نفوذ شمقدری در اسکار!
یادداشت

نفوذ شمقدری در اسکار!

نویسنده : سید مصطفی صابری

برندگان اسکار امسال هم مشخص شدند، یادش به خیر سال گذشته همین روزها کشور در شور و حال شکار اولین اسکار تاریخ سینمای ایران توسط فرهادی بود. اما برای ورود به بهانه این نوشتار باید به خیلی وقت قبل‌تر برگردیم یعنی شهریور 90، زمانی که جواد شمقدری معاون وقت سینمایی وزیر ارشاد جایزه اسکار را بی‌اهمیت قلمداد کرد و آن‌را در حد برگزاری جشنواره فیلم گچساران معرفی کرد همان وقت این سئوال پیش آمد که چرا ساختار تحت مدیریت ایشان هر سال برای معرفی فیلم به چنین جشنواره‌ای یک کارگروه متشکل از چهره‌های شاخص سینمایی تشکیل می‌دهد و اگر اسکار در این حد بی‌اهمیت است چرا حضور فیلم‌سازان در جشنواره‌هایی به مراتب بی‌اهمیت‌تر از اسکار عواقب بدی برای تهیه کننده و... دارد، این ماجرا گذشت تا این‌که هفته قبل ایشان طی گفت‌وگویی ادعایی داشت با این مضمون که به دنبال نظر رئیس‌جمهور برای جهانی شدن سینمای کشور، لابی‌هایی انجام شده و فیلم اصغر فرهادی موفق به دریافت اسکار شده است. این صحبت ایشان مثل دیگر ادعاهای این چنینی سئوالات بسیاری را در ذهن امثال بنده که به ماجرا اشراف نداریم متبادر می‌کند، یکی این‌که لابی ایشان چه بوده و با چه کسانی بوده و....؟ دیگر این‌که فقط با اسکار لابی شد یا با آن70-60 جشنواره دیگری که «جدایی...» جوایزش را درو کرد هم توسط ایشان لابی شده بوده؟ چرا این ماجرا حالا باید مطرح شود؟ یعنی باید قائل باشیم خود فرهادی و توانایی‌هایش در ماجرا دخیل نبودند؟ اصلاً جشنواره‌ای در حد جشنواره سینمای گچساران قابل لابی کردن هست؟ چرا افرادی که اسکار گرفتن فرهادی را به صِرف آن‌که از طرف آمریکایی‌هاست و پشت پرده دارد، قابل تقدیر و تشکر و احترام نمی‌دانستند، امروز که ارشدترین مقام سینمایی کشور مدعی است لابی آن‌ها در ماجرا دخیل بوده سکوت کرده‌اند؟ اگر این اتفاق آن‌قدر برای عزیزان مسئول مهم بوده است چرا بعد از تحقق تلاش‌ها و لابی‌های شان این‌قدر واکنش سردی در قبال افتخارآفرینی فرهادی داشتند؟ حالا که لابی‌شان این قدر خوب جواب می‌دهد چرا جلوی اسکار گرفتن فیلم‌های آمریکایی که مضامین مناسبی ندارد را نمی‌گیرند؟ نکته مهم‌تر ماجرا این جاست که روزگاری که فرهادی نیاز به حمایت مسئولان داخلی داشت او را به آغوش گرم بیگانه‌ها هُل دادیم، طوری که گاهی او و تیم همراهش در جشنواره‌های مختلف فراموش می‌کردند رفتارشان باید نماینده ایران و ایرانی باشد، شاید فرهادی به کمپانی بین‌المللی پخش فیلمش بیشتر احساس دِین می‌کرد و همین چیزها باعث شد او خودش را در بهترین حالت نماینده خودش بداند نه بیشتر و این احساس در برخی اقدامات او مشخص بود، واقعاً اگر سیاست جذب و حمایت در وزارت ارشاد و معاونت سینمایی‌اش وجود داشت فرهادی سعی نمی‌کرد به جای آن‌که چیزی باشد که بیگانه از او می‌خواهد، کسی باشد که مردم و مسئولان کشورش از او انتظار دارند؟ 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
مینیمال

جورج کلونی وجودم را بیدار کنید

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

شهیدی‌فرد مرد متین و پرتکرار یک دهه گذشته جشنواره فیلم فجر

٩٦/١١/٢٦
چهره هفته

ذکر مولانا رضا رشیدپور

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

لطفا مرا پرزنت نکنید

٩٦/١١/٢٦
درباره ماجرای روی اعصاب مجری‌های تکراری افتتاحیه و اختتامیه جشنواره‌های مختلف یا بهتر بگوییم «بین مجری

اجراهای‌کوچک زنگ‌زده

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

یک خانم بی اعصاب شگفت انگیز

٩٦/١١/٢٦
تلگجیم

تلگجیم 525

٩٦/١١/٢٦
شاخ هفته

برای مهم‌ترین آدمِ زندگی‌ام

٩٦/١١/٢٦
شگرد

هنگام خواب با گوشی چه کنیم؟

٩٦/١١/٢٦
درباره بازیگرانی که در حوزه اجرا هم دستی بر آتش دارند

مایل به مجری

٩٦/١١/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دلخوری

٩٦/١١/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 525

٩٦/١١/٢٦
کوتاه درباره مهم‌ترین فیلم‌های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر

متفاوت و پرسروصـــدا مـثل فـجـر 96

٩٦/١١/٢٦
خاطرات گرشاسبی‌بزرگ

کادوی استاد

٩٦/١١/٢٦
مینی

مینی 525

٩٦/١١/٢٦
آنتن

حمله سوسک‌های لانچیکودار!

٩٦/١١/٢٦
پایان نامه

ادابازی درمانی!

٩٦/١١/٢٦
یادداشت

من هم معترضم

٩٦/١١/٢٦
واکاوی یک دلیل ساده برای حسرت 16 ساله قهرمانی در جام باشگاه‌های آسیا

نبرد نابرابر

٩٦/١١/٢٦
جانونی

هشدار! مبتلایان به ناراحتی قلبی این متن را نخوانند...

٩٦/١١/٢٦