراب گاه چنان در عرفان غرق می‌شود که انسان فراموش می‌شود. 

هشت کتاب شعر و بی‌شمار نقاشی

سهراب سپهری در زمان حیاتش در بیش از 20 عنوان نمایشگاه گروهی و انفرادی شرکت داشت و بسیاری از آثارش با قیمت‌های بسیار بالا به فروش می‌رسید. مجموعه اشعار سپهری نیز با عنوان «هشت کتاب» خرداد 1356 چاپ شد.

وحدت‌گرایی در شعر و نقاشی سهراب

در نقاشی‌های سهراب تمام اجزا به گونه‌ای در قاب تصویر قرار گرفته‌اند که در نهایت معنای واحدی را به ذهن بیینده متبادر کنند. گلدان نقاشی سهراب بر روی پله‌ها تنها به عنوان یک جز مورد توجه بیننده قرار نمی‌گیرد بلکه وقتی بر روی پله‌های یک خانه قدیمی نقش می‌بندد وحدت اشیا هدف اصلی را نمایان می‌کند. سهراب در پی به وحدت رسیدن از کثرت است. در شعر او نیز وحدت‌گرایی به چشم می‌خورد چنان که صالح حسینی در این باره می‌گوید: «در شعر سهراب تمام عناصر طبیعت و جهان هستی اعضای یکدیگرند و از یک گوهرند. (نیلوفر خاموش ص23)


مرگ پایان کبوتر نیست... 

یکم اردیبهشت 1359 یادآور رهایی سهراب سپهری از بیماری سختی است که 2سال با آن مبارزه کرد. نمی‌گویم تسلیم مرگ شد زیرا به تعبیر خودش: «مرگ پایان کبوتر نیست...» سهراب مسافری غریب بود که مهمانی دنیا را ترک گفت و روح زیبایش را در آثار جاودانه‌اش چه در نقاشی‌ها و چه در اشعارش به یادگار گذاشت. او در صحن امامزاده سلطان‌علی‌بن محمد باقر روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان آرام گرفته است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
مثله یک فرشته
مثله یک فرشته
٩٢/٠٢/١١
٠
٠
روحش شاد