کارنامه نوروزی سیما
نگاهی به عملکرد نوروزی تلویزیون در بخش‌های مختلف

کارنامه نوروزی سیما

نویسنده : سید مصطفی صابری

عید نوروز و کلی تعطیلی فرصت خوبی است برای آشتی مخاطبان با رسانه ملی، اما از قرار معلوم امسال تلویزیون چندان علاقه‌ای به این آشتی کنان نداشت چون برنامه‌های جدیدی که تولید شده بودند چندان چنگی به دل نمی‌زد تا مخاطبان با پناه بردن به آی فیلم، تماشا یا شبکه‌های استانی برنامه‌های قدیمی مثل ساعت خوش، متهم گریخت یا فیلم‌هایی تکراری مثل «تغییر چهره» را با دوبله بهرام زند با حسرت تماشا کنند. آن‌چه در نمره دادن ما به عملکرد سیما در نوروز مهم بود بیشتر عملکرد شبکه‌های اصلی و سراسری بود، البته هر چند انتخاب و ارزیابی، بنا به رویکرد و سلیقه آدم‌ها بسیار نسبی است اما سعی شد حداقل در خود نمره‌ها تا حدودی خرد جمعی هم لحاظ شود. البته شاید از نظر شما غیر از آن‌که نمره‌ها می‌توانست چیز دیگری باشد، برخی برنامه‌ها هم می‌شد در زمینه دیگری ارزیابی شود، همان‌طور که خود سیما «کلاه قرمزی» را در زمره سریال‌های نوروزی قرار داده بود.

قصه‌های جدید برای فیلم‌های خارجی 

قدیم الایام هم سابقه داشت به خاطر تفاوت فرهنگی و ملاحظات اخلاقی فیلم‌های خارجی ممیزی شود اما اولاً این اتفاق با سلیقه انجام می‌شد و در چشم نمی‌آمد، ثانیاً این ماجرا گریبان آثار داخلی را نمی‌گرفت، اما امسال فیلمی مثل «یه حبه قند» هم دچار تغییر و تحول شد و از طرفی درمورد آثار خارجی بیشترین تغییر در دیالوگ‌ها بود، طوری که گاهی با داستان نسبتاً تازه‌ای که شاید از نسخه اصلی‌اش هم بهتر بود مواجه بودیم!! که بنا به حجم فیلم‌های دوبله شده برای نوروز این اتفاق بسیار سرسری هم انجام شده بود. البته شاید چون ما نسخه اصلی!! یه حبه قند را دیدیم این ماجرا این‌قدر به چشم آمد. ناگفته نماند با توجه به گسترش شبکه نمایش خانگی، فیلم‌های ایرانی سیما در نوروز با وجود به روز بودن نسبی، چندان برای مخاطب تازگی نداشت، اما آثار خوبی گزینش شده بود. 


خوش به حال بچه‌ها 

شاید یکی از دلایل علاقه ماندگار نسل سومی‌ها به پویا نمایی این باشد که این نسل در زمان بچگی‌اش پویانمایی سریالی زیاد تماشا می‌کرد اما فیلم‌های سینمایی پویانمایی کم دید، عوضش بچه‌های این دوره زمانه از پویانمایی سیراب شدند؛ به خصوص که فیلم‌ها نسبتاً به روز بودند و دوبله‌ها هم شیرین. حالا بازگشت فیتیله‌ای‌ها با شهریاری و پخش سریال کودکانه «آب پریا» در ساعت ویژه‌ای که مخاطب بزرگسال برنامه تماشا می‌کند به کنار. 

آخرین اخبار جاده‌ها 

شاید با نگاهی به کارنامه سیما، از خودتان بپرسید چرا اخبار جاده‌ها هم نقطه قوت بوده هم ضعف، واقعیت این است برای آن‌ها که در سفر بودند اخبار هواشناسی و وضعیت جاده‌ها خیلی مهم و با ارزش بود، اما با توجه به تعطیلی روزنامه و راکد بودن کار پایگاه‌های خبری در فضای مجازی آن دسته از هموطنان که دوست داشتند اخبار را بیشتر از قبل از سیما پیگیری کنند و از قضا در سفر هم نبودند از تماشای این‌همه خبر مسافرتی حسابی کلافه شدند. 

فاجعه اصلی 

یک زمانی بود که مسابقه‌های سیما مثل «راز سیب»، «تلاش» و... ضمن آن‌که در طول سال کلی مخاطب جمع می‌کرد در روزهای تعطیلات هم هر روز پخش می‌شد تا نیاز مخاطب به هیجان را برطرف کنند. حالا بماند که روزگاری برنامه‌ای مثل قوی‌ترین مردان به خصوص در سال‌های اولی که پخش می‌شد چه‌قدر در این زمینه کاربرد داشت، اما امسال سیما از این نظر واقعاً فقیر بود. برنامه «کلید» با آن آیتم‌های مسخره که از چند پیچ و مهره و توپ پینگ پنگ تشکیل شده بود در بهترین حالت فقط از نظر گروه تامین برنامه سیما و آن‌هم در این بیابان بی آب و علف برگ برنده بود. 

باز هم بحران مجری 

در اوضاعی که آقای مجری کلاه قرمزی کلی مخاطب جذب کرد سیما به خصوص زمان پخش ویژه برنامه‌های سال تحویل، بازهم از بحران مجری رنج برد، علی ضیاء با همه توانایی‌هایش آن‌قدر در این شبکه و آن شبکه حضور دارد که تکراری شده، احسان علی‌خانی هم برخلاف سال گذشته که برنامه‌اش با حضور چهره‌هایی مثل لعیا زنگنه، ایمون زاید، رحمتی، مازیار فلاحی و شیرین‌کاری‌های سامان گوران گرفت، امسال شامل چند ایده و میهمان تکراری بود؛ اوج ملال‌آوری برنامه زمانی بود که حامی مالی برنامه چند ساعت مانده به سال تحویل و درست وقتی که مخاطب دوست دارد چهره‌های محبوب رسانه‌ای را ببیند یک‌جورهایی گزارش کاری از اقدامات موسسه‌اش را قرائت کرد. 


و اما سریال‌ها... 

«پایتخت2» با آن‌که برخلاف «چک برگشتی» داستان محوری خاصی نداشت با تکیه بر نمایش زندگی آدم‌هایی ساده و بی‌ریا در بین دیگر سریال‌ها بازهم موفق بود. که هرکدام یک‌جور فاجعه بود سریال «هفت سین» کمی بهتر بود. 

ویژه برنامه‌ها چه طور بودند؟ 

اگر می‌شد گزارش جواد خیابانی حین بازی ایران‌-کویت را یک ویژه برنامه بدانیم می‌توانست به راحتی از خنده بازار سبقت گیرد. جمله‌های عجیب و غریب خیابانی آن‌چنان در این بازی مورد توجه قرار گرفت که تنها ساعتی بعد از پایان آن، فضای مجازی پر شد از آن‌ها، اما به هر حال گزارش مسابقه فوتبال به بحث ما ربطی ندارد، خنده بازار هم که سعی می‌کند با تکیه بسیار زیاد بر ریتمیک کردن آیتم‌ها ضعف‌های بزرگ متن را جبران کند اما در آن حد موفق نیست که بتواند بار طنز سیما را به دوش بکشد. شکرستان هم که با آن ساعت بد پخش و... محلی از اعراب ندارد تا می‌رسیم به کلاه قرمزی، برنامه‌ای که امسال کمی از ایده‌های تکراری استفاده کرد، مثل تخم‌مرغ رنگی گذاشتن مرغ، حمام رفتن جیگر و... اما با وجود همه این‌ها و با این‌که تا لحظه آخر هم پخشش در هاله‌ای از ابهام بود بازهم موفق بود. ناگفته نماند بین شخصیت‌های تازه این برنامه «گاوی» چندان به دل نشست. «سین مثل سریال» هم که امسال سعی داشت رویکرد محتوایی‌تری داشته باشد از اجرای ضعیف مجری زن خود بسیار آسیب دید، گاف‌های عجیب این مجری چنان در برنامه به چشم می‌آمد که در یکی از شب‌ها که نرگس محمدی و رز رضوی میهمان برنامه بودند کنترل برنامه به کل از دستش خارج شد و به سمت کل‌کل و شوخی‌های کودکانه میهمانان پیش رفت طوری که رز رضوی در برنامه زنده گفت: خانم محمدی پای من رو لگد می‌کنه تا نگم ... و نرگس محمدی هم که چند باری بین صحبت‌های مجری و میهمان دیگر پریده بود گفت: من برخلاف خانم رضوی به بازیگران جوان‌تر و جدید کمک نمی‌کنم!!

 

نظرات کاربران
کد امنیتی