بهار سوگوار
جاکتابی

بهار سوگوار

نویسنده : زهیر قدسی

 

 لابد گمان برده‌اید که تاکنون نویسنده جاکتابی همه کتاب‌های دوست‌داشتنی‌اش را معرفی کرده! نه... اطمینان می‌دهم‌ که در اشتباهید. چرا که برای برخی کتاب‌ها همیشه در پی لحظات خاصی بوده‌ام تا بتوانم معرفی‌شان کنم. لحظات شاعرانه‌ای که تمام احساسم را در سطور جاری کنم. اما افسوس که اگر چنین لحظاتی رخ دهد فرصت معرفی کتاب نیست. اما با این وصف، این‌بار دل به دریا زدم و یکی از دوست‌داشتنی‌ترین‌ کتاب‌هایم را برای لحظات نوروزی‌تان معرفی می‌کنم. پس تلاش مذبوحانه‌ام را در معرفی این کتاب نادیده بگیرید و حتما این کتاب را در آستانه سال جدید بخوانید.

 سروده‌های هوشنگ ابتهاج متخلص به «سایه»، شعر نیست، بلکه یکسره خود زندگی است و جالب آن‌که تنوع در نوع و ریتم سروده‌های او توجهی در خور می‌طلبد. کسانی که با شعر سایه مانوسند و دل به درخشش شعری او سپرده‌اند، آشکارا رد پای شاعرانی چون حافظ و مولانا و نیما را در سروده‌های او می‌بینند. 

 «آینه در آینه» برگزیده‌ای است از سروده‌های 9 کتابِ سایه، به انتخاب دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی». اما اگر این کتاب را برای معرفی انتخاب کرده‌ایم از این‌رو نیست که، «آینه‌درآینه» را به دیگر آثار ابتهاج چون «سیاه‌مشق» یا «تاسیان» ترجیح داده‌ایم، نه... شاید عمده‌ترین دلیل معرفی این کتاب، ملاحظه جیب مخاطب باشد! با در نظر گرفتن این‌که می‌توانید با این کتاب، با شعر سایه آشنا شوید و بعد برای خرید دیگر کتاب‌های او تصمیم قاطع بگیرید. برای شعر سایه، بزرگان باید بنویسند و آن هم بسیار بنویسند تا چیزی شود. پس به شعری از او قناعت می‌کنیم.

 

 نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید

چه بی‌نشاط بهاری که بی رخ تو رسید!

نشان داغ دل ماست، لاله‌ای که شکفت

به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید

بیا که خاک رهت لاله‌زار خواهد شد

ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید

به یاد زلف نگون سار شاهدان چمن

ببین در آینه جویبار گریه بید

به دور ما که همه خون دل به ساغرهاست

ز چشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید؟

چه جای من؟ که درین روزگار بی‌فریاد

ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید

از این چراغ توام چشم روشنایی نیست

که کس ز آتش بیداد غیر دود ندید

گذشت عمر و به دل عشوه می‌خریم هنوز

که هست در پی شام سیاه صبح سپید

کِه راست سایه درین فتنه‌ها امید امان؟

شد آن زمان که دلی بود در امان امید

صفای آینه خواجه بین کزین دم سرد

نشد مکدر و بر آه عاشقان بخشید

نظرات کاربران
کد امنیتی
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
عالــــی بوووود
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
کتاب خوبیه ، میره در لیست انتظار ... :)))
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
چقد قشنگ و زیبا.. ممنون از معرفی تون.