جام‌جهانی بای بای!
ضد فوتبال

جام‌جهانی بای بای!

نویسنده : مژده رنگیان

سلام بر جیمی‌های عزیز دل! حال شما، احوال شما، عیدتان مبارک، صدسال به این سال‌ها، به قول یک بنده خدایی سال مار را به شما تبریک می‌گوییم. چه خبر از هله هوله‌ها و تا ساعت 11 صبح خوابیدن‌های عید؟ رسیدن اولین شماره جیم به دست شما در سال 92 نویددهنده این است که دیگر دوران پادشاهی تمام شد و روز از نو روزی از نو! 20 روز خوردیم و خوابیدیم و چرخیدیم و دیگر تنبلی کافیست؛ آخر خدا را خوش می‌آید که شما در تعطیلات نوروزی به سر ببرید و هی لم بدهید و هی پسته تناول کنید آن‌وقت بچه‌های زحمتکش تیم ملی فوتبال کشور زیر گرمای جِز کویت بروند و بازی کنند و از آن سخت‌تر با تیم کویت مساوی کنند؟! نه، خودمانیم این واقعا رسم جوانمردی است؟! شما که نمی‌دانید در این ایام دل‌انگیز نوروزی چه بر کی‌روش‌اینا (منظور کی‌روش به علاوه کادر فنی، به علاوه بازیکنان است) گذشت، نمی‌دانستند به جز بازی‌های انتخابی جام ملت‌‌های آسیا، استرس مسابقات هم گروه‌‌های خود را در انتخابی جام‌جهانی کجای دلشان بگذارند! 

حتما یادتان هست که ششم فروردین از آن روزهای حیاتی برای فوتبال ایران بود و رقیبان ایران در آسیا با یکدیگر مسابقه داشتند. از آن‌جایی‌که عادت کردیم با اما و اگر و شاید و پیش‌بینی و نوسترداموس و دعای مردم پیش برویم برای بازی رقیبان نیز کلی معادلات ریاضی و خوش خیالی بافته بودیم شاید دری به تخته بخورد و احیانا ما نیز رفتیم جام‌جهانی، اما این‌بار از این خبرها نبود چرا که در کنار نداشتن خیلی چیزهای دیگر، خدارا شکر شانس هم نداشتیم؛ اگر کره‌جنوبی و ازبکستان بازی‌های خود را حداقل مساوی می‌کردند بهترین حالت برای ما بود اما از بخت بلند تیم ملی فوتبال ما، هر دو تیم سه امتیاز پیروزی را کسب کردند و به جام جهانی نزدیک‌تر شدند و ما دورتر! جالب‌تر این‌که کره‌جنوبی تیم قطر را در ثانیه‌های آخر بازی شکست داد، یعنی در این حد ما خوش شانس هستیم.

حالا دیگر با برد ازبکستان دوباره نگاه معصوم بچه‌های تیم ملی به دستان پر مهر و یاری سبز شماست تا برایشان دعا کنید و معجزه‌ای اتفاق بیافتد و راهی برزیل شویم. چه کنیم دیگر از دار دنیا این تیم عزیز به علاوه متعلقات آن به ما رسیده؛ جوانان مردم در آن‌ور دنیا غصه می‌خورند که آیا تیمشان قهرمان جام‌جهانی می‌‌شود یا خیر بعد ما این‌ور دنیا غصه می‌خوریم که آیا به جام‌جهانی می‌رویم یا نه؟!

از شما چه پنهان در این مدت تمام فکر ما چه جوری شکستن پسته‌های سر بسته در مهمانی‌ها به دور از چشم صاحب‌خانه و نیز چگونگی صعود به جام‌جهانی بود که البته موفق به حل مشکل اول شدیم اما دومی را خیر. خوب‌تر که فکر کردیم به این نتیجه رسیدیم که چرا باید برویم جام‌جهانی اصلا؟! بعد یک چیزی از درون‌مان گفت چرا نرویم؟ تیم خوب نداریم که داریم، بازیکنان با انگیزه و خوشتیپ نداریم که داریم، امکانات و برنامه‌ریزی نداریم که داریم! بعد همان چیز درون‌مان افزود: به جای این همه غر زدن و ایراد گرفتن بیایید پشت تیم ملی کشورمان باشیم و هی هلش بدهیم و دعا کنیم تا شاید رفت جام‌جهانی. بعد از این صحبت‌ها من به خودم آمدم و از حرف‌های خود پشیمان و نادم گشتم ولی بعد از دیدن بازی ایران و کویت سریعا به همان چیز درون‌مان گفتیم: دوست خوبم، بی‌خیال! شاید خواست خداست که ما نرویم جام‌جهانی تا خدایی ناکرده آبروریزی نشود. اگر هم به عدالت و حق به ماجرا نگاه کنیم از لحاظ فنی و تکنیکی حق کره‌جنوبی و ازبکستان است که بروند بالا اما اگر احیانا ما هم به برزیل رسیدیم از همین تریبون اعلام می‌کنم که شدیدا استقبال می‌کنیم. اصلا به قول شاعر گفتنی چرا که نه! اگر ایران هر دو بازی آینده خود را با قطر و لبنان پیروز شود باید بگوییم سلام بر برزیل ولی این‌بار همان چیز درون‌مان به این نکته مهم اشاره کرد که چه زمانی تیم ملی فوتبال دو تا بازی خود را پشت سر هم برده است که این دفعه دوم باشد؛ اصلا ولش کنید لیگ جهانی والیبال را عشق است...

تا اطلاع ثانوی نیز خداحافظ جام جهانی، خداحافظ برزیل، خداحافظ گلم...!

نظرات کاربران
کد امنیتی