یک حوض پر از نقاشی‌های احساسی
اگر در سال جدید دوست دارید کمی اشک بریزید به دیدن حوض نقاشی بروید!

یک حوض پر از نقاشی‌های احساسی

نویسنده : دست قیچی

«حوض نقاشی» ساخته جدید «مازیار میری» یکی از دو فیلم برتر از نگاه تماشاگران در جشنواره فیلم فجر بود اما جالب‌تر از خود فیلم، حاضر نشدن کارگردان و تهیه کننده برای دریافت سیمرغ بلورین و نامه کذایی بود که فردای اختتامیه در رسانه‌ها منتشر شد که در آن، علت حاضر نشدن بر روی سن اختتامیه، برای دریافت سیمرغ از دست وزیر ارشاد عنوان شده بود. هم‌چنین در این نامه اتهاماتی علیه برگزارکنندگان جشنواره مبنی بر دخالت در آرای مردمی نیز مطرح شده بود. هم اکنون هم در صفحه اصلی سایت رسمی فیلم، عبارت «برگزیده اصلی آرای مردمی در جشنواره فیلم فجر» خودنمایی می‌کند. حالا این‌که حوض نقاشی با وجود اتهاماتی که از سوی دست اندرکاران فیلم علیه مقامات وزارت ارشاد مطرح شده است، چگونه پروانه نمایش در بهترین ایام اکران یعنی نوروز را به دست آورده خودش جای سؤال دارد. حالا از این حاشیه‌ها که بگذریم داستان فیلم از این قرار است: مریم و رضا با آدم‌های دیگر فرق دارند، آن هم نه یک فرق ساده، بلکه یک فرق بزرگ و آن‌ها باید تلاش کنند تا به دیگران و از جمله فرزند خود ثابت کنند که می‌توانند از پس مشکلات خود برآیند. فیلم همه عوامل یک فروش موفق را دارد. یک عنوان جذاب، دو بازیگر خوب و کارآزموده، کارگردانی نام آشنا و قصه‌ای که مرتب احساسات مخاطب را آماج حملات خود قرار می‌دهد. انتخاب‌های مردمی در جشنواره فیلم فجر هم که ثابت کرد دست گذاشتن بر احساسات همیشه جواب می‌دهد و اشکالات متعدد فیلم‌نامه می‌شود را در پس پرده اشک پنهان کرد و به منطق، مجال عرض اندام نداد.

برای خود من جالب است که فیلم قبلی میری یعنی «سعادت آباد» به شدت در شخصیت‌پردازی موفق بود و برای هریک از شخصیت‌ها موقعیت‌های منطقی دقیقی چیده شده بود. اما حوض نقاشی یک اثر ساده‌انگارانه، سطحی و کاملا احساسی است. از آن فیلم‌ها که خواسته به همه چیز بپردازد: مشکل یک زوج را بگوید، مشکل بچه، مشکلات اقتصادی، زندگی معلم، جایگاه خانواده و... اما در نهایت به جای پرداختن به یک ایده مرکزی و دادن پیام خود در پایان فیلم، با کلافی سردرگم از وقایع بی‌ربط روبه‌روییم که تنها واکنش «آخِی طفلکیا» را در مخاطب برمی‌انگیزد. 

بازی جواهریان و حسینی در نوع خود جالب توجه و خوراک کسانی است که آماده‌اند مقهور چیزی شوند که می‌بینند تا همه ضعف‌هایش را یک جا بریزند دور و یک جا به ستایش آن بپردازند. لابد دیده‌اید که تیم استقلال یا پرسپولیس هرچقدر هم که بد بازی کنند، فقط کافی است پیروز شوند تا تماشاگران‌شان راضی و خوشحال باشند. این هم از این قبیل فیلم هاست. نمونه‌ای ضعیف از فیلم «من سام هستم» که احتمالا خوب می‌فروشد اما خیلی زود هم از یاد خواهد رفت. در مجموع یک گام به عقب برای مازیار میری.

نظرات کاربران
کد امنیتی
saeed_p
saeed_p
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
ميشه بفرماييد كي ج ميدين؟؟؟!!!
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠