یک مشت پولی که نجس شد!
جاکتابی

یک مشت پولی که نجس شد!

نویسنده : زهیر قدسی

 داستان چیست؟ رمان «من نوکر بابا نیستم» نوشته «احمد اکبرپور» کتاب مختصری است که می‌توانید به راحتی وقت‌های اضافه‌ای که از گوشه و کنار پیدا می‌کنید را با خواندنش شیرین کنید. داستان مربوط می‌شود به چیزی که بشریتی را سرکار گذاشته و ول کن ماجرا هم نیست! بسته پولی از جیب پدری خسیس و سخت‌گیر در چاه مستراح می‌افتد و پدر تصمیم می‌گیرد یکی از بچه‌هایش را به زور در چاه بفرستد. بچه‌ها مقاومت می‌کنند و کشمکش بالا می‌گیرد. داستان به تصویرگری جالب «حمید بهرامی» آراسته شده و این ارتباط‌گیری با شخصیت‌های داستان را ساده‌تر می‌کند و وجه طنزآمیز کتاب را پررنگ‌تر. ماجرا در یکی از روستاهای جنوب رخ می‌دهد؛ گو این‌که نویسنده اعتراف می‌کند اصل داستان مربوط به یکی از روستاهای کرمانشاه بوده!

 نویسنده کیست؟ احمد اکبرپور نویسنده موفق حوزه کودک و نوجوان است که پا به دهه پنجم زندگی خود گذاشته، در شهرستان لامرد استان فارس پا به کره خاکی نهاده و دانش‌آموخته رشته روان‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی است. داستان‌های کودک و نوجوان این نویسنده توانسته است تا کنون جوایز متعددی به خود اختصاص دهد. 

«قطار آن شب» او جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی را از نصیب نویسنده کرده و به خاطر «امپراتور کلمات»اش دیپلم افتخار IBBY پکن را گرفته است.

«شب بخیر فرمانده»‌ او نیز برگزیده یونیسف شده و توسط همین انتشارات در ایران منتشر شده است. برای اطلاع باید عرض کنیم که «من نوکر بابا نیستم»اش برگزیده کتابخانه بین‌المللی مونیخ آلمان و برگزیده جشن فرهنگ فارس و نامزد کتاب سال و پکا و کانون پرورش فکری برای بهترین رمان نوجوان شده!

 یک گاز از کتاب! لااله‌الاا...، اگر آدم چهار تا بد و بیراه نگوید و سر چند تا بچه یا پیرزنی داد نکشد که دق‌مرگ می‌شود! مرتیکه بی‌حیا، مفت و مجانی نان و نمک دولت را می‌خورد، اما عوض این‌که دنبال دزد و یاغی باشد، دست تو جیب‌هایش می‌کند و گوشش به دهان زن‌ها و چند تا آدم فضول است که امروز فلانی می‌خواهد بچه‌اش را ادب کند. آن‌وقت سوار اُتولش می‌شود و مثل برق حاضر می‌شود که بعله نبینم بچه‌های‌تان را اذیت کنید! یا میان زن‌ها و مردها قدم می‌زند. فیس و افاده می‌فروشد و همین‌طور که کلاهش را جا به جا می‌کند، می‌گوید: «همه ما در مقابل قانون فلانیم و بهمانیم.»

نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٢/٠٢
٠
٠
مرسی........
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧