هفت سین از من هفت سین از تو
هفت سین پیشنهادی برای سبک زندگی نوروزی

هفت سین از من هفت سین از تو

نویسنده : فاطمه محمدپور-عاطفه ذبیحی-مریم ملی-زهرا نخعی-حمیده زمانی

هر جور حساب و كتاب كنید هفت سین‌های جوانی با همه هفت سین‌های دیگر فرق می‌كند. هفت سینی كه بروبچه‌های سرویس سبك زندگی از توی زندگی یك جوان كشیده‌اند بیرون، همان سین‌هایی است كه فعلا سبك زندگی جوانانه به حساب می‌آید: سعادت، سفر، سکه، سایبر، سالنامه، سلامت و سرچ. پس فعلا سفره هفت سین زندگی‌تان را با این‌ها بچینید و منتظر باشید تا سال دیگر كه قرار است سبك زندگی‌مان را تغییر دهیم، سین‌های بهتری جایگزینش كنیم...


سعادت

برای سعادت راه سختی در پیش نیست

فرصت‌ها چون ابر می‌گذرند

تا به حال شده سرتان را به سمت آسمان ببرید و چشم‌تان به ابرهایی بیفتد که به سرعت در حال گذرند. بعد یکهویی سخن زیبای علی(علیه‌السلام) به ذهن‌تان برسد که فرصت‌ها مثل ابر در حال گذرند. اگر نشده، لطفا یک کاری کنید که بشود، یعنی یک روز که هوا صاف و آفتابی است و کمی ابرهای سفید هم در آسمان در حال گذرند سرتان را بالا بگیرید و دیدتان را وسعت دهید تا بفهمید با چه سرعتی داریم فرصت‌ها را از دست می‌دهیم.

فرصت‌های نوروزی

1. دل تکانی: همان‌طور که برای خانه‌تکانی ارزش قائل‌اید برای دل تکانی نیز ارزش قائل باشید. عید نوروز فرصت مناسبی است برای خالی کردن دل‌تان از بغض و کینه‌ها

2. با هم بودن‌های خانوادگی: ایام نوروز تنها تعطیلات طولانی سال است که بیشتر اعضای خانواده در کنار هم هستند. در این روزهای اندک حواس‌مان باشد فرصت با هم بودن در جمع خانوادگی صمیمی، کنار هم چای و میوه خوردن، وعده‌های غذایی کنار هم، با یکدیگر تبادل نظر کردن و کشف دنیاهای هم یا حتی بازی‌های خانوادگی را از دست ندهیم. نگذارید کار و مشغله‌های همیشگی و تلفن همراه و اینترنت و... این فرصت‌ها را از ما بگیرد.

3. هدیه دادن: به اعضای خانواده‌تان هدیه بدهید. برای هدیه دادن زیاد سخت گیر نباشید، حتی یک سخن زیبا یا حتی یک تماس تلفنی محبت آمیز می‌تواند یک هدیه خوب باشد!

4. مهمانی رفتن‌های خانوادگی: مهمانی‌های خانوادگی را از دست ندهید و به خودتان فرصت دهید که در ارتباط با دیگران خودتان را بهتر بشناسید، دلیلش این است که بخشی از هویت ما در ارتباط با دیگران شناخته می‌شود.

5. همکاری و همراهی: در کارهای خانه و مهمانی‌ها با هم همکاری کنید و شانه خالی نکنید.

6. کمک به هم برای تغییر: وقتی آدم می‌خواهد تغییر کند، اول از همه خودش باید به این نتیجه برسد که «باید خودم را تغییر بدهم!» بعد می‌تواند روی کمک دیگران حساب باز کند. در این فرصت با هم بودن می‌توانیم نقاط ضعف‌مان را به قوت تبدیل کنیم. مثلا تمرین راستگویی کنید!

7. شکرگزاری: شکرگزاری یعنی «از فرصتی که خدا به تو می‌دهد به بهترین نحو استفاده کن!»


سفر

برنامه‌ریزی برای یک سفر همیشگی 

جرس فریاد می‌دارد كه بربندید محمل‌ها! 

یک نفر دارد لباس‌های خودش را در چمدان می‌چیند، مامان دارد فلاسک و میوه وخوراکی برمی‌دارد، بابا رفته خودرو را روبه‌راه کند و... هر کس مشغول جور کردن قسمتی از سور و سات مسافرت است. روزهای آخر اسفند، چند خط بالا سناریوی خیلی از خانه‌هاست. خانواده‌هایی که به بهانه‌ی نو شدن سال و تعطیلی نوروز، هرکدام یک جای دور یا نزدیک را برای رفتن نشانه گرفته‌اند. اما راستش را بخواهید، این حال وهواها، آدم را یاد یک سفر خاص و مهم در زندگی‌اش می‌اندازد! سفری که هیچ جوره نمی‌شود پیچاندش، کمی تا قسمتی مرموز است، همه باید تنهایی بار و بندیلش را ببندیم و از همه مهم‌تر ترسناک است! آن‌قدر که هیچ‌وقت حاضر نمی‌شویم برای چند دقیقه به آماده شدن برای آن فکر کنیم! 

برای زندگی دوم

قبل از رفتن به مسافرت عید به چه چیزهایی فکر می‌کنید؟ همین الان یک قلم و کاغذ بردارید و به طولانی‌ترین، تنهاترین و جاودانه‌ترین مسافرت زندگی‌تان فکر کنید، که اگر قرار باشد به جای سفر عید، بروید سفر آخرت...

خداحافظی کنید!

 مرگ که پیر و جوان ندارد. همین الان شاید نوشته من، آخرین چیزی باشد که دارید می‌خوانید. پس یک خودکار بردارید و وصیت‌نامه بنویسید! تمام بدهکاری‌هایتان به خودتان، دیگران و خدا را فهرست کنید، حرف‌های نگفته‌تان را بزنید، احساس‌تان را برای رفتن بنویسید، خواسته‌هایتان و... از فرصت دید و بازدیدهای نوروزی استفاده کنید و دل هر کسی را که یک روز رنجانده‌اید به دست بیاورید. امانتی‌های دوست و آشنا را به آن‌ها برگردانید، یک جورهایی بارتان را سبک کنید. این سبک‌باری خیلی به دردتان می‌خورد.

کوله‌تان را ببندید!

هر چیزی که فکر می‌کنید لازم‌تان شود، بردارید و هر چیز به دردنخوری را بیندازید کنار. گوشی تلفن همراه، ساعت، لباس‌های آن‌چنانی، لپ‌تاپ، رفیق، نمره، مدرک... این‌ها خیلی لازم‌تان نمی‌شود. ببینید چه چیزی بیشتر از همه در آن تنهایی کارتان را راه می‌اندازد! این‌ها پیشنهادهای ما برای محتویات کوله‌تان است:

- دل راضیِ مامان و بابا: در این سفر تنها و تاریک، وحشت‌تان را کم می‌کند و یک عالمه نور جلوی پای‌تان می‌ریزد!

- یک صدقه: که بعد از رفتنِ شما هم سر جایش باشد، مثل نوشتن یک مطلب درست و حسابی در وبلاگ یا زدن یک حرف، که دل خیلی‌ها را صفا داده است، تا زمانی که در یاد آدم‌ها بماند، به شما در این سفر وجد می‌دهد!

- یک درخت: بله! به همین سادگی! یک درخت بکارید و تا وقتی که جماعتی با آن حال کنند، فازش به شما هم می‌رسد!

- به فكر گرسنه‌ها باشید! غذاهای آن طرف با این کارها، دست و پا می‌شود دیگر!

- درس بخوانید! البته نه برای معدل و مدرك و درآوردن چشم و چال دیگر... بروید دنبال علم واقعی! بعد هر قدمی كه برمی‌دارید یك شهر را در بهشت صاحب می‌شوید!

- هوای فك و فامیل‌تان را داشته باشید! هم عمرتان را طولانی‌تر می‌كند، هم وقتی كه وقت سفر رسید ، شرمنده، كلی راحت‌تر می‌میرید و پا به زندگی جدید می‌گذارید!

- دمِ همسایه‌ها را ببینید! بی چون و چرا،‌ آن طرف كارتان راه می‌افتد. در جریان هم باشید، تا چهل خانه آن طرف‌تر همسایه حساب می‌شوند!

سکه

ته جیبتان خبری نیست!

سرتان را بالا بگیرید شما به عنوان یک جوان بزرگ شده‌اید، آن قدر که می‌توانید با افتخار در خیابان‌های شهر قدم بزنید. حین قدم زدن حتما عده بسیار زیادی شما را به درس خواندن و دانشگاه رفتن تشویق می‌کنند و شما خوشحال از این که می‌توانید محصل شوید و بعد با افتخار سرتان را بالاتر بگیرید و بروید دانشگاه و اتفاقا فقط در چارچوب در سرتان را پایین بیندازید تا رد شوید اما جلوی‌تان را بگیرند و بگویند آهای کجا؟! اول شهریه! و شما ته جیب‌تان به دنبال شهریه‌ای که صفرهایش را هم نمی‌توانید بشمارید هستید و بعد سرتان را کمی می‌اندازید پایین که با این سکه‌های ته جیب این شهریه‌ها را نمی‌شود پرداخت و دوباره در همان خیابان‌های شهر قدم می‌زنید و باز عده‌ای هی می‌گویند که جوان است و ازدواج و شما خوشحال که همه به فکر شما هستند و می‌خواهند آستین‌های‌شان را تا کجا بالا بکشند که شما مزدوج شوید اما در همین گیر و دار متوجه می‌شوید که دوباره سکه‌ای ته جیب‌تان نیست تمام دلخوشی‌های‌تان به وامی به اسم ازدواج است که بعدتر متوجه می‌شوید ای دل غافل وام ازدواج هم پر. دوباره دارید در خیابان‌ها قدم می‌زنید این بار سرتان خیلی پایین‌تر است عده‌ای می‌گویند برو کار کن مخور غم و غصه، با پولش می‌شود خانه خرید، خودرو خرید، ازدواج کرد، شهریه دانشگاه داد و... این بار خوشحال در به در با کلی پارتی بازی خیلی شانس آورید، کار پیدا می‌کنید و بعد با خودتان خوشحال که می‌شود با حقوق تان اول چند تا سکه بخرید، بعد سکه‌ها را بفروشید، خودرو بخرید بعد خانه و... همین طور خوشحال در این رویاها به سر می‌برید که یک نفر از آن عده می‌زند به پشت‌تان که آهای کجا با این عجله شبانه‌روز کار می‌کنی با این حقوق تو نمی‌شود یک کیلو پسته بخرید چه برسد به خودرو و... حالا در شهر قدم می‌زنید سرتان بالا نیست کسی هم دیگر به شما توصیه‌ای نمی‌کنند همه می‌دانند ته جیب شما خبری نیست.

 سایبر


اسامی به ترتیب از راست به چپ 

مریم نوروزی

18ساله، دانشجوی رشته مهندسی برق- مخابرات به قول خودش رفتنش به اینترنت دست خودش است و برگشتش با خدا...

 : وقتی از همه جا خسته می‌شوم به دنیای مجازی پناه می‌برم.

 : وقت كشی دارد. 

سحر نیكوعقیده

18ساله، دانش‌آموز دوره پیش‌دانشگاهی، رشته علوم انسانی، از عشاق سینه‌چاك سایت جیم كه كنكور حسابی حالش را گرفته چون فرصت سر زدن به سایت را از او گرفته داست.

 : آزادی داریم و عقایدمان را راحت بیان می‌كنیم.

 : داشتن هویت‌های مختلف سردرگمت می‌كنند.

مسعود یوسفی/ آ.ایرانی

24ساله، دانشجوی مدیریت بیمه، معرف حضور مخاطبان سایت جیم با تكیه كلام "لیكن"، با هویت‌های خیلی زیاد در قسمت‌های مختلف فضای سایبر كه به ادعای خودش هیچ‌كدام‌شان را هم با هم قاطی نمی‌كند. 

 : دنیای وسیعی است كه چیزهای زیاد و جدیدی را از آن یاد می‌گیری

 : اعتیاد

سید امیرعلی طباطبایی

به گفته خودش 20وخرده‌ای ساله! دانشجوی كاردانی نرم‌افزار، از افتخارات كاری‌اش هم این است كه پروفایل یك روزنامه‌نگار تهرانی را هك كرده است! به قول خودش تا حالا در زندگی‌اش این قدر جدی گپ نزده بود و گاهی از جدی بودن خودش خنده‌اش می‌گرفت... 

 : با آدم‌های جورواجور رفیق می‌شوی و ارتباط می‌گیری.

 : حرف‌های به دردبخوری كه بعدا بتوانی از آن‌ها استفاده كنی كم‌تر پیدا می‌شود، به نوعی كمبود محتوا داریم.

آرش قلی‌زاده

20ساله، دانشجوی مدیریت مالی، مودب و محجوب، تنها كسی كه منتظر می‌شد نوبت‌اش برسد تا حرف بزند.

 : نكته مثبت ویژه‌ای ندارد.

 : روابط راحت و آزاد دختر و پسر.

سید هاشم صفدری

24ساله، دیپلم الكترونیك، كارشناس فروش بیمه. (یك كاسب باحال كه خیلی زود وارد بازار كار شده است، اما دست به جیب‌شدن‌اش هیچ وقت باعث نشده كه فرصت حضور در فضای سایبر را از دست دهد)

 : نكات مثبت و منفی كه بستگی به نوع استفاده دارد.

 : ضربه‌های سنگین عاطفی به دخترها!

یك میزگرد جیمی با مخاطبانی كه پاشنه سایت جیم را از جا درآوردند!

زندگی روی خط آنلاین

مكان: دفتر هفته‌نامه جیم زمان: عصر یك روز زمستانی، یك روز پركار و شلوغ برای جیمی‌ها، قرارمان این بود با یك عده پشت نت‌نشین حرفه‌ای، كه هر روز چند ساعتی را صرف زندگی مجازی و سایت جیم می‌كنند، دور یك میز گرد بنشینیم و در یك فضای آرام فقط نظرات‌مان را در مورد زندگی مجازی‌مان بگوییم. این‌كه وقتی در این دنیا غرق می‌شویم، چقدر شبیه خودمان هستیم؟ دیگر چطورند؟ چه حرف‌هایی می‌زنیم؟ با چه كسانی دوست می‌شویم؟ رفاقت‌مان بر اساس چه اعتمادی شكل می‌گیرد؟ و... 

هر روز چند ساعت نت نشینی می‌كنید و از چه فضاهایی سر در می‌آورید؟

سیدهاشم: حدودا روزی 3 یا 4 ساعت، روزهای تعطیل هم كه از كله صبح تا خود سیاهی شب را كلا در سایت جیمم، فیس‌بوكی كه اصلا نیستم و نمی‌خواهم كه باشم و...

آرش: روزی 2-1 ساعت، مدت خیلی كمی در فیس‌نما عضو بودم اما بنا به دلایلی نخواستم باشم، معمولا همه یكی دو ساعتم را در سایت جیم سیر می‌كنم.

سید امیرعلی: حدودا 10 سال است كه با اینترنتم، وب‌سایت شخصی دارم، عضو فیس‌بوك هم هستم، با پلاس حال می‌كنم. شما حساب كنید كه كلا در اینترنت زندگی می‌كنم!!

آ.ایرانی: 10سال است كه با اینترنت بزرگ شده‌ام، همیشه هم آنلاینم، از صبح تا شب، همین الان هم با گوشی آنم! از یاهو و فیس‌بوك بگیرید تا توییتر و...

سحر: 3 یا 4 ساعت، عضو شبكه‌های اجتماعی نیستم.

مریم: حداكثر دوساعت، آن هم به خاطر فشار درس است كه كمترش كردم...

بعد همگی هم با هویت واقعی خودتان هستید؟

صفدری و نوروزی هر دو تائید می‌كنند و می‌گویند كه دلیلی برای جعل هویت نمی‌بینند و در دنیای مجازی خودِ خودشان هستند اما این حرف صدای دیگر دوستان را در می‌آورد:

طباطبایی: وقتی در فیس بوك عضو می‌شوی یك‌سری از صفحات دوستانت را لایك می‌زنی، آن وقت یك روز دوستت به سرش می‌زند كه برای بالا بردن آمارش یك مطلبی كه خلاف عقیده شماست را بگذارد، بعد این مطلب در صفحه تو هم نمایش داده می‌شود، این دلیل نیست كه آدم اسم مستعار داشته باشد؟

یوسفی: چرا همیشه همین لایك پیج‌ها دردسر ساز است. من خودم در فیس بوك دوتا یوزر دارم، یكی برای نزدیكان با اسم خودم و یكی هم برای غریبه‌ها، چون من هرچیزی به ذهنم می‌آید، آن‌وقت است كه نیاز به هویت جعلی شدید احساس می‌شود. 

نیكوعقیده: اما آدم گاهی واقعا حرف حساب برای گفتن دارد اما چون یك عده‌ای از تو پیش‌زمینه دارند باعث می‌شوند كه حرفت را بخوری تا درباره‌ات قضاوت نكنند. 

آن‌وقت هیچ‌وقت شده كه این هویت‌های جعلی روی شخصیت واقعی‌تان تاثیر هم بگذارد؟

صفدری: بله نمونه عینی‌اش یكی از دوستان خودم كه آنقدر خودش را روشنفكر جلوه داد و شعار روشنفكری داد كه الان كلا خودش را فراموش كرده و كلا از طرف دیگر بام افتاده پایین.

طباطبایی: اما من معتقدم گاهی آدم‌ها دوست دارند، محدودیت‌ها و دیوارهایی را كه دورشان است خراب كنند و ببینند آن بیرون چه خبر است، فقط هم برای كسب تجربه‌های تازه، ربطی به تغییر شخصیت ندارد.

آ.ایرانی: اصلا روی شخصیت آدم تاثیر ندارد، چون باید گاهی اوقات هم‌رنگ جماعت باشی تا تائیدشان را بگیری. مثلا من حرفی كه به دوستم می‌زنم را به استاد دانشگاهم نمی‌گویم.

قلی‌زاده: من كه اسم مستعار دارم چون نسبت به همه بی‌اعتمادم، معمولا همه هویت‌ها دروغی است.

با این همه هویت جعلی اعتماد ملت به هم هر لحظه كم‌تر می‌شود، آن وقت با این همه بی‌اعتمادی حضور در این فضا لذت هم دارد؟

صفدری: بله، آدم یا وارد این فضاها نمی‌شود یا اگر هم وارد شد خودش را باید به نفهمی بزند و بپذیرد كه احتمال دارد دروغ بخواند شاید هم راست! 

یعنی کاملا آگاهانه دروغ‌ را باید پذیرفت و اعتماد كرد؟

طباطبایی: ببینید به نظر من آدم‌ها همیشه از شرایطی كه دارند فراری‌اند، آن وقت است كه دوست داری از زندگی و آدم‌های تكراری‌ دور و برت فرار كنی و به اینترنت و دوستان مجازی‌ات پناه ببری، آن وقت است كه مجبور و محكوم به اعتمادی. 

صفدری: وقتی این آدم‌ها در زندگی آدم تاثیر ندارند، اعتماد كردن و نكردن كه فرقی نمی‌كند، اعتماد زیاد مهم نیست. گفتم كه وقتی وارد می‌شوی می‌دانی كه اعتماد و اعتباری نیست.

شده این بی‌اعتمادی به دنیای واقعی‌تان هم نفوذ كرده باشد؟

یوسفی: كاملا، همین الان من یك سری حرف دارم كه به خاطر بی‌اعتمادی، نمی‌زنم. یا مثلا همین دوستم (اشاره می‌كند به طباطبایی) نمی‌دانم خودش است یا فتوشاپ.

صفدری: من در زندگی واقعی هم اصلا به كسی اعتماد ندارم. (تقریبا همه با نظر صفدری موافقند)

وقتی آدم در پروفایلش مثلا بگوید كه دكتر یا مهندس است و فلان و بهمان، دارد از آرزوهای خودش می‌گوید، آن وقت گفتن این آرزوها او را به هدفش نزدیك می‌كند یا دور؟

طباطبایی: اصل علاقه من به فیس بوك همین است كه افراد در انتخاب زندگی برای خودشان مختارند، مثلا من خودم را دانشجوی شریف معرفی می‌كنم، به خاطر این انتخاب با یك‌سری دانشجوهای آن دانشگاه آشنا می‌شوم، ارتباط می‌گیرم و آن فضا را دورادور تجربه می‌كنم.

نوروزی هم كه كلی موافق این نظر است سر ذوق می‌آید كه: هرچه آدم خود آرمانی‌اش را تصور كند و در موردش حرف بزند تلاشش را هم بیشتر می‌كند.

نیكوعقیده: به نظر من كاملا برعكس است، چون وقتی آرزوهایت را بگویی و تائید دیگران را بگیری انگیزه‌ات كم‌تر می‌شود و تازه زمانی را هم كه برای فضای اینترنت می‌گذاری فرصت رسیدن به هدف را از تو می‌گیرد...

قلی‌زاده: كسی كه به خودش اجازه دروغ گفتن دهد، اراده رسیدن به آرزوهایش را ندارد.

صفدری: كسی دروغ می‌گوید كه خودش را از آن آرزوها دور می‌بیند...

..........................................................................

جلسه بیش از 2 ساعت طول می‌کشد و لابد انتظار ندارید که در این دو وجب جا همه حرف‌هایی را که زدیم بیاوریم، بنابراین شاید این بحث را با افرادی دیگر در شماره‌های سال آینده ادامه دهیم. منتظر باشید. 


سالنامه

فروردین

 آغاز سال یک هزار و سیصد و نود دو... می‌خواهم همین روزهای اول سال، خودم، سالم، روزها و هفته‌های نود و دویی‌ام را بیمه کنم! از من که بخاری بلند نمی‌شود، حداقل بسپارم‌شان به یک آدم مطمئن!

 روز طبیعت: 364 روز سال، آدم سرب می‌فرستد در شش‌هایش! برای این‌که فقط به بوی بهار نارنج فکر کنی، هفته‌ دوم فروردین، بیایید با طبیعت آشتی کنیم!

 بالای غیرت‌تان! حالا که عید تمام شده همین روزها، یک فکری برای این امتحان‌های قریب الوقوع بردارید! یعنی یک برنامه‌ریزی درست و حسابی!

 فاطمیه: شما هم شنیده‌اید اگر دعای مادر پشت سر یک نفر باشد، کارش بیخ برنمی‌دارد؟! می‌گویند در نمازهایشان خیلی برای بچه شیعه‌ها دعا می‌كرده‌اند!

اردیبهشت

 خبرت خراب‌تر کرد، جراحت جدایی/چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

این بیت، عاشقانه نابی است از کسی که این روزها، برایش بزرگ‌داشت می‌گیرند! شیخ اجل، سعدی...

 روز مادر: اصلا انگار مادرها، برای شنیدن حرف‌هایی که نمی‌توانی به هیچ کس بگویی آفریده شده‌اند... برای مادرت دعا می‌کنی؟ برای سلامتی‌اش؟ایمانش؟ ...

 خدایا! این دفعه رو گناه ‌هامون رو با نمره‌هامون طاق نزن! از خجالت‌ات درمی‌آیم به مولا...

 یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه...از امشب یکی بی حساب وکتاب در خانه هایمان نان و خرما می‌گذارد، حتی اگر نخواهیم، حتی اگر نشناسیمش...(دعای شروع ماه رجب) 

خرداد

 آزادی خرمشهر و روز پدر:- سلام آقا، کفش مردونه دارید؟ -آره دخترم، یک جفت می‌خوای؟- نه یک دونه! واسه پای چپ...!

  روزى با تعدادى از دوستانم به خدمت امام(ره) رفتیم. منظره جالبى دیدیم و آن این‌كه امام مشغول جارو كردن اتاق خود بودند. یكى از دوستان جلو رفت و گفت: «اجازه بدهید تا اتاق را من جارو كنم؟» ایشان فرمودند: «هركس موظف است محل كار خود را خودش تمیز كند». 

 خدایا به ما بصیرتی بده که بتوانیم با همان تک رایِ خودمان، آدم اصلح را انتخاب کنیم...

 شهادت دکتر مصطفی چمران: ناهار پادشاهی داشتيم: ماست! سفره را انداخته و نينداخته، دكتر رسيد. دعوتش كرديم بماند. دست‌هایش را شست و نشست سر سفره‌مان. يكى پرسيد: «اين وزير دفاع كه گفتن قراره بياد سركشى، چى شد پس؟!» 

تیر

 نیمه شعبان: میان مشغله‌های خودم گمم اما/ دلم برای هوایت همیشه دل‌تنگ است...

 یه سوال واسم پیش اومده! به نظر شما چرا ما بلد نیستم مثل آدم، بدون مزاحمت، بدون اسراف، بدون... شادی کنیم؟

 بوی رمضان پیچیده...روی ماه خداوند را ببوس!

 یک ذره بیشتر نیست‌ها...اما، هرچی آتیش است از گور همان بلند می‌شود! اگر حواست نباشد، پدرجدّ آدم را در می‌آورد! زبان را می‌گویم... یک فکری باید برایش برداریم!

مرداد

 به نظر من، هر کس باید برای خودش یک قرآن ویژه داشته باشد. بعضی آیه‌ها فقط مال خودِ خودش هستند، آن‌ها را برای خودش فسفری کند!

 آخرهای ماه رمضان، بنزین خیلی‌ها تمام می‌شود. این چند شب پایانی، افطاری و سحری‌ها با شما... بابا بی‌انصاف‌ها! چند نفر به یک نفر؟ خسته شد این مادر بی‌چاره...

 یک فهرست بنویس از آدم‌هایی که حالت را گرفته‌اند، روی همه‌شان خط بکش و ببخش! سخت است، نه؟

 دور از جان‌ عزیزتان، این روزها خیلی به آت و آشغال خوردن افتاده‌ام. یک برنامه غذایی روزانه که از هر چیز مقوی یکی دوتایی تویش پیدا شود، لازم دارم!

شهریور

 بزرگداشت ابن سینا: بنده‌ خدا 40 بار کتاب ارسطو را خوانده و هیچی ازش نفهمیده بود! بار چهل و یکم، اندکی سردرآورده، این‌ها را خودش می‌گوید. الکی که آدم دانشمند نمی‌شود!

 آخ این روزهای آخر تابستانی فاز می‌دهد برای راه رفتن و قدم زدن و فکر کردن، روی خش خش برگ‌های طلایی پاییزانه. قبول دارید؟

 سلامتی پسر خاله که وقتی کیک در یخچال خراب شده بود، همه‌اش رو خورد، می‌گه «مگه چیه؟ خب اگه نمی‌خوردم، مورچه‌ها می‌خوردن، مسموم می‌شدن، به مورچه که نمی‌شه سُرم زد...» آخ که چقدر دلم لک زده واسه یک آدم با مرام...

 حق آموزگارت بر تو این است که او را بزرگ شماری و حرمت مجلس و محضر او را نگه داری و با دقت به سخنانش گوش بسپاری... امام سجاد(ع) این‌ها را گفته‌اند ها...

مهر

 در را به روی حضرت پاییز وا کنید... به نظر من، پاییز یک صفحه نقاشی عاشقانه است!

 ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س): آهای، مجردها! خداییش تا حالا چقدر نشسته‌اید و به بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌تان فکر کرده‌اید؟ به معیارها و ملاک‌های انتخاب‌تان؟ 

 مگر می‌شود روز بزرگ‌داشت اسطوره‌ غزل‌سرایی ایران باشد و ما یک بیت از حافظ نخوانیم؟ به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم/ بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم...

آبان

 مثل صاحب عید غدیر، بروید و گرسنه‌ای را سیر کنید، یک گره از کار یک آدم باز کنید، ناشناس و یواشکی...

 سالگرد قیصر امین پور:دردهای من جامه نیستند، تا ز تن درآورم، چامه و چکامه نیستند، تا به رشته سخن درآورم... به احترام قیصرِ تکرار ناشدنی!

 می‌بینم که پنچر شده‌اید و تمام آن قول و قرارها ،که فلان ساعت درس می‌خوانم و فلان ساعت کار می‌کنم، را دو دَر کرده‌اید... بروید سراغ آدم‌هایی که بمب انگیزه‌اند که دوباره فیتیله‌تان را روشن کنند!

 عاشورا: آیا کسی هست که یاری‌اش کنم؟ دارم می‌روم‌ها... می‌گویند وقتی داشتی با دنیای ما خداحافظی می‌کردی چشم‌هایت برای ما اشک می‌ریخت!

آذر

 انصافا لذت خواندن یک کتاب خوب با هیچ چیز برابری نمی کند...!

 صبح‌ها می‌روم دانشگاه، ناهار را برمی‌گردم خانه، عصرها، اینترنت و درس و مشق و... همه روزهایم همین شکلی شده‌اند! این روزمرگی لعنتی...

 ما از همین تریبون، روز دانشجو را به آن گروه  قلیل، آن گوهرانِ نایاب، دانشجویان حقیقتا دانشجو، که برای تحصیل علم به دانشگاه می‌روند خسته نباشید می‌گوییم!

 آخر پاییز است، جوجه‌هایتان را بشمارید! یک فصل بیشتر نمانده‌ها...

دی

 یادش به خیر یک زمانی شب می‌شد، ملت می‌خوابیدند...والا! این جابه جایی شب و روز سحرخیزی را خیلی از نسل ما گرفته...

 شهادت امام رضا(ع): آقا قرار شاه و گدا یادتان که هست؟ مشهد، حرم، ورودی باب الجوادتان؟

 عشقِ مادربزرگ و پدربزرگ‌ها این است که یک روز نوه‌هایشان بروند خانه‌شان، همین جوری، برای حال و احوال کردن...

 چشم آبی تر از آیینه گرفتارم کرد/ بس کنید!این‌همه دل دور و برم نگذارید...

بهمن

 هنوز درس‌های ترم جدید شروع نشده، یک ‌کم به کارهای عقب افتاده‌تان برسید... کتاب‌های نخوانده، اتاق شلوغ...

 دهه فجر: ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...

 هیچ چیز به اندازه یک کادوی دوست داشتنیِ غیرمنتظره، به آدم فاز نمی‌دهد! هر چقدر هم کوچک... به خواهر و برادرت هدیه بده!

 عاشق شو ارنه روزی، کار جهان سرآید...والا...

اسفند

 همسایه‌هایتان را می‌شناسی؟ اسم‌شان را ‌می‌دانی؟ از مشکلات‌شان خبر داری؟ نکند گرسنه باشند...

 در این سال نود و دو چند ساعت، چند دقیقه، چند ثانیه، به خودت فکر کردی؟؟ به خودِ خودت...

 شما دل‌تان برای این شمعدانی‌های قرمزی که مادربزرگ‌ها کنار حوض می‌گذاشتند، تنگ نشده؟؟ یک گلدان برای اتاقت دست و پا کن...به جان خودم روح آدم را زنده می‌کند!

 چه اسپندها...آه...چه اسپند‌ها دود کردیم! برای تو ای روز اردیبهشتی، که گفتند این روزها می‌رسی، از همین راه...


سلامت

گفت و گو با خانم مونا مروارید، 

کارشناس ارشد تغذیه و رژیم درمانی

چاقی‌ها و 

لاغری‌های نوروزی

اگر اضافه وزن دارید یا زیادی لاغرید و شکم‌تان به پشت‌تان چسبیده، نوروز فرصت بسیار خوبی است برای این‌که فکری به حال خودتان بکنید. ما به سراغ خانم مونا مروارید،کارشناس ارشد تغذیه و رژیم درمانی رفتیم تا درباره رژیم درمانی و برنامه صحیح غذایی در نوروز راهنمایی‌مان کنند.

بسته پیشنهادی برای کاهش وزن

به طور کلی برای کاهش وزن باید بیشتر از آن‌چه کالری به دست می‌آورید بسوزانید. 

 برای مواد غذایی چاق‌کننده به جای حذف آن، میزان مصرف آن را در برنامه غذایی به حداقل رسانید. یک برنامه غذایی کامل باید شامل میوه و سبزیجات، برنج، نان، مرغ و ماهی و گوشت قرمز، لبنیات، حبوبات و روغن باشد.

 نوشیدن حداقل 6 لیوان آب در روز

 صبحانه یکی از مهم‌ترین وعده‌های غذایی است. کالری که صبحانه برای بدن تامین می‌کند باعث می‌شود طی روز از ریزه خواری‌های بی مورد کاسته شود. درهفته بیشتر از 3 تخم مرغ برای صبحانه نخورید.

 قبل از مصرف وعده غذایی، سالاد بخورید. سبزی و گوجه و خیار و موادی که حاوی فیبر هستند به دلیل حجم زیاد و آب موجود در آن، احساس سیری در شما به وجود می‌آورد. از طرفی کالری کمی هم دارند.

 حتما 3 میان وعده در برنامه غذایی‌تان بگنجانید. میان وعده‌های شما باید کم و سالم باشند مثلا شیرینی‌های خامه‌ای نباشد. پیشنهاد ما میوه و آب میوه‌های طبیعی، شیر و دانه‌ها و مغزها و خشکبار و بیسکویت‌های سبوس‌دار است.

 نان را از رژیم غذایی خود حذف نکنید چون باعث تولید سروتونین در مغز می‌شود و در نتیجه احساس آرامش و سیری را به وجود می‌آورد.

 لبنیات کم چرب استفاده کنید.

 با مصرف گوشت، مرغ و ماهی می‌توانید نیاز بدن را به پروتئین تامین کنید. مصرف گوشت قرمز را کم کنید (3-2 بار در هفته) و بهتر است از جایگزین‌های آن مثل قارچ و عدس نیزاستفاده کنید.

 برای کاهش وزن برای یک فرد بزرگسال، 8-7 ساعت خواب شب کافی است. خواب اضافی در صبح باعث افزایش وزن می‌شود و خطر ابتلا به دیابت نوع 2 را افزایش ‌می‌دهد.

 آهسته غذا خوردن باعث حس سیری می‌شود. وقتی تند تند غذا می‌خورید متوجه نیستید و پر خوری می‌کنید. 

 مصرف غذاهای شور و شرینی‌ها و شکلات را محدود کنید. بهتر است آب‌میوه‌های طبیعی را جایگزین انواع غیر طبیعی کنید.

 در میان وعده‌های‌تان می‌توانید از چای سبز استفاده کنید. 2 فنجان چای سبز در روز باعث کاهش وزن و نیز به دلیل وجود آنتی اکسیدان، خاصیت ضد سرطان دارد.

 توجه کنید کاهش وزن‌های ناگهانی می‌تواند بازگشت‌پذیر باشند و تاثیرات منفی روی بدن بگذارند. کاهش وزن تدریجی (2تا 4 کیلوگرم در ماه) متعادل و قابل قبول است.

بسته پیشنهادی افزایش وزن

 می‌توانید در صبحانه‌تان پنیر خامه‌ای و نان سبوس‌دار بگنجانید که برای افزایش وزن مناسب است.

 تخم‌مرغ و گوشت را بیشتر مصرف کنید. فراموش نکنید که در میزان مصرف آن باید دقت کنید.

 مغزها و دانه‌هایی مثل بادام هندی، بادام زمینی و گردو می‌تواند به شما در افزایش وزن کمک کند.

 مصرف غذای‌تان را بیشتر و حجم وعده غذایی را کم کنید.

 نوشابه را از برنامه غذایی حذف کنید چون باعث پوکی استخوان و کم خوابی می‌شود.

 دسرهایی مثل بستنی و شیرینی خامه‌ای را از یاد نبرید.

 چربی و شکر را زیاد مصرف نکنید. در مصرف کره هم زیاده‌روی نکنید. عسل گزینه خوبی است برای تامین قند طبیعی. 

 پیاده روی در روز به مدت 30 دقیقه برای همه خیلی مفید است. حداقل 3 بار در هفته و هر بار به مدت 30 دقیقه که می‌تواند موجب افزایش اشتها در شما شود..

 غنی‌سازی غذاها هم می‌تواند تاثیرگذار باشد؛ مثلا در انواع سوپ می‌توانید از برنج، جوانه‌ها و خامه و کره استفاده کنید.

 به این تناسب درمصرف مواد غذایی توجه کنید. پروتئین 35 درصد، چربی 15 درصد و کربوهیدرات50 درصد.

 دقت داشته باشید که پرخوری شما را به مقصودتان نمی‌رساند. چون حجم معده‌تان کم است و پر خوری در یک وعده باعث ورم معده می‌شود.

 سرچ

خواستگاران زیاد انتخاب سخت!

خواستگاری سختی است. کم‌تر پیش می‌آید که شرایط دو طرف بر وفق مراد باشد. عده‌ای فقط به خاطر علاقه جلو می‌روند اما عده‌ای پول هم برای‌شان مهم است. کلاسِ کاری هم مهم است دیگر. این‌که خودشان را با چه عنوانی معرفی کنند. ما دست به سرچ زدیم و به دنبال این بودیم که در دغدغه مهم جوانان یعنی تحصیل و انتخاب رشته چه می‌گذرد.


دخترها یا پسرها؟! كدام یك، كجا هستند؟!

حتما قاعده روان‌شناسی 80-20 را شنیده‌اید. این جا هم ماجرا همین است.80 درصد جمعیت داوطلبان دنبال 20 درصد رشته‌ها هستند. درصدر این 20درصد هم رشته‌های مهندسی همچون برق، كامپیوتر، عمران و رشته‌های حقوق و روان‌شناسی قرار دارد.

100 نفر اول كنكورسال گذشته چه دانشگاه‌هایی را انتخاب كردند؟

  

علوم انسانی

دانشگاه شهید بهشتی دیگر دانشگاه‌ها

  

علوم تجربی

دانشگاه علوم پزشکی تهران دیگر دانشگاه‌ها

  

علوم ریاضی

دانشگاه شریف  دیگر دانشگاه‌ها

100نفر اول كنكور دنبال چه رشته‌هایی هستند؟

  

مهندسی برق مهندسی مکانیک مهندسی کامپیوتر سایر رشته‌ها

 

 

علوم پزشکی دندان پزشکی داروسازی روان‌پزشکی

 

حقوق  

روان‌شناسی 

فلسفه 

مدیریت

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
جای من خالی .. دوست داشتم تو جمعتون شرکت کنم.. حتما برا میزگرد بعدی منو خبر کنید.. شاید تونستیم یه مشورتی راهکاری پیشنهاد تازه ای بدیم.. خسته نباشید.. ممنون