ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

بگذار برايت چاي بريزم

امروز به‌شکل غريبي خوبي

صدايت نقشي زيباست بر جامه‌اي مغربي

و گلوبندت چون کودکي بازي مي‌کند زير آيينه‌ها

و جرعه‌اي آب از لب گلدان مي‌نوشد

بگذار برايت چاي بياورم، راستي گفتم که دوستت دارم؟

گفتم که از آمدنت چقدر خوشحالم؟

حضورت شادي‌بخش است مثل حضور شعر

و حضور قايق‌ها و خاطرات دور

نزار قباني/ ترجمه‌ آرش افشار

------------ *** ------------

«يک‌نفر هيجان‌زده شده، يک‌نفر يک‌جايي دارد از هيجان مي‌لرزد، چون قرار است اتفاق خارق‌العاده‌اي براي اين آدم بيفتد. اين آدم، به همين مناسبت، لباس پوشيده و آماده است. اين آدم، ناگهان، احساس مي‌کند بايد برود و صندوق پستي‌اش را چک کند. حتي اگر از حالا همه‌چي خوب پيش برود، باز اين آدم دلش نامه‌ پستي مي‌خواهد. اين آدم حالش گرفته مي‌شود. پيام‌هاي تلفني‌اش را هم چک مي‌کند و هيچ پيام جديدي ندارد. ايميلي هم در کار نيست...»

هيچ‌کس مثل تو مال اين‌جا نيست

/ ميراندا جولاي

------------ *** ------------

کوته نظران زلف سيه‌کار ندانند

اين مرده دلان فيض شب تار ندانند

جانسوز دياري است محبت، که طبيبان

رسم است که حال دل بيمار ندانند...

حزين لاهيجي

------------ *** ------------

جلوي مغازه مکثي کردم. از بچگي عاشق اين مغازه بودم، درست سر حاجي‌آباد، دوچرخه‌هاي رنگارنگش را بيرون گذاشته بود. بچه بودم، از جلويش که رد مي‌شدم دست مادر را سفت فشار مي‌دادم؛ نه لج مي‌گرفتم، نه گريه مي‌کردم، خيره به دوچرخه‌ها مي‌شدم و با هر هيجان دستش را محکم تر فشار مي‌دادم.

بايسيکلران/ رزيتا رجايي

------------ *** ------------

يک گلدان بنفشه برايت آوردم گذاشتم زير عکست. يکي از همان چهار تا که گذاشته بوديم چهار گوش حوض.

سنگ مرمر سفيدت را هم با گلاب شستم.....

کوروش اسدي / پوکه باز

------------ *** ------------

ظرف بلور! روي لبت خنده‌اي بپاش

نذري نديده را دو خط دارچين بس است

ما را به تازيانه نوازش نکن عزيز

که سوز زخم کهنه‌ افسار و زين بس است

از اين به بعد عزيز شما باش و شانه‌هات

ما را براي گريه سر آستين بس است

حامد عسگري

------------ *** ------------

جهان در اول دايره بود

بعد از تصادف با يک کفشدوزک

ذوزنقه شد

تا در چهار گوشه ناهمگون آن بنشينيم

و براي هم پاپوش بدوزيم!

و شانه تخم‌مرغ، بوي کتاب ندهد!

اکبر اکسير

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧