بدون تیتر

بدون تیتر

نویسنده : زهرا نخعی راد

معلم است. شاگردانش همه از او راضی هستند. هر چه سوال می‌کنند، می‌داند و مهم‌تر این که خوب می‌فهماند. شاگرد همیشگی ندارد. اما هر که یک بار هم او را ببیند از حرف و عملش با هم درس می‌گیرد. سخنرانی هم که می‌کند همه در زیبایی و صلابت سخنان این زن می‌مانند. 

همه می‌گویند چه معلم خوبی هستی تو!

به شوهرش کمتر از گل نگفته. با هر شرایط مالی که دارد، ساخته و دم نزده. همیشه یار و یاور شوهرش است. اصل زندگی‌اش بر محبت است و همه کارها تقسیم شده است. 

همه می‌گویند چه همسر خوبی هستی تو!

بچه‌های خوبی دارد. همه هم از بچه‌هایش تعریف می‌کنند. از ادب‌شان، حیای‌شان، متانت‌شان و... هر کدام هم به جایی رسیده‌اند. به خیلی جاها. آخر هم بچه‌هایش یکی یکی شهید شدند، خودش هم. هم مادرِ شهید است و هم شهیدِ مادر. بالاخره این آخری را هم بچه‌ها خوب یاد گرفته‌اند.

همه می‌گویند چه مادر خوبی هستی تو!

خیلی‌ها خوبند. اما تو بهترینی. تویی که شب‌ها با من به مناجات بر می‌خیزی و روزها همه کارهایت، نیت‌اش «من» هستم. تویی که «کوثر» هستی و خیر کثیر! تویی که زن بودن را به کمال رساندی! تویی که برگزیده زنان عالمی!

جه بنده خوبی هستی، فاطمه!

نظرات کاربران
کد امنیتی