جدایی «عاطفه» از «زندگی»!
بررسی عوامل اصلی طلاق عاطفی با روان‌شناسی 100 زوج مشهدی

جدایی «عاطفه» از «زندگی»!

نویسنده : نیره سادات حسینی

احمد رمضانی فرخد، جامعه‌شناس و پژوهشگر اجتماعی که به تازگی مسئولیت انجام پژوهشی را در زمینه «طلاق عاطفی» از سوی معاونت فرهنگی منطقه 11 شهرداری مشهد به عهده داشته است در گفت‌وگویی با جیم گزارشی از نتیجه مطالعات خود و همکارانش را ارائه می‌کند

چند تا طلاق در برابر چند تا ازدواج؟!

این محقق می‌گوید: طلاق عاطفی پدیده نوظهوری است که در سال‌های اخیر گسترش زیادی پیدا کرده است. آمار ثبت طلاق در کشور حاکی از آن است که در سال 81 نسبت ازدواج به طلاق 7/9 بوده است یعنی تقریبا به ازای ثبت هر 10 ازدواج، یک طلاق در کشور به ثبت رسیده است. در سال 90 این آمار به 1/6 می‌رسد، یعنی به ازای هر 6 ازدواج یک واقعه طلاق داشته‌ایم. نسبت ازدواج به طلاق در سال 81 در شهر مشهد 7/6 گزارش شده در حالی که در 6 ماهه نخست سال 90 این نسبت به 4/4 رسیده است یعنی در برابر هر 4 ازدواج یک طلاق در این شهر به ثبت رسیده است. 

(آخرین آمار موجود در سایت سازمان ثبت احوال در باره نسبت ازدواج به طلاق مربوط به سه ماهه اول سال 91 بوده که برابر با 4/6 است.) 

این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: اما مهم این است که در کنار طلاق‌های به ثبت رسیده «طلاق عاطفی» نیز در میان برخی زوج‌ها وجود دارد، زیرا عوامل مختلفی مثل وجود فرزندان، قبح طلاق، مشکلات اقتصادی و... از بروز طلاق رسمی جلوگیری می‌کند. در طلاق عاطفی زن و شوهر زیر یک سقف زندگی می‌کنند ولی با یکدیگر رابطه عاطفی ندارند.

جزئیاتی درباره پژوهش

رمضانی درباره جزئیات پژوهش انجام شده می‌گوید: در این پژوهش که به صورت کمّی و کیفی در یکی از مناطق برخوردار شهر مشهد انجام شده، ابعاد روان‌شناسی، اجتماعی، زیستی و جنسیتی 100 زوج بررسی شده است. این زوج‌ها دست کم در 6 ماه اخیر دچار طلاق عاطفی بوده و حدود 47 درصد آنان در 10 سال اول زندگی مشترک طلاق عاطفی را تجربه کرده‌اند که شدت آن در 5 سال اول زندگی مشترک بیشتر بوده است. بیشتر این زوج‌ها فرزندی ندارند یا تنها یک فرزند دارند.

همیشه پای بی‌پولی در میان است؟

رمضانی در ادامه به نقش مشکلات اقتصادی در بروز طلاق عاطفی اشاره می‌کند و می‌گوید: تورم و گرانی، نداشتن امنیت شغلی و ندادن نفقه از جمله مشکلات اقتصادی تأثیر گذار در بروز طلاق عاطفی است. 

عوامل پنهانی که مطرح نمی‌شوند!

او با تأکید بر این که برای دست‌یابی دقیق به عوامل پنهان مؤثر در بروز طلاق عاطفی با زوج‌ها توسط پژوهشگران حرفه‌ای مصاحبه انجام شده است گفت: نتایج مطالعات نشان داد که وجود برخی مشکلات جنسی یکی از عوامل پنهان در بروز طلاق عاطفی است. از جمله این مشکلات می‌توان به نداشتن رضایت از روابط جنسی، نبود تطابق میل جنسی میان زن و شوهر و روابط جنسی نامتعارف بین آن‌ها اشاره کرد.

عواملی که روح و روان را خش می‌کند!

این دانشجوی مقطع دکترای جامعه‌شناسی در مجموع 33 عامل روحی و روانی را در بروز طلاق عاطفی مؤثر می‌داند که 4 عامل اصلی آن‌ها عبارتند از:

1. ‌لجبازی و یک دندگی میان زوج‌ها 

2. غرور و خودمداری

3. نپذیرفتن اخلاق همسر (برخی زوج‌ها در بخش مطالعه کیفی اظهار می‌کردند که همسرشان آن کسی نبوده که پیش از ازدواج از خود را نشان داده بود.) 

4. ‌غر زدن و انتقاد یکی از طرفین

عوامل مهمی که جدی گرفته نمی‌شود!

وی در ادامه معرفی عوامل موثر در بروز طلاق عاطفی اظهار کرد: معمولا عوامل اجتماعی که ریشه در فرهنگ و اجتماع دارند، نادیده گرفته می‌شوند اما در مجموع 44 عامل اجتماعی موثر در ایجاد طلاق عاطفی شناسایی شدند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: 

1. ‌برآورده نشدن انتظارات یکی از زوجین

2. اختصاص ندادن وقت کافی به همسر

3. ‌درک نکردن همسر

4. ‌سپری نکردن اوقات فراغت با یکدیگر 

5. ‌داشتن بی اعتمادی و سوءظن به یکدیگر

عوامل نوظهور طلاق عاطفی

این پژوهش‌گر اجتماعی عوامل دیگری را نیز با عنوان «عوامل نوظهور» در این پژوهش بررسی کرده است که زوجین معتقد بودند در بروز طلاق عاطفی‌شان موثر است، عواملی مانند: دیدن برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای و دخالت خانواده‌ها. البته عوامل دیگری نیز با درصد شیوع کم وجود دارند، مانند مصرف مشروبات الکلی و تفاوت سطح تحصیلی. 

عواملی که با مطالعات کیفی برملا شد!

رمضانی فرخد به انجام مطالعه کیفی در کنار مطالعه کمی نیز اشاره می‌کند: مطالعات کیفی به صورت تشکیل گروه‌های کانونی با حضور 10 زوج متفاوت بود که در جلسات مختلف در کنار یکدیگر به بحث می‌نشستند، این جلسات در ریشه یابی مسایل بسیار کمک کننده بود و نتایج به دست آمده از طریق پرسش‌نامه و مصاحبه‌های عمیق را تأیید می‌کرد. در مطالعات کیفی زوج‌ها می‌گفتند: 

1. ‌انتخاب‌مان اشتباه بود. در انتخاب همسر آموزش ندیده بودیم و تنها ویژگی‌هایی را برای انتخاب همسر در نظر گرفته بودیم که بعدها در زندگی دریافتیم آن ویژگی‌ها هیچ تأثیری در تداوم زندگی ندارد! / 2. ‌وقت‌مان را با هم نمی‌گذرانیم و ترجیح می‌دهیم بیشتر بیرون از منزل باشیم تا منزل. حتی اوایل زندگی مشترک نیز ترجیح می‌دادیم بیشتر کار کنیم و در منزل نباشیم. / 3. ‌نسبت به یکدیگر بی‌اعتماد بودیم. / 4. ‌هتاکی و رفتارهای خشونت آمیز داشتیم. / 5. ‌مشکلات ارتباطی داریم، برای مثال وقتی بیرون می‌رویم دوست نداریم با هم حرف بزنیم و بیشتر اوقات به یکدیگر غر می‌زنیم. / 6. ‌همسرمان نمی‌تواند نیازهای عاطفی ما را تامین کند. / 7. ‌با یکدیگر همدل نیستیم. 

طلاق عاطفی به جان زوجین می‌افتد!

اما به راستی طلاق عاطفی چگونه سر از خانه زوج‌هایی در می‌آورد که در روزگاری نه چندان دور عاشق و معشوق هم بوده‌اند؟! رمضانی فرخد معتقد است روند شناخته شده‌ای برای طلاق عاطفی وجود دارد که عبارت است از:

1. افتراق؛ به وجود آمدن مشکلاتی میان زوج‌ها باعث می‌شود که احساس کنند روابط‌شان محدود شده است. تصمیم به رهایی از قید و بندها می‌گیرند و بر افتراقاتشان بیشتر از تشابهاتشان تأکید می‌کنند.

2. ‌محدود کردن؛ زوجین به جای حل مشکلات میزان و دفعات ارتباطشان را کاهش می‌دهند و در روابط‌شان صمیمیت و اشتیاق نشان نمی‌دهند.

3. بی روح شدن رابطه؛ به مرور روابط میان آن‌ها سرد می‌شود و تلاشی برای پیوند دوباره انجام نمی‌شود. پیام‌های کلامی و غیرکلامی میان آن‌ها مانند بیگانگان است و رنگ و بوی محبت، جاذبه و عشق ندارد.

4. ‌پرهیز از یکدیگر؛ طرفین از یکدیگر فرار می‌کنند تا ناراحتی‌هایشان را کاهش دهند، هیچ ارتباطی با هم ندارند و سعی می‌کنند به هم نزدیک نشوند و همدیگر را نبینند.

5. ‌مرحله جدایی (طلاق عاطفی) ؛ حتی کار به جایی می‌رسد که از عباراتی تلخ استفاده می‌کنند، هم‌چون: نمی‌خواهم دیگر تو را ببینم و دوستت ندارم. 

نسخه‌ای برای درمان طلاق عاطفی

این پژوهشگر نقش آموزش را در پیشگیری از طلاق عاطفی بسیار تعیین کننده می‌داند و به راهکارهایی اشاره می‌کند که سازمان‌های مختلف هم‌چون شهرداری‌ها می‌توانند به آن عمل کنند:

‌ درونی‌سازی ارزش‌های دینی و اجتماعی می‌تواند باعث کاهش انواع طلاق مثل طلاق عاطفی شود. باید ارزش تحکیم خانواده برای مردم تبیین شود که تحکیم خانواده موجب پیشگیری از این پدیده است. ما نیز در این مطالعه دریافتیم کسانی که دیندار بودند و آموزه‌های دینی را به کار می‌بستند و نماز می‌خواندند، مشکلات کمتری داشتند.

 برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای زنان و مردان؛ که حتما باید پیوسته باشد و تا این پیوستگی در کار نباشد، درونی سازی اتفاق نمی‌افتد. 

 ‌استفاده از جایگاه روحانیت در جامعه؛ باید ائمه جماعات را آموزش داد تا در سخنرانی‌ها به مردم آموزش‌های لازم را بدهند.

 ‌انتقال مفاهیم و نکته‌های آموزشی از طریق ساخت فیلم‌ و پویانمایی، چاپ بروشور و کتاب و... 

 ‌برگزاری دوره‌های کارآفرینی، تقویت خلاقیت و تقویت مشاغل خانگی.

نظرات کاربران
کد امنیتی
میهن پناه
میهن پناه
٩٤/٠٩/٢٣
٠
٠
باسلام خدمت پژوهشگر نمونه جناب رمضانی فرخد بله متاسفانه طلاق عاطفی درکشورمابخصوص درشهرهای کوچک زیادشده است. مثلا درشهرستانی مثل تربت جام این پدیده واقعا چشمگیر و ناراحت کننده می باشد. شخصا اینجانب بعنوان کارشناس پژوهشگری در این زمینه تحقیقات زیادی انجام داده ام اما به دلیل مشکلات زیاد نتوانسته ام مقاله یانوشته ای دراین زمینه داشته باشم. لذا ازهمه ارگانها انتظار میرود جهت بهبود این مشکل اقدامات گسترده تری انجام پذیرد. باتشکر