مهندس ایرانی در غل و زنجیر!
محرمانه مستقیم

مهندس ایرانی در غل و زنجیر!

نویسنده : حامد نادری راد

درست یادم نمی‌آید چند شماره قبل بود که در ستون روزمره آنلاین، از یک وبلاگ معروف نوشته‌ای چاپ شد که مدت زیادی ذهن مرا به خودش مشغول کرد. آن نوشته یک نقد تند به مهندس ایرانی و توانایی‌های او بود. همین یک پاراگراف می‌تواند تا حد زیادی فضای کلی آن مطلب را روشن کند:

«محصول دانشکده‌های [مهندسی] ایران اثبات‌گرایانی خرده پا و خسته کننده‌ای هستند که گمان می‌کنند دانش را به دست آورده‌اند و به مثابه پروفسور بالتازار کأنه خودروی در اختیارشان است که هر‌گاه اراده کنند قطره‌ای تولید خواهد کرد که با کاربرد آن زندگی در ایران هم کاملا خوب خواهد شد؛ مثل خارج!»

خوب به راستی مشکل مهندس ایرانی و عقب ماندگی صنعتی کشور از نظام آموزش است؟ از غرور موجود در شخصیت مهندس‌ها است؟ از ضعف علمی اساتید است؟ آیا مهندس ایرانی خرده‌پا و خسته کننده است؟ آیا مهندس ایرانی یک مونتاژ کار است و در بهترین حالت «مهندسی معکوس» می‌کند؟ و...

این مجموعه از پرسش‌ها نه تنها در بین افرادی که از بیرون به مهندسی و صنعت کشور نگاه می‌کنند مطرح است بلکه در خود قشر مهندس هم باور به «نشدن» و «نمی‌شود» در حال گسترش است. برای پاسخ نیز باید مثنوی هفتاد من کاغذ نوشت ولی به طور خلاصه بد نیست به نمونه‌های زیر توجه کنید:

- خدا پدر رضا امیرخانی که مهندسی خوانده را بیامرزد که در «نشت نشاء» نوشت که جوان با استعداد و خلاق ایرانی و مهندس توانمند آینده چگونه از این مملکت می‌رود و برای اجنبی کار می‌کند. همان پدر آمرزیده در کتاب «نفحات نفت» گریزی به بدبختی مهندس ایرانی به خاطر مدیر دولتی و نفتی اشاره کرد.

- حاج حیدر رحیم‌پور ازغدی؛ در همین سال تولید ملی شاید 3 بار به یک سایت مطرح خبری مطلب داد و در یک زمینه پیگیر کار چند مهندس آبیاری شد. مهندسانی که می‌خواستند سالانه از خروج میلیون‌ها دلار ارز از کشور جلوگیری کنند و با تولیدشان صنعت آبیاری تکانی می‌خورد. عاقبت یک مسئول دولتی جواب‌شان کرده بود و گفته بود تا واردات سود دارد جایی برای شما نیست!

- در همین کوران تحریم‌ها که به‌طورقطعت صنعتی خارجی به سختی وارد می‌شوند یا اصلاً وارد نمی‌شوند، بیشتر پروژه‌های دولتی یا تعطیل است یا به کندی جلو می‌رود. چرا؟ چون مدیر دولتی ننگش می‌کند از کار و سرمایه ایرانی حمایت کند و قطعه داخلی استفاده کند. آن جایی هم که قطعه داخلی نیست و خارجی‌اش را نمی‌دهند جرأت «سرمایه‌گذاری» و «اعتماد» به مهندس ایرانی وجود ندارد!

- کشوری که دومین تولید‌کننده نفت اوپک است؛ تا همین 2 سال پیش مهندس ایرانی‌اش اجازه نداشت پالایشگاه بسازد و خدا آن عدو را سبب خیر کرد و اجازه ساخت صادر شد. تا همین چند سال پیش پیمانکار خارجی صنعت نفت هر روز بهانه‌ای تازه جور می‌کرد و پروژه را تعطیل می‌کرد ولی مدیر دولتی ناز اجنبی را می‌کشید ولی به مهندس ایرانی «اعتماد» نمی‌کرد.

- مهندس کارآفرین خلاق وطنی اگر ایده‌ای داشته باشد، در بیشتر موارد یا در پیچ و خم تسهیلات بانکی گیر می‌کند، یا به خاطر رانت‌خواری به خاک سیاه می‌نشیند؛ یا چوب انحصار دولتی را می‌خورد و از این بزرگتر و بدتر «طعم تلخ بی اعتمادی به محصول ایرانی» را می‌چشد.

مشکل مهندس ایرانی نه غرور و تعصب است و نه ضعف فنی و علمی! مهندس ایرانی مانند فردی است که دستانش را بسته‌اند و یک بیل به دستش داده‌اند و می‌گویند زمین را طوری بیل بزن که بیل خراش نیفتد! مشکل مهندس ایرانی «اعتماد نکردن به کار و سرمایه ایرانی» است.

راستی این همه را گفتم؛ این را هم بگویم: «مهندس ایرانی روزت مبارک!»

نظرات کاربران
کد امنیتی