مادر هر كار كند فرزند هم همان را یاد می‌گیرد...
محرمانه مستقیم

مادر هر كار كند فرزند هم همان را یاد می‌گیرد...

نویسنده : وجیهه محمدپور

مادر من مادر تموم عالمه فاطميه همه جا غرق ماتمه... اولش آدم با خودش اين مداحي را زمزمه می‌كند مادر من و... بعد ناخودآگاه اين كلمه مادر چنان توي روحت جان می‌گيرد و چنان در قلبت جاري می‌شود كه قلبت درد می‌گيرد. حس اين كه فاطمه مادر تو هم هست هم خوشحالت می‌كند و هم غمگين! دلت خوش است به سخنراني‌ها و تعابير بزرگ كه فاطمه مادر همه مسلمانان و شيعيان است و از اين تعبير مادر بودن اوج می‌گيري، آن قدر كه با تمام وجود حس فرزندي و حس شرمندگي توامان به سراغت می‌آيد. فاطمه می‌شود مادر و تو می‌ماني كه چگونه فرزندي باشي يا اصلا هستي؟! فرزند فاطمه بودن سخت است. يعني آدم بخواهد مثل مادرش باشد سخت است. سخت است هم بهترين فرزند باشي براي پدر، هم بهترين رفيق باشي براي همسرت، هم بهترين معلم براي دوستانت، هم بهترين همسر براي ولي مومنين، هم ... مادرت كه فاطمه باشد انگار دل توي دلت نمی‌ماند، آن وقت هي با خودت فكر می‌كني اين كار را بكنم يا نه؟ اين را بگويم يا نه؟ چه جوري بنشينم؟ چه جوري نگاه كنم؟ چه جوري رفتار كنم؟ چه جوري غصه بخورم؟ چه جوري شادي كنم؟ چه جوري دوست داشته باشم؟ چه جوري ببخشم؟ چه جوري گذشت كنم؟ چه جوري عصباني شوم؟ چه جوري عبادت كنم؟ چه جوري بندگي كنم؟ چه جوري .... فاطمه كه مادر باشد، فرزند بودن سخت می‌شود. گاهي دلت می‌خواهد اين تعبير را بگذاري كنار تا قلبت سنگيني نكند، تا خيالت را راحت كني كه شبيه مادر نبودن برايت گران نباشد، اما دلت آرام نيست وقتي توي همه مداحي‌ها، توي همه سخنراني‌ها توي گوشت كلمه مادر مادر را زمزمه می‌كنند... مادري كه هر جور باشد اهل خانه هم همان را ياد می‌گيرند باز هم حس خوب مادر بودن فاطمه و فرزند بودن تو نمی‌گذارد. با همه سخت بودنش با همه اين كه اصلا شبيه مادر نيستي و خجالت‌آور است كه نام فرزند فاطمه رويت بگذارند، اجازه نمی‌دهد بي‌خيال شوي. اين حس خوب يك جوري توي دلت بالا و پايين می‌رود كه قلبت را هم درگير می‌كند. قلبت يك جورايي انگار شور می‌زند يا شايد نگران است. دوست داري توي اين روضه‌ها توي اين مراسم‌ها از راه و روش هاي فرزند فاطمه بودن برايت بگويند از شبيه فاطمه شدن از فاطمه شدن بگويند. اما حيف و صد حيف كه مخلص كلام تمام اين مراسم درباره مادرت يك كلمه است و آن كلمه دلت را از جا می‌كند و ضربان قلبت را بالا می‌برد. وقتي در اوج به فاطمه نزديك شدن مدام برايت از شهادت می‌گويد از شهيد شدن مادر حرف می‌زند ديگر فكرت به جايي نمی‌رسد...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 526

٩٦/١٢/٠١
شگرد

چطور مخاطبان گوشی‌مان را به گوشی دیگری منتقل کنیم؟

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

در آسمان دل دیگران می‌درخشید؟

٩٦/١٢/٠٣
درباره شخصیت آشوب‌طلب‌ «جوکر» به بهانه انتخاب جدیدترین بازیگر ایفاکننده این نقش

بدِ دوست ‌داشتنی

٩٦/١٢/٠٣
جارچی

جارچی 526

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

مهمانی عشق

٩٦/١٢/٠٣
چهره هفته

پشتم گرمه

٩٦/١٢/٠٣
حکایت هفته

اندر باب مریدان و گرد و خاک

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

تشییع باشکوه سمپاپ

٩٦/١٢/٠٣
وقتی که توصیه‌های معمول صرفه‌جویی جواب نمی‌دهد

چند قدم مانده به پایان زمین!

٩٦/١٢/٠٣
دات کام

ابری از کلمات، آن طور که خودتان دوست دارید!

٩٦/١٢/٠٣
پایان نامه

غیر استاندارد در حد بنز!

٩٦/١٢/٠٣
ساختنیجات

با سی‌دی‌های دورریختنی خاطره بازی کنیم

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

بهترینِ ممکن

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

یک اسلحه یک فشنگ

٩٦/١٢/٠٣
جانونی

ورود به جهان جانداران آبزی

٩٦/١٢/٠٣
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

ورود اولین طیاره به ایران

٩٦/١٢/٠٣
آنتن

پیام‌‌رسان واقعی چیست؟

٩٦/١٢/٠٣
گفت‌وگو با دکتر فیضی، سمپادی سابق و عضو فعلی هیئت علمی دانشگاه فردوسی

بستن سمپاد دردی را دوا نمی‌کند

٩٦/١٢/٠٣
یادداشت

استقلالی‌ها این مطلب را نخوانند!

٩٦/١٢/٠٣