دعوا بر سر آینده کشور است
محمدسعید احدیان روزنامه‌نگار و پژوهشگر مسائل هسته‌ای:

دعوا بر سر آینده کشور است

نویسنده : حامد نادری راد

بهترین نقطه شروع برای هر موضوعی، پرسش از چرایی آن است. دیدیم هر چقدر در مورد انرژی هسته‌ای و فواید آن برایتان بنویسیم، جای یک سری پرسش‌های کلیدی را پر نمی‌کند. این شد که به سراغ مهندس محمد سعید احدیان از کارشناسان مسائل هسته‌ای رفتیم. این چکیده گفتگوی خواندنی ما با وی است.

 بـهـتر است از همـیـن ابتدا ســراغ سـؤال اصـلـی برویم! چـرا مـا بـرای انرژی هسـته‌ای این‌همـه هزینه می‌کنیم؟ چیزی که یک فناوری بیشتر نیست!

 سه دلیل می‌توان ارائه کرد؛ یکی خود انرژی هسته‌ای به مفهوم سوخت هسته‌ای، یکی به خاطر خود علم و دیگری به خاطر تغییری که باید در هنجارهای بین‌الملل ایجاد شود!

 خوب از دلیل اول شروع کنیم؛ سوخت هسته‌ای!

 همه شواهد حاکی از این است که با توجه به تمام شدن و یا گران‌شدن بیش از حد انرژی‌های فسیلی، انرژی اصلی قرن 21 انرژی هسته‌ای است. البته زمزمه‌هایی مبنی بر کم شدن اهمیت انرژی هسته‌ای از پنج سال پیش شروع شده که هنوز جدی نیست. وقتی انرژی هسته‌ای بشود اصل، اقتصاد هم بدون آن بی معنی می‌شود. حالا این وسط کسانی که تولید‌کننده سوخت هسته‌ای هستند حرف اصلی را می‌زنند. تصور کنید که نفت و گاز دنیا دست 10 تا کشور غربی باشد، آن‌ها با ما آن وقت چه کار می‌کردند؟! امروز چرخه سوخت هسته‌ای در قرن 21 دست همین 10 کشور است. این‌ها حاضرند به همه نیروگاه بدهند ولی می‌گویند سوخت هسته‌ای فقط در اختیار ما باشد. در عالم سیاست به این می‌گویند راهبرد «دارا» و «ندار». به نظر شما ما می‌توانیم به این 10 کشور اعتماد کنیم؟

 پس دعوا سر سوخت هسته‌ای است؟

 بله، آن‌ها خودشان چند بار امضا کرده‌اند که اگر ایران به سؤالات ما پاسخ بدهد پرونده هسته‌ای مختوم می‌شود. ولی به محض نزدیک شدن به توافق، زیرش زده‌اند. خودشان هم می‌دانند ما دنبال بمب هسته‌ای نیستیم، مشکل این‌ها با چرخه سوخت هسته‌ای است. حتی ما پذیرفته‌ایم که این‌ها بیایند به ما سوخت بدهند و موضوع هسته‌ای تمام شود. فقط تنها چیزی که ما می‌خواهیم این است که توانایی تولید سوخت برای ما محفوظ باشد. ما تا اینجا کوتاه آمده‌ایم!

 چرا برخی کشور‌ها مثل هند و پاکستان دارای چرخه تولید سوخت هستند ولی مثل ایران تحریم نشده‌اند؟

 به دو دلیل: یکی این‌که آمریکایی‌ها دیر فهمیدند و آن‌ها به توانایی هسته‌ای رسیدند و دوم این‌که هند و پاکستان در اختیار خودشان هستند و قابل کنترل‌اند. پس آن‌ها را هم قاطی بازی خودشان کردند.

 اگر 10 سال دیگر ثابت شد انرژی هسته‌ای آینده دنیا را تأمین نمی‌کند، تکلیف چیست؟

 ما متناسب با شرایط عمل می‌کنیم و اهمیت هسته‌ای را کم می‌کنیم.

 مقام معظم رهبری فرمودند که ما تا 80 سال آینده نفت و گاز داریم، چرا الان ما دنبال این رفتیم؟ نمی‌توانستیم صبر کنیم تا قدرتمند‌تر بشویم؟

 وقتی شما به یک علمی رسیدی و راه را شروع کردی، اگر الان کوتاه بیایی فردا روز هم مجبوری کوتاه بیایی! از طرفی همان 20 سال دیگر هم همین آش و کاسه برای ما هست. و همچنین هیچ کس نمی‌داند اگر امروز شما یک علمی را متوقف کنی 20 سال دیگر بتوانی دوباره راهش بیندازی.

 برویم سراغ دلیل دوم!

 اگر کشوری توانایی تولید علم‌های دسته اول را نداشته باشد نمی‌تواند پیشرو باشد، باید همیشه پیرو باشد! ما به این رسیده‌ایم که دانایی توانایی هم می‌آورد. بخشی از نگرانی ما این است که مخالفت غربی‌ها، مخالفت با توانایی تولید علم در ایران است. اگر کشور ما علم هسته‌ای را رها کند و مثلاً برود سراغ بیوتکنولوژی، باز آن‌ها می‌توانند از اول شروع کنند و بگویند ایران می‌خواهد بمب شیمیایی بسازد. شما سراغ هر علم دسته اولی بروی این حرف‌ها هست.

 و دلیل سوم؟

 روابط بین کشور‌های دنیا متناسب با هنجارهای تنظیمی آن است. یعنی همه قبول کرده‌اند 5 تا کشور باشند با حق وتو و بقیه دنبال آن‌ها باشند. پذیرفته‌اند که اگر آمریکا موضعی دارد نباید کسی مخالفت کند. این‌ها را جا انداخته‌اند. بخشی از این هنجارها بر اساس عدالت نیست. ایران علیه این بی‌عدالتی‌ها چالش ایجاد کرده است. از ابتدای انقلاب اسلامی! واقعاً چرا باید برخی‌ها رسماً بمب اتمی داشته باشند ولی برخی‌ها حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را نداشته باشند؟

 نمی‌توانستیم با همین‌ هنجار‌های فعلی بین‌المللی قدرتمند شویم؟

 اگر ما ادعا داریم، اگر دنبال احیای قدرت ایران هستیم، اگر می‌خواهیم ایران مستقل و عزیز باشد، باید این چارچوب‌ها شکسته شود. باید هزینه پرداخت کنیم. همین الان به خاطر ایران خیلی از این هنجارها عوض شده است. همین الان برخی کشور‌ها جرئت می‌کنند در مقابل آمریکا موضع بگیرند. قبلاً چه کسی جرئت داشت این کار را بکند؟

 پس دعوا سر بمب هسته‌ای نیست؟

 نه نیست! اگر این قاعده‌ها تغییر کند، منافع کلان اقتصادی، منافع کلان سیاسی به ایران می‌رسد. مگر این‌که ما بخواهیم یک کشور دست چندم باشیم. سرمان به کار خودمان باشد. آن‌وقت دیگر ادعای تاریخ و تمدن و این‌ها را باید بگذاریم کنار!

نظرات کاربران
کد امنیتی