به‌آرايشگاه زود رسيديم
بررسي موضوع آرايش دختران در نوجواني

به‌آرايشگاه زود رسيديم

نویسنده :

در سال‌هاي بسيار دور بحث زيبايي و زشتي تب امروز را نداشت. امروزه اين تب چنان افزايش پيدا کرده که جان برخي افراد را هم تهديد مي‌کند. در حال حاضر جامعه ما با دخترهايي روبه‌رو است که علي‌رغم چهره زيبايي که دارند حاضر نيستند تحت هيچ شرايطي بدون آرايش ديده شوند.

خيلي‌ها معتقدند که معيارهاي زيبايي در قرن بيست و يکم تغيير کرده و ديگر معيارهايي که در گذشته وجود داشت، به طور کلي از ميان رفته است، به طور مثال آدمي که در 70، 80 سال پيش زندگي مي‌کرد به مغزش هم خطور نمي‌کرد که روزي معيارهاي زيبايي از افراد سياه پوست يا دورگه وام گرفته شود و داشتن لبان کلفت و بزرگ، پوست بسيار تيره و برنزه‌، موهاي زبر و مواج يا داشتن ابرو‌هاي بسيار نازک جزء معيارهاي زيبايي باشد. کارشناس ارشد روانشناسي دراين باره مي‌گويد: «در جوامعي که مسايل اخلاقي، انساني و سيرت‌زيبا در درجه دوم اهميت قرار دارند، انسان‌ها در تلاش هستند که به صورت زيبا بپردازند.» خانم معيني ادامه مي‌دهد: در اختلالات روانشناسي، آرايش دختران به دو شکل «خودنمايشي» يعني استفاده از عجيب وغريب‌ترين آرايش‌ها و لباس‌ها است که اين افراد که به بيمار هستند بايد تحت کنترل پزشک باشند و شکل بعدي، «بدشکل‌پنداري» نام‌گذاري شده که در مورد دختران و زناني صدق مي‌کند که براي نجات رواني از زشتي‌شان دست به غليظ‌ترين و تندترين آرايش‌ها مي‌زنند.»

«در شهرها به دليل اين‌که نسبت‌ها کم‌رنگ مي‌شود و از سويي ديگر از آن‌جا که روابط انساني در پرتو مناسبات مالي، اشتغال، درآمد بالا و داشتن طبقه تعريف مي‌شود و از آن‌جايي که اين موارد دائما در حال تغيير هستند، در چنين جامعه‌اي ارزش و معيار انساني برابر مناسبات ظاهري زندگي رنگ مي‌بازد و افراد سعي مي‌کنند صورت ظاهري مسئله را حفظ کنند.»

اين استاد دانشگاه با بيان اين‌که واکنش دختران نسبت به عواملي که تصور مي‌کنند نقصي در ظاهرشان محسوب مي‌شود، منفي‌تر از پسران است تأکيد مي‌کند: «در اکثر جوامع و فرهنگ‌ها، خانم‌ها بيشتر براساس ظاهرشان قضاوت مي‌شوند و وضعيت ظاهر در پذيرش اجتماعي آن‌ها نقش اساسي دارد. اما پسرها بيشتر بر پايه دلاوري، توانايي‌هاي ورزشي و موفقيت‌هاي علمي و مواردي مشابه، توجه اطرافيان را جلب مي‌کنند. از طرف ديگر سريال‌هاي خارجي، فيلم‌هاي سينمايي، برنامه‌ها و تبليغات ماهواره و... باعث گرايش خواسته يا ناخواسته نوجوان به کسب زيبايي ظاهري شده است. البته خانم معيني معتقد است در گرايش افراطي به آرايش، تنها تمايل به زيبايي را نمي‌توان مطرح نمود بلکه گروه دوستان و الگوبرداري از آنان، شيوه‌هاي فرزندپروري والدين، کمبود اعتماد به نفس، مادراني که خود الگوي مناسبي براي دختران‌شان نيستند، تبليغات منفي، اسباب بازي‌هاي دوران کودکي و... همه از عواملي است که باعث مي‌شود برخي از دختران به صورت افراطي تمايل به آرايش‌هاي غليظ و گاه زننده پيدا کنند.»

او بنا به آمار، ژاپن را اولين و ايران را هفتمين کشور جهان در مصرف لوازم آرايشي عنوان مي‌کند و مي‌گويد: «بعد از عربستان، ‌ايران دومين کشور مصرف کننده در خاورميانه است و اين براي ايراني که به دنبال گام‌هاي بلند در پيشرفت است مايه تأسف است که پيرو آرايش تند خليجي و عربي باشد.» خانم معيني در عين حال معتقد است،‌ استفاده زياد از لوازم آرايشي يک بيماري نيست بلکه يک علامت و نشانه است براي تجزيه و تحليل؛‌ آرايش مانند سيگار بيماري نيست بلکه معلول است که عوامل مختلفي دارد.

او پيامدهاي زيبايي براي زن و مرد را تقريبا مشابه مي‌داند اما تأکيد مي‌کند: «به واسطه برخي از ساختارهاي فرهنگي تثبيت شده در اکثر جوامع وظيفه زيبا بودن به عهده زن و مختص به او شناخته شده است. که در جامعه ما اين چنين است‌.»

کارشناسان معتقدند که علاقه به زيبايي يک رفتار اجتماعي نوظهور است که به يکباره بصورت تغيير سليقه‌هاي ناگهاني در افراد شکل مي‌گيرد در حالي‌که با فرهنگ و رسوم جا افتاده آن جامعه که افراد بر حسب سابقه و قدمت از آن پيروي مي‌کنند تناقض دارد. وقتي فرد در شرايطي باشد که نيازهايش برآورده نشود و الگويي مناسب براي تقليد نداشته باشد در اين‌صورت اين افراد جذب گروه‌هايي مي‌شوند که کشش به توليد و الگوبرداري در آن گروه‌ها بيشتر باشد‌.

امروزه مردم مدام تلاش مي‌کنند تا خواسته‌هاي کاذب خود را که ثمره مدگرايي است پوشش دهند. اين شيوه رفتار آن‌ها را مدام بدهکار نموده و مرتب آينده خويش را پيش فروش مي‌نمايند. از نظر فرهنگي معمولا زنان به لحاظ احساسي بودن واکنش‌هاي‌شان نسبت به محيط‌، عاطفي‌تر مي‌باشند و بيشتر تحت تأثير قرار مي‌گيرند.

خانم معيني در اين‌باره مي‌گويد: «اين مسائل باعث شده، گرايش به مد و تقليد از طرز لباس پوشيدن تا نحوه آرايش و نوع صحبت کردن در خانم‌ها بهتر و زودتر به منصه ظهور برسد و گرايش به مد در زنان عيني شود.»

او به مباحث زيبا شناختي گريزي مي‌زند و مي‌افزايد: «اگر فرد در موقعيتي قرار بگيرد که ديگران از او زيباتر باشند ممکن است خود را زشت بداند. عوارض اين باورهاي افراطي حتي مي‌تواند شغل و منصب فرد را هم تحت تأثير قرار بدهد.»

اين روانشناس تأکيدش به اعتماد به نفس است و اعتماد به نفس را ويژگي مي‌داند که در سنين پايين، شروع به شکل گرفتن مي‌کند. او مي‌گويد: «اعتماد به نفس در خانم‌ها زودتر شکل مي‌گيرد و زودتر هم تمام مي‌شود. در دختران از سنين 7 تا 9 سالگي شروع و در 15 تا 16 سالگي تمام مي‌شود. خانم‌ها اعتماد به نفس را بيشتر در زيبايي مي‌بينند. براي همين است که زنان بيشتر از مردان به جاي تقويت قدرت و توانمندي به دنبال انواع و اقسام جراحي‌هاي پلاستيک و زيبايي مثل کاشت‌گونه، جراحي بيني، ليفتينگ و... هستند در حالي که سراغ مردان را بيشتر در باشگاه‌هاي بدن‌سازي بايد گرفت.»

آن‌ها موجوديت خود را با زيبايي محک مي‌زنند چرا که احساس مي‌کنند با زيبايي مي‌توانند موجوديت بيشتري را از خود نشان بدهند. او مي‌گويند؛ ‌هر چه آرايش تندتر باشد، اعتماد به نفس پايين‌تر است و افراد خجالتي از آرايشي استفاده مي‌کنند که تصور مي‌کنند برايشان شخصيت بيشتري مي‌آورد. اغلب آرايش خشن و چشم‌هايي با زاويه‌هاي تند با ابروهاي شيطاني مختص آدم‌هاي بي‌اعتماد به نفسي است که مي‌خواهند ديگران باورشان کنند و مورد پذيرش جامعه قرار گيرند. بيشتر آن‌ها فکر مي‌کنند که در صورت خود نقص عمده‌اي دارند، اين نقص گاهي آن‌قدر بزرگ جلوه مي‌کند که براي رفع آن دست به هر کاري مي‌زنند. اين افراد آرايش غليظ را نه به‌خاطر مردان بلکه در واکنش به فروپاشي درون خود انجام مي‌دهند، يعني تلاش مي‌کنند ديگران چهره غمگين‌، ژوليده و پريشان آنان را نبينند. اين نکته هم قابل توجه است که اگر خانواده‌ها پايه‌هاي اعتماد به نفس را در فرزند محکم کنند فرزند را به آرامش دروني سوق مي‌دهند. مادامي که اين ميزان آرامش در آن سن کمرنگ شود فرزند در ظاهر خود زياده روي مي‌کند و هيچ‌گاه به آرامش واقعي نمي‌رسد. گرچه که بعضي از دختران مدعي‌اند، ‌آرايش غليظ را براي جلب توجه ديگران نمي‌کنند بلکه براي دل خودشان است. اما سؤال اين‌جاست چرا اين نوع آرايش به اصطلاح براي دل خود را موقع خواب انجام نمي‌دهند!

او به مقوله مذهب اشاره مي‌کند و مي‌افزايد: بر اساس مباني اسلام مبني بر حفظ حجاب، تنها قسمتي از صورت ديده مي‌شود و براي همين، برخي بروز و ظهور خود را در چهره مي‌بينند. حتي اگر در اروپا سادگي و بي‌آرايشي مد شود امکان ندارد دختران ايراني به سمت بي‌آرايشي بروند. بايد گفت در ايران آرايش کردن ربطي به مد ندارد. وقتي سيماي سينماي زن مملو از آرايش است چه انتظاري از دختر دبيرستاني مي‌توان داشت.

تغيير فرهنگ و ديد خانواده،‌ کاربردي شدن نهادهاي فرهنگي در کشور،‌ هويت دادن به نوجوان،‌ حضور پررنگ آموزشي آموزش و پرورش و... راهکارهاي اوليه اين استاد دانشگاه است. خانم معيني ادامه مي‌دهد: ديد خانواده بايد اصلاح شود تا با کاهش مسئله روبه‌رو شويم، روشي که در کشورهاي خارجي جواب داده است و آن هم عدم توجه به لوازم آرايشي!

او به مسئله هويت نوجوان تأکيد مي‌کند و مي‌گويد: سؤالات نوجوان دراين مقطع سني را بايد خانواده، ‌آموزش و پرورش، رسانه و مذهب به درستي پاسخ دهد در غير اين صورت بايد شاهد افزايش آرايش‌هاي مجلسي باشيم که در روز و براي بيرون رفتن از منزل استفاده مي‌شود.

او دوره راهنمايي را حساس‌ترين دوره براي دختران عنوان مي‌کند و مي‌گويد: بايد گفت آموزش‌و‌پرورش زحمتي براي شناساندن ارزش‌هاي جامعه به دختران نکشيده است. اين درحالي است که در ساير جوامع استعداديابي دانش‌آموز تنها براساس هوش عقلي نيست، بلکه برمبناي هوش‌چندگانه که شامل هوش معنوي، ‌هوش زباني، ‌هوش موسيقيايي، ‌هوش فضايي،‌ هوش بدني و حرکتي و... استعداد‌يابي مي‌کنند و زندگي آينده و موفقيت او را رقم مي‌زنند.

بنابر گفته‌هاي اين روانشناس اين تصوير نادرست از «زيبايي»، احساس ناخوشايند دائمي از ظاهر ‏خود را به دختران القا مي‌کند و دختري که دائم دچار احساس نارضايتي از خودش است، چگونه مي‌تواند توانايي‌‌هاي خود را به ‏ديگران ثابت کند بايد ارزش‌ها تغيير کند و به زن کمک کرد که زيبايي درظاهر نيست!‌ جامعه مسئول است که مرز يک زن با زيبايي دروني را با زني که تنها ظاهر زيبا دارد، را جدا کند تا زيبايي به خوديابي برسد.

نظرات کاربران
کد امنیتی