اسلام منعی برای خواستگاری دختر از پسر ندارد اما...
در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام واعظ‌موسوی مطرح شد

اسلام منعی برای خواستگاری دختر از پسر ندارد اما...

نویسنده : مازیار حکاک

خواستگاری دختر از پسر از آن قبیل موضوعاتی است که می‌تواند در آینده‌ای نزدیک به یک بحران اجتماعی تبدیل شود، بگذریم كه خیلی‌ها هم، آن را نشانه تجدد و پیشرفت می‎دانند. برای واکاوی این موضوع گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام سید مهدی واعظ‌موسوی داشتیم که چندان هم با این موضوعات بیگانه نیستند و نزدیک به 16 سال است که به جوانان در امور مختلف‌شان به خصوص همین ازدواج مشورت می‌دهند. مصاحبه ما با ایشان اگرچه کوتاه است ولی دربرگیرنده بسیاری از سوالات در زمینه خواستگاری دختر از پسر است.

 این روزها خواستگاری برعکس یعنی خواستگاری دختر از پسر مد شده است، آیا از لحاظ دینی محدودیتی برای این موضوع وجود دارد؟

 ما در دین‌مان محدودیتی برای خواستگاری دختر از پسر نداریم ولی این‌که پسر از دختر خواستگاری می‌کند به این دلیل است که دختر ظریف است و جنس زن حساس‌تر و شکننده‌ و در روایات ما تشبیه شده به گل خوشبوی بهاری، به شیشه و در قرآن در شکنندگی به تخم مرغ. این شکنندگی موجب می‌شود وقتی دختر خواستگاری کند و جواب رد بشنود و یا پسر ناز بکند در روحیه او شکستی وارد شود و دچار افسردگی شود. در صورتی که اگر پسری خواستگاری کند و جواب رد بشنود، معمولا اتفاق خاصی در روحیات پسر رخ نمی‌دهد، چون مردها در برخورد با این‌طور قضایا به اصلاح پوست کلفت‌تر هستند و مقاومت‌شان بیشتر است. در عین حال از نظر اسلام محدودیتی نیست، هر وقت دخترها تمایل داشتند از پسرها خواستگاری کنند، اسلام مانعی ایجاد نمی‌کند و این کار را حرام نشمرده است و اظهار نظری در این مورد نکرده که حتما باید پسر از دختر خواستگاری کند. البته در قرآن «خِطْبَه النِّسَاء» آمده که اشاره به همان اصول و عرفی است که از گذشته‌های دور تا به الان همیشه رایج بوده و نشان دهنده خواستگاری مرد از زن است.

 یعنی هیچ مانعی وجود ندارد؟!

 به طور کلی نه. اگر یک دختری در عین عفاف و پاکی برود پیشنهادی به پسری بدهد هیچ جای اسلام نگفته که این حرام است. صرف پیشنهاد ازدواج دادن حرام نیست ولی مطلوب هم نیست چون خود آن دخترآسیب روحی می‌بیند.

 یعنی نمی‌شود این آسیب را تحمل كرد؟

 من بارها در مشاوره‌ها با دختر خانم‌هایی برخورد کرده‌ام که می‌گفتند من رفتم به کسی ابراز علاقه کردم و پیشنهاد ازدواج دادم ایشان به من جواب رد داد و دست رد به سینه من زد به شکلی که از آن به بعد حال من خیلی بد است و خیلی احساس بدی دارم. علت این موضوع در این نکته ظریف و مهم است که روان‌شناسی زن، روان‌شناسی محبوبیت است. دوست دارد محبوب باشد و مرد را محب خودش دوست دارد. همیشه زن محبوب بوده و مرد محب. در ادبیات بشری حس تغزل در مرد است که برای محبوبش غزل‌سرایی می‌کند و در آرزوی وصال او روزهای فراق را سپری می‌کند. این‌ها حاکی از این است که اصالت باید این باشد که مرد از زن خواستگاری کند نه زن از مرد.

 آیا این ماجرا به تازگی مد شده یا از قدیم وجود داشته است؟

 به این شکل فعلی تازگی دارد و کمی تعجب برانگیز است؛ اما این مرسوم بوده که در قدیم علمای بزرگ و شخصیت‌های خیلی معتبر گاهی دخترشان که به سن ازدواج می‌رسیدند، پیشنهاد می‌کردند. نه این‌که خود دختر این کار را بکند، پدرشان روی منبر و حتی پای تدریس که 500 تا طلبه نشسته بود اعلام می‌کرد که من دختری دارم اگر کسانی طالب هستند می‌توانند به خواستگاری ایشان بیایند. حتی ما در قرآن می‌بینیم که حضرت شعیب(ع) به حضرت موسی(ع) پیشنهاد می‌کند که هر کدام از این دو دختر من را که می‌خواهی بگو تا من به عقد تو دربیاورم. یعنی این از ناحیه پدر دختر اشکالی ندارد. البته ما در مورد مادران از گذشته نداشتیم چون مادر هم باز از جنس زن است و اگر با جواب رد مواجه بشود ممکن است ناراحت شود.

 علت زیاد شدن این سبك خواستگاری سال‌های اخیر را در چه می‌دانید؟

 به نظر من علت آن اختلاط بیش از اندازه دختر و پسر و افزایش سن ازدواج دختران و پسران است. دختران احساس خطر می‌کنند. فکر می‌‍‌کنند که ممکن است خواستگاری برای‌شان نیاید، ممکن است از شانس ازدواج برخوردار نشوند، لذا خودشان می‌روند و به پسرها پیشنهاد ازدواج می‌دهند. به ویژه در دانشگاه‌ها و محیط‌های کار. از طرفی خیلی از پسرها به خاطر مشکلات اقتصادی و مسائل گرانی و دیربازدهی راهی که انتخاب کردند یعنی راه تحصیل، تمایلی به ازدواج ندارند.

 به دختری که شدیدا علاقه‌مند پسری شده چه مشورتی می‌د‌هید؟

 من به آن‌ها توصیه می‌کنم که اگر واقعا خیلی شیفته ازدواج با یک آقا هستی خودت نرو بگو. یک چرخه‌ای درست کن. مثلا به استادت بگو اگر قابل اعتماد است یا به نماینده مسئولان نهاد رهبری در دانشگاه یا به یک فرد مطمئن مثل دایی‌، عمو بگو. او هم ابتدا از طرف شما پیشنهاد ندهد بلکه از طرف خودش به آقا پسر بگوید: شما نمی‌خواهی ازدواج کنی؟ اگر تصمیم ازدواج داری من دخترهای خوبی برایت سراغ دارم و بعد اگر اعلام آمادگی کرد نشانی این دختر خانم را به ایشان بدهد. حتی حضرت خدیجه(س) که به ازدواج با پیامبر(ص) تمایل داشت برای ازدواج با حضرت، یک چرخه درست کرد. یعنی یک چرخه‌ای درست کرد که به خواستگاری پیامبر از او منجر شود. یک زمینه‌ای تجاری درست کرد و قرارداد تجاری با پیامبر(ص) بست. این‌طور نبود که مستقیم خودش بگوید. چون اگر خودش به طور مستقیم می‌گفت در صورت شنیدن جواب رد، سبک می‌شد.

 به عنوان آخرین سئوال، اگر ازدواجی با این سبک سر بگیرد چه پیامدهای منفی می‌تواند در آینده این زوج را تهدید كند، به ویژه برای پیشنهاد دهنده یعنی دختر خانم؟ 

 این یک واقعیت است که وقتی دختر خودش پیشنهاد کرده باشد یا مثلا با پسر دوست شده باشد یا سر راهش قرار گرفته باشد، معمولا زبان آقا پسر دراز است. وقتی دعوای‌شان می‌شود اگر آدم بی‌ظرفیت یا کم‌ظرفیتی باشد می‌گوید تو سر راه من آمدی، تو قاپ من‌ را دزدیدی، تو خودت را به من عرضه کردی، تو اگر دختر خوبی بودی خودت را به من عرضه نمی‌کردی و به من پیشنهاد نمی‌دادی و این‌‌ها برای یک دختر خیلی شکننده و ناراحت کننده است. ولی مواردی هم هست که مرد این حرف‌ها را نمی‌زند و در دعوا هم با این حرف‌‌ها خاطر خانم را مکدر نمی‌کند. ولی از آن طرف وقتی پسری با اصرار با دختری ازدواج کرده است حالا اگر بخواهد دختر خانم ناز کند جایگاه دارد و هیچ وقت هیچ دختری نمی‌گوید تو به من پیشنهاد دادی چرا که کاملا طبیعی است که پسر به خواستگاری دختر برود. تازه اگر دختر خانم بگوید تو خیلی اصرار داشتی با من ازدواج کنی در این صورت هم اگر پسر برگردد و بگوید آره چون تو را می‌خواستم و دوست داشتم نه تنها موجب ناراحتی نیست که خیلی هم دختر خانم خوشش می‌آید و لذت می‌‎برد. 

مرد چون غیرت مردانه دارد وقتی می‌بیند دختری خودش را عرضه و پیشنهاد کرده است همیشه او را در ذهن خودش کوچک می‌بیند، مگر چه مرد باصفا و عاقلی باشد که به روی همسرش نیاورد و همسرش را کوچک نشمرد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدهادی
محمدهادی
٩٢/٠٢/٠٥
١
٠
باسلام . نمی دانم چه بگویم ولی یک سوال تا کجا می توان به تولید چرخه مبادرت نمود ؟ اگر چرخه به وظیفه خود عمل نکرد می شود چرخه دیگری درست کرد؟ راهکار چیست؟ کاش خانواده زن و یا خانواده مرد خود را در جای یکدیگر قرار بدهند . و درک کنند یک جوان که به خواستگاری دختر می آید چه دارد و چه می خواهد . نه اینکه همان اول مادی (مهریه- شیربها-نفقه -و.....)کمی به تمرکز بر روی وجود جوان داشته باشند (اصل و نسب-کارو تلاش-روحیه و ....) نمی گنم نیست ولی افراد کمی هستن ! چه بهتر که بیشتر شوند(با یاری حق)