ناگفته‌های داستان چوپان دروغ‌گو (4)
پایان نامه

ناگفته‌های داستان چوپان دروغ‌گو (4)

نویسنده : سعید برند

آنچه گذشت: چوپان دروغ‌گو در «ده شلمرود» شغل شريف چوپاني داشت. این زبان بسته ناخواسته عاشق دختر عمويش شد، اما «خان عمو جان» مخالف ازدواج فاميلي بود! در نتیجه چوپان يأس فلسفي گرفت و دست به دروغ‌گویی زد! او سپس استيضاح و از کار بيکار شد و چاره‌ای نداشت که برای پیدا کردن کار به شهر بیاید! اما همه آدم‌های شهر عکس او را در کتاب‌های درسی دیده بودند و او را می‌شناختند، برخی‌ها به او کار نمی‌دادند و برخی‌ها هم از او می‌خواستند که همچنان دروغ بگوید! او که در یک پارادوکس گیر افتاده بود، سرانجام فریب دوست ناباب را خورد و عیدانه 85 هزار تومانی خود را به یک شرکت هرمی داد...

قسمت چهارم: چوپان دیگر چیزی برای باختن نداشت و به روزهای خوش گذشته فکر می‌کرد که یک چوپان مورد اعتماد و مردمی بود، به روزی که تصویر کوزه زیبای دختر خان عمو را در رودخانه دید! چوپان در نوستالوژی‌هایش غرق بود که ناگهان یک تصمیم کبری گرفت که باید برای بقایش در شهر باز هم دروغ بگوید! هرچند این تصمیم مشکل چاپ دارد ولی تمامی تعقیب‌های قانونی‌ مربوط به چوپان است و خود حقیرمان هیچ‌گونه مسئولیتی به عهده نمی‌گیریم! 

چوپان وارد يك شركت معتبر شد و به منشي گفت: «من دكتر چوپان دروغ ‌گو هستم! و مي‌خواهم آقاي رييس را ببينم!» منشي گفت: متاسفانه رییس جلسه دارند. ولی چوپان با بی‌اعتنایی گفت: «بی‌شین بی‌نیم باااااا» اما همین که وارد اتاق رئیس شد، نزديك بود از تعجب شاخ دربياورد. او پسر ارشد خان عمو را دید که پشت میز ریاست نشسته بود! در حالی مردم ده فکر می‌کردند او برای گرفتن سیکلش به شهر رفته است!

وقتی پسر خان عمو متوجه شد که چوپان قصد دارد پته‌اش را روی آب بریزد، در دوستی را باز کرد و به او پیشنهاد داد...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به خزترین تبلیغات تلویزیونی که سوژه شوخی‌های بسیاری شده‌اند

تمشک طلایی تقدیم می‌شود به...

٩٦/٠٧/٢٠
تیزر تبلیغاتی چیپ و پر سر و صدای بهنوش بختیاری، چشم همگان را بر فاز جدیدی از خزبازی باز کرد

تبلیغات قبل از تو انصافاسوء تفاهم بود!

٩٦/٠٧/١٩
یادداشت

هوا هوای تازه، وقت راز و نیازه!

٩٦/٠٧/٢٠
درباره انواع کلاهبرداری های اینترنتی و راه مقابله با آن ها

#کلاهبرداری_اینترنتی

٩٦/٠٧/٢٠
این همه چیپ شدگی و زرد بازی از کجا می‌آید؟

ما را زرد نکنید!

٩٦/٠٧/٢٠
جارچی

جارچی 507

٩٦/٠٧/٢٠
آنتن

امان از جیم‌نویسان پاییزی!

٩٦/٠٧/٢٠
به بهانه اکران 4 فیلم توقیفی که بالاخره به پرده سینما رسیدند

بیگانه ها!

٩٦/٠٧/٢٠

نظر شما محترم نیست!

٩٦/٠٧/٢٠
درباره «IT»، که پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای وحشت شد

گرمای ترسناک تابستان سینمای جهان

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

نگاه های معنادار

٩٦/٠٧/٢٠
پایان‌نامه

وقتی شورش در می‌آید، وقتی در نمی‌آید!

٩٦/٠٧/٢٠
تلگجبم

تلگجیم 507

٩٦/٠٧/٢٠
فتوچاپ

فتوچاپ 507

٩٦/٠٧/١٩
مینیمال

نتایج ارشد اومد سربازی قبول شدم

٩٦/٠٧/٢٠
یادداشت

زندگی دیگران

٩٦/٠٧/٢٠
دات کام

2 سایت خوب برای هنری های مشهد

٩٦/٠٧/٢٠
حکایت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و گاو

٩٦/٠٧/٢٠
پاسخ به یک سوال مهم؛ آیا استقلالی‌ها بعد از اخراج مربی، توانستند روند نتیجه‌گیری خود را تغییر دهند؟!

پسا اخراج!

٩٦/٠٧/٢٠
نگاهی به موفقیت مربیان سن و سال داری که نشان دادند، سن همه چیز نیست!

دسته +60 سال

٩٦/٠٧/٢٠
تبلیغات