ناگفته‌های چوپان دروغ‌گو  (قسمت آخر)
پایان نامه

ناگفته‌های چوپان دروغ‌گو (قسمت آخر)

نویسنده : سعید برند

چوپان دروغ‌گو که با عنوان جعلی «دکتر چوپان دروغ‌گو» برای استخدام به یک شرکت معتبر رفته بود، پسر ارشد خان عمو جان را پشت میز ریاست دید! در حالی که مردم ده فکر می‌کردند او برای گرفتن سیکلش به شهر رفته است! وقتی عموزاده متوجه شد که چوپان قصد دارد پته‌اش را روی آب بریزد، به او پیشنهادات شرم‌آوری داد. این دو نفر از هفته پیش هویجوری لنگ در هوا مقابل هم ایستاده‌اند تا ما قسمت آخر را تعریف کنیم. عموزاده گفت: «می‌خوای بمونی شهر که چه بشه، چوپی عزیز؟! برگرد شلمرود من خودم با خان عمو صحبت می‌کنم، حتی نخبه معرفی‌ات می‌کنم تا یه وام ازدواج 5 میلیونی تپل بزنی به رگ، سگ آقای پتی‌ول رو برات می‌خرم تا موقع کار راحت بگیری بخوابی و نگران گوسفندات نباشی، یه کلبه مهر شلمرودی هم واست ردیف می‌کنم، اصلا به بچه‌ها می‌گم پرایدم رو گل بزنن واسه ماشین عروس، الکس فرگوسن رو هم می‌یارم واسه ساغدوشی، می‌گم ده‌نمکی فیلم عروسیت رو بگیره، حتی حاضرم داستانت رو از کتاب‌های درسی حذف کنم، دیگه چی می-خوای لعنتی؟!» اما عموزاده وقتی دید چوپان سفت‌تر از این حرفاست، برگ برنده را رو کرد و گفت: «حالا بیا این یه مشت پسته رو بریز در جیبت، فشارت بیاد سر جاش!» و به همین راحتی مشت چوپان جلوی عموزاده وا شد و با او به توافق رسید. در همین هنگام خانم منشی که فال گوش ایستاده بود، وسط ماجرا پرید و گفت: «ما رو مسخره خودت کردی؟ الان 5 هفته است که همه مخاطبان‌ رو سرکار گذاشتی، یه جواب دندون شکن بده که قابل چاپ باشه»

این بود که چوپان به خاطر جیم پسته‌ها را ریخت و گفت: «نه من صداقتم رو به این چیزها نمی‌فروشم، الانم زنگ می‌زنم 124 تا بیان پته‌ات رو بریزن روی آب» سپس برای همیشه در افق محو شد ... 

نظرات کاربران
کد امنیتی
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
چقد اخرش مسخره بود
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
آره واقعا اصلا جالب نبود ...
h_nim82
h_nim82
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
خیلی منتظر بودیم خداییش !
٩٢/٠١/٠٦
٠
٠
چی بگم والا؟
b_bahari
b_bahari
٩٢/٠١/١٢
٠
٠
به نظر من که پایان جالبی داشت ! حتما که نباید آخرش دو نفر باهم غروسی کنن :-)
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 521

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

در مذمت تحصیل و در ستایش بی‌سوادی

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

عصر پسافیلتر تلگرام

٩٦/١٠/٢٨
شبکیه

غافلگیری عالیجناب به خاطر وارونگی من و شارمین

٩٦/١٠/٢٨
بازیگری سروش

دیالوگی گوید و از صحنه رود

٩٦/١٠/٢٨
پایان نامه

درآمدزایی با سوسمار کچاپ

٩٦/١٠/٢٨
چهره هفته

هزینه‌ها با کی بود؟

٩٦/١٠/٢٨
چرا لیسانسه‌ها2 بهترین سریال روی آنتن تلویزیون است؟

لبخند کشدار، قهقهه عمیق

٩٦/١٠/٢٨
آنتن

قدرت چانه‌زنی جیمیان!

٩٦/١٠/٢٨
جارچی

جارچی 521

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

خیریت یک سفر

٩٦/١٠/٢٨
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و مهاجرت معکوس

٩٦/١٠/٢٨
شاخ هفته

و چه زیباست عالم دلم

٩٦/١٠/٢٨
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

تو همان ناب‌ترین جاذبه دنیایی

٩٦/١٠/٢٨
ساختنیجات

تابلو بسازید در حد بوندس لیگا‌!

٩٦/١٠/٢٨
مینی

مینی 521

٩٦/١٠/٢٨
یادداشت

سانچی به یک ماموریت طولانی مدت رفته است

٩٦/١٠/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 521

٩٦/١٠/٢٨
روزنامه نگاری صحت

یک ستون کاملا تکراری

٩٦/١٠/٢٨

سروش کتاب باز

٩٦/١٠/٢٨