پرده برداری جیم از قتل همسر غیررسمی!
چهره هفته / اسکار پیستوریوس

پرده برداری جیم از قتل همسر غیررسمی!

نویسنده : فاطمه واعظی

نام و نام خانوادگی:

اسکار پیستوریوس 

تاریخ تولد: ۲۲ نوامبر ۱۹۸۶ 

محل تولد: آفریقا جنوبی 

حرفه: دو و میدانی کار 

لقب: سریع‌ترین انسان بدون پا


پرده اول؛ «اسکار» کیست؟

سودای قهرمانی داشت. از همان اوایل کودکی حتی با دو پای نداشته، چنان غرق رویاهای کودکانه خود بود که گاهی فراموشش می‌شد دو پا ندارد. می‌خواست دو میدانی کار شود و شد. تصمیم داشت در المپیک در کنار تمام ورزشکاران قدم بردارد که برداشت، آن هم چه قدمی! در کنار تمام مخالفت‌ها و تمام قوانین که بودند تا نگذارند او با دو پای چیتایی (ساخته شده از فیبر کربن با حالت ارتجاعی بالا) خود بدود او برای نفر اول شدن تاخت و تاخت، تا مدال طلا المپیک 2012. این مدال تنها افتخار حرفه‌ای او نبود چه مدال‌ها و جایزه‌هایی گرفت تا شد اسکار. اسکاری که این روزها قرار است اسکار تنها فیلم جنایی زندگی‌اش را از دست قضات دادگاه‌های آفریقای جنوبی بگیرد. فیلمی که در آن مرد یک پاراالمپیک «همسر غیر رسمی» یا به قول اجنبی‌ها «گِرل فِرند» خود را در یک حرکت محیرالعقول به قتل رساند.


پرده دوم؛ ریوا کیست؟

دختری ‌است آفریقایی تبار از پدری عاشق پرورش اسب. یکی از مدل‌های معروف آفریقای جنوبی بود که به تازگی در یک سریال هم نقش‌آفرینی کرده بود که اجل مهلت‌اش نداد و نتوانست حاصل کار خود را ببیند. مدتی نبود که اسکار را می‌شناخت. گویا با هم خوب و خوش هم بودند و به گفته پدرش هیچ ترس و دلهره‌ای از او نداشت. اما... خدایش بیامرزد!

پرده سوم؛ شرح واقعه!

شب ولنتاین است. اسکار چشم‌هایش را در حالی‌که بر روی تخت خود است، باز می‌کند. مدتی است که خواب بوده. به سمت بالکن می‌رود. در را می‌بندد و فن را روشن می‌کند. یادش می‌آید قبل از خواب ریوا را در حال تمرین یوگا دیده، آن زمان که خود مشغول تماشای تلویزیون بوده است. ناگهان صدایی را از حمام می‌شنود، ترس بر او غلبه می‌کند آن‌قدر که توان حرکت را از پاهای آهنین‌اش می‌گیرد. با خود می‌گوید حتما دزد است. آخر این دفعه‌ اول نبود که کسی برای سرقت یا هر چیز دیگری وارد خانه او شده بود. بدون روشن کردن چراغ‌ها تپانچه خود را از زیر تخت بر می‌‌دارد و به سمت حمام می‌رود. گیج شده بود و دست پاچه نمی‌دانست چکار کند، بدون هیچ تاملی شلیک کرد و به سرعت به سمت اتاق خواب برگشت تا با پلیس تماس بگیرد. در آن حین متوجه غیبت ریوا شد. با دلهره و ترسی عجیب به حمام برگشت و وقتی چراغ را روشن کرد متوجه جسد غرق در خون ریوا شد...


پرده چهارم؛ دیگران چه می‌گویند؟

«تنها دونفر می‌دانند در آن شب کذایی چه اتفاقی افتاده است؛ اسکار پیستوریوس و خدا». این جمله‌ای است که «بری استین کامپ» پدر ریوا در مصاحبه‌ای مطرح می‌کند. پدری که از قتل ناعادلانه دخترش آن هم توسط یک ورزشکار حرفه‌ای ناراحت و به شدت عصبانی است. «بری» تنها خواسته‌اش از اسکار افشای حقیقت است، حقیقت چرایی قتل دخترش. از اسکار می‌خواهد تمام آن‌چه اتفاق افتاده را صادقانه شرح دهد، شاید آن‌وقت روزی بتوانند او را برای این کار ببخشند والا باید منتظر پیامدهای این رکورد جدید در سرعت باشد!

پرده ششم؛ جست و جو به سبک جیمی!

اگر فکر می‌کنید ما هم مثل شما با نوشتن و خواندن این مطالب آرام می‌گیریم و حس کنجکاوی‌مان به هدف غایی‌اش نایل می‌شود، باید بگوییم سخت در اشتباهید. ما برعکس خیلی‌ها این دفاعیه را به سادگی باور نمی‌کنیم. نه این‌که نخواهیم نه، بلکه نمی‌توانیم. آقاجان مگر می‌شود کشکی کشکی با یک ندانم کاری بچه‌گانه تمام آرزوهای «ریوا» بر باد برود و هیچ به هیچ؟ «ندیدم و تاریک بود و فکر کردم دزده» شد جواب؟ شد دلیل که یکهو شلیک کنی؟ شاید هم شست پای نداشته اسکار بر روی سطح لغزنده حمام سر خورد و رفت درون چشم مبارکشان و ایشان هم ندیدند و زدند به «ریوا» عزیز خودشان؟ اینقدر الکی؟! خداییش این قضیه بوی خیانت نمی‌دهد؟ یا یک رسوایی؟ چیزی که بیارزد اسکار این‌طور به خاطرش در دادگاه‌ها ویلون و سرگردون شود؟ نمی‌دانیم شاید هم واقعا یک اتفاق ساده بوده، یک تصادف که شاید برای شما هم رخ دهد.


پرده هفتم؛ جست و جو به سبک شما...

این بار شما قضاوت کنید. اشتباه نکنید فقط قرار است از تمام شم پلیسی‌تان پرده بگشایید و کمی حس کنجکاوی‌ جیمی‌تبارتان را قلقلک دهید. به نظر شما حقیقت همان است که اسکار گفته؟ بی‌دلیل و به خاطر یک حواس‌پرتی و ترس بیهوده ریوا را کشته؟ آیا این قتل پرونده‌ای از نوع عمد است یا غیر عمد. در دادگاه جیم کنجکاوی‌ها و شم پلیسی‌تان را به ما بسپارید. از طریق سایت jeem.ir و یا با شماره 2000999 منتظر نظرهای گرم و جنجالی شما هستیم...

نظرات کاربران
کد امنیتی
...
...
٩١/١٢/١٤
٠
٠
نه نه نه حتما کاسه ای زیر نیم کاسه بوده دیگه من نبودم دستم بود که نشد حرف
پربازدیدتریـــن ها
روایت‌هایی درباره خرده رفتارهای زنان علیه زنان

وقتی برای زنان هم، زن و مرد دارد!

٩٥/١٢/٠٥
شاخ هفته

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠٥
کافه جهان نما

لندن، شهر رمز و راز و باران در دل جزیره

٩٥/١٢/٠٥
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و مشاهده بشقاب پرنده در آسمان

٩٥/١٢/٠٥
مینیمال

روز مهندس مبارک!

٩٥/١٢/٠٥
گپی با برگزیدگان مشهدی جشنواره سی و پنجم تئاتر فجر در یک شب برفی

کاش مسئولان، اندازه مردم به تئاتر توجه داشتند

٩٥/١٢/٠٥
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١٢/٠٥
چهره هفته

کمدی-تراژدی کاندیداتوری بقایی

٩٥/١٢/٠٥
شگرد خفن

ویژگی جدید تلگرام ویندوزی

٩٥/١٢/٠٥
نامه‌های دلبرانه‌ای که امروز در قالب‌کتاب به دست ما رسیده‌اند

از... به...

٩٥/١٢/٠٥
تلگجیم

تلگجیم 476

٩٥/١٢/٠٥

فراز و فرودهای ادبیات عاشقانه از دیروز تا امروز

٩٥/١٢/٠٥
به بهانه تغییر وزن‌های متوالی یکی از پلنگ‌های جویبار که این‌بار در فینال جام‌جهانی ضربه فنی شد

یزدانی به جای یزدانی!

٩٥/١٢/٠٥

شغل: «دوستت دارم» نویسی

٩٥/١٢/٠٥
روی پرده

نه خوب، نه جلف؛ متوسط!

٩٥/١٢/٠٥
ذهن زیبا

ذهن زیبا 476

٩٥/١٢/٠٥
جارچی

جارچی 476

٩٥/١٢/٠٥
مروری بر عجیب‌ترین و جالب‌ترین پنالتی‌های تاریخ

مِتافوتبال!

٩٥/١٢/٠٤
درباره عاشقانه نوشت‌ها و بلایی‌که ما آدم‌های عصر جدید بر سرشان آورده‌ایم

عاشق is typing...

٩٥/١٢/٠٥
درباره تاثیر چرخ گردون بر عاشقانه نویسی‌های ما

از صدای سخن عشق...

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات