غم نان و درد بسیار...
گفت و گو با خانمی که این روزها توی خانه‌هایمان کار می‌کند...

غم نان و درد بسیار...

نویسنده : عاطفه ذبیحی

دست‌هایی که دردشان، خوابیدنِ شب را سخت می‌کند، بیمه نشدن، 6 تا بچه که بهانه‌‌ همین کار کردن‌ها می‌شود، حقوق کم و از همه بدتر نگاه از بالا به پایینِ خانم‌هایی که احترام این‌ها را نگه نمی‌دارند! این آدم‌ها هم شغل سختی دارند ها...

 نزدیک عید که می‌شود چه کارهایی بیشتر توی کاسه‌ شما می‌افتد؟

 دیوارشویی، شستن در و پنجره‌ها، شستن پرده‌های آن دسته از خانم‌هایی که دل‌شان نمی‌آید پرده را به ماشین لباس‌شویی بسپارند، اتو زدن سخت و ظریف پرده‌ها، شستن قالی‌هایی که یا صاحب‌شان، پول قالی‌شویی نداشته و یا از قالی‌شویی جامانده‌اند، شامپوفرش کشیدن، شستن مبل‌ها و هر کاری که فکرش را بکنید!

 حتما سرتان هم خیلی شلوغ می‌شود؟

 خیلی‌ها تماس می‌گیرند، اما من فقط به مشتری‌های همیشگی خودم می‌رسم و بقیه را قبول نمی‌کنم!

 سخت‌ترین کار برای‌تان چه کاری است؟

 دیوارشویی، پدرِ کَت و کول آدم را درمی‌آورد!

 تفاوت خانم‌های شلخته و خانم‌هایی که هر هفته به سر و روی خانه‌شان می‌رسند این روزها خیلی دیده می‌شود؟

 حسابی! کار بعضی دیوارها با یک دست‌مال خیس هم راه می‌افتد. اما امان از دست آن خانم‌های عزیزی که چند روز مانده به سال نو از ما توقع دارند رنگ و رویی به دیوارهایی که سال‌هاست تمیز نشده‌اند، بدهیم. بعضی دیوارها آن‌قدر سیاه است که من از سیاهی‌شان عکس گرفته‌ام!

 وابسته به شرکت خاصی هستید؟

 قبلا برای شرکت‌ها کار می‌کردم، اما کم کم که خانواده‌ها به من اطمینان پیدا کردند، من را به همدیگر معرفی کردند و دیگر مشتری ثابتم شده‌اند!

 روش کار در شرکت‌ها چه جوری است؟

 شرکت‌ها از ما شناسنامه و سفته می‌گیرند، از 25 هزار تومانی که نرخ شرکت‌هاست، 20 هزار تومانش برای ما و 5 هزار تومان هم برای شرکت است. تنها کاری که می‌کنند این است که ضمانت گم شدن و خراب شدن وسایل خانه‌های مردم را به گردن می‌گیرند. ولی کلی پول به جیب می‌زنند!

 روزانه چه‌قدر از خانواده‌ها پول می‌گیرید؟ مبلغ مشخصی دارد؟

 من که از اول مشخص نمی‌کنم. اما معمولا از 15 هزار تومان شروع می‌شود و بسته به این‌که چقدر کار داشته باشند و چقدر هم از کار کردن من راضی باشند تا 30 هزار تومان هم می‌دهند. من چون کارم را از سر باز نمی‌کنم، خودشان مبلغ بیشتری توی جیبم می‌گذارند!

 نزدیک عید، نرخ‌تان هم فرق می‌کند؟

 خود خانم‌ها نزدیک عید که می‌شود، به خاطر سنگینی کارها، یک مبلغ اضافی، از 10 هزار تومان تا حدود 100 هزار تومان به عنوان عیدی می‌دهند. اما اگر قرار باشد بدون عیدی کار کنم، من از اول پول بیشتری تعیین می‌کنم! مثلا پارسال خانمی مبل‌های خانه‌اش را به عنوان عیدی به من داد. اما بعضی آدم‌ها هم یک سال که برای‌شان زحمت می‌کشی، لطف می‌کنند و یک چادری که مال قرن بوق است و به درد خودشان هم نمی‌خورد، هدیه می‌دهند!

 میانگین درآمد ماهانه‌تان چقدر است؟

 حدود 600 هزار تومان که البته نزدیک عید بیشتر می‌شود.

 از نوع برخورد آدم‌ها راضی هستید یا نه؟

 خدا را شکر، جز یکی دو مورد، من تا حالا که گیر آدم‌های بی‌اخلاق نیفتاده‌ام. شاید هم چون سید هستم برخوردشان خوب است!

 توی این مدت با آدم‌های عجیب و غریب هم برخورد داشته‌اید؟

 زیاد، مثلا یک خانمی وقتی توی خانه‌اش کار می‌کردم، هی یک بسته پول را یواشکی می‌گذاشت توی اتاقی که من هستم، دوباره من که جابه‌جا می‌شدم، او هم پول را می‌آورد توی دیدِ من می‌گذاشت. تا عصر کارش همین بود. بعد فهمیدم بنده‌ خدا می‌خواسته مرا امتحان کند که دست‌کجی می‌کنم یا نه!

 کارتان خیلی سخت است؟

 خیلی زیاد، بعضی شب‌ها از درد دست‌ و شانه‌ خوابم نمی‌برد و مدتی است که به خاطر چشم‌هایم دیگر نمی‌توانم با مواد شوینده کار کنم!

 و حرف آخرتان؟

 این مطلب را در روزنامه چاپ می‌کنید؟ می‌شود از طرف ما به مردم بگویید که اولا ما هم مثل خودشان هستیم. وقتی با این عنوان به خانه‌های‌شان می‌رویم، نگاه‌شان را به ما با عوض نکنند و این‌که واقعا اگر از دست‌تان برمی‌آید یک فکری به حال بیمه شدن ما بردارید. بعد از یک عمر کار، هیچی برایمان نمی‌ماند!

نظرات کاربران
کد امنیتی