ازدواج به سبک پندگرایی!
با اجازه بزرگتر ها

ازدواج به سبک پندگرایی!

نویسنده : حمیده زمانی

الان که داریم زندگی می‌کنیم، توی این دوره از زمان، دنیا و آدم‌هایش طوری شده‌اند که تقریبا هیچ چیز شگفت‌انگیزی برای‌مان نمانده است، از فناوری بگیر تا خود آدم‌ها و روابط‌شان!

یک زمانی بود آدم‌ها متعجب می‌شدند از مثلا سفر به کره ماه، اما الان حتی اگر به خارج از کهکشان راه شیری هم سفر کنند خارج از تعجب‌شان نیست و در مخیله‌شان می‌گنجد! بنابراین اگر یک زمانی هم بشنوند پسری از کره زمین با دختری از کره اورانوس آشنا شده و تصمیم به ازدواج گرفته‌اند، باز هم متعجب نمی‌شوند و برای‌شان آرزوی خوشبختی می‌کنند و می‌گویند چه تجربه جالبی! این روزها دیگر نمی‌شود گفت دو نوع سبک ازدواج داریم، سنتی و مدرن! بلکه یک عالمه سبک ازدواج داریم، جای تعجب ندارد. الان درجه سنتی و مدرن بودن ازدواج‌ها متفاوت شده است، از خیلی سنتی داریم تا خیلی مدرن. انگار که خانواده‌ها بسته به نوع فرهنگ و اعتقاداتی که دارند سبک آشنایی‌ها و خواستگاری‌‌ها و ازدواج‌هایشان هم متفاوت می‌شود. دهه 60 که تقریبا می‌شود دهه ازدواج مامان و باباهای ما 20 و چند ساله‌ها، آشنایی و خواستگاری مرسوم، همان روش سنتی خودمان بوده است، دهه 70 ازدواج‌های دانشجویی هم راه می‌افتد، اما توی دهه 80 انگاری خیلی چیزها عوض شد، فرهنگ‌مان، باورهای‌مان، ارزش‌های‌مان! نمی‌دانم یه هویی به خودمان آمدیم و دیدیم «آشنایی و ازدواج خیابانی که می‌گویند این است! چه جالب! ازدواج اینترنتی هم که داریم! ازدواج پیامکی هم که آمده است و...» همان‌طور هی به خودمان آمدیم و دیدیم دنیای اطراف‌مان بدجوری در حال تحول است، اصلا متعجب نشدیم، بلکه تعجب‌مان در حد همان یک «!» ماند و بیشتر نشد و ما هم همراه شدیم با فرهنگ جامعه‌ای که نمی‌دانیم از کجا آمد؟!! می‌دانی خصلت بد ما آدم‌های امروزی چیست؟! «می‌دانیم، اما عمل نمی‌کنیم. تجربه می‌کنند، اما پند نمی‌گیریم. تجربه می‌کنیم، اما درس نمی‌گیریم و باز تجربه پشت سر تجربه تا وقت‌مان تمام شود و بگویند این دنیای‌تان را که آباد کردید حالا بفرمایید آن دنیای‌تان را آباد کنید.» حکایت این ازدواج‌های فرا مدرن هم همین است، دیگران تجربه می‌کنند اما فقط زیبایی‌های تجربه‌شان هست که به چشم ما می‌آید و وقتی که باید شکست‌های‌شان را ببینیم چشمان‌مان را به راحتی می‌بندیم و می‌شویم یک تجربه‌گرای اصیل با توهم منحصر به فرد!

چه بسا که اگر ما جوان‌ها بیشتر پندگرا باشیم تا تجربه‌گرا شاید آمار ازدواج‌ها و طلاق‌های الکی پایین بیاید! یا حق...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

یازده سالگی‌ها

٩٦/٠٩/١٣
جارچی

جارچی 515

٩٦/٠٩/١٦
جواد طوسی، منتقد سینما از قاتل اهلی، مسعود کیمیایی و اتمسفر دنیای متفاوت او می‌گوید

کیمیایی به معنای واقعی کلمه یک فیلم‌ساز مولف است

٩٦/٠٩/١٦
چهره هفته

ورود آقايان ممنوع!

٩٦/٠٩/١٦
تلگجیم

تلگجیم 515

٩٦/٠٩/١٦
آنتن

این شماره؛ جیم ننویسان!

٩٦/٠٩/١٦
بهترین بازی های سال 2017 امشب معرفی می شوند

The Game Awards

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت موافق

چرا هنوز از سینمای کیمیایی لذت می‌برم؟

٩٦/٠٩/١٦
به بهانه قرعه سخت تیم‌ ملی‌مان در جام‌جهانی روسیه، درباره تیم‌هایی نوشتیم که در ۵ دوره‌ گذشته این جام ش

زندگی در گروه مرگ

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

نکند موکت‌پوش باشد؟!

٩٦/٠٩/١٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 515

٩٦/٠٩/١٦
روایت هایی درباره وقف های کوچکی که فراموش می کنیم

بخشندگی به توان بی‌نهایت

٩٦/٠٩/١٦
قرعه سخت ایران در جام جهانی 2018 بازی‌های تدارکاتی خوبی می‌خواهد که باید دید فدراسیون از پس آن بر می‌آید ی

تنگه جبل الطارق!

٩٦/٠٩/١٦
درباره ویژگی‌های سینمای مسعود کیمیایی با بررسی کوتاه 50 سال فعالیتش در سینما

دیروز و امروز رئیس

٩٦/٠٩/١٦
اکران «قاتل اهلی» بار دیگر این سوال را مطرح می‌کند که واقعا چرا مسعود کیمیایی با دوران اوج خود فاصله دارد

بی کیمیایی

٩٦/٠٩/١٦
درباره «زیر نور کم» مجموعه کامل داستان‌های کوتاه مصطفی مستور

چند روایت معتبر تکراری

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

یازده سال، جیم، جوانی و سینما

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

دوباره سلام

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت

ممنون پیرمرد

٩٦/٠٩/١٦
یادداشت مخالف

قتل در حمام نمره!

٩٦/٠٩/١٦
تبلیغات