روزمره آنلاین
روزمره آنلاین

روزمره آنلاین

نویسنده : نرگس رضاپور

مقدمه

 خدا پدر و مادرش را بیامرزد/ تا به حال به این فکر کردید که وقتی رهگذری از سرکوچه وبلاگ شما رد می‌شود، چند درصد احتمال دارد خدا بیامرزی بدهد و دعای خیر کند؟ وبلاگ‌هایی که ثواب برای گردانندگان‌شان جمع می‌کنند و عاقبت به خیری می‌آورند. این که چنین وبلاگی چه شکلی باید باشد یا بر چه اساسی کار کند محدود شدنی نیست. یعنی هر آدمی با توجه به آنچه در وبلاگش می‌نویسد می‌تواند برای خودش خدا بیامرزی ایجاد کند. مطالبی که رهگذر را شاد کند، متوجه سازد، به فکر فرو ببرد یا آگاهی ببخشد...

از وبلاگ «بهار نارنج»

 جای خالی/ جنابِ دکتر دیشب ترتیبِ این یکی دندان عقلم را هم دادند. جایِ خالیِ آن یکی هنوز درد می‌گرفت. وسط این حالِ ضعف و «خین و خین‌ریزی»! فکر می‌کنم خیلی چیزهای دیگر هست در زندگی‌ام که باید ریشه‌کن‌شان کنم. بیندازم‌شان دور. نمی‌دانم چه‌قدر طول بکشد. نمی‌دانم چقدر جایِ خالی‌شان درد بگیرد. بد زخمم...

از وبلاگ «مه‌دیده»

 سیسمونی/ من و عیال تصمیم گرفته‌ایم برای کنترل ذوق‌زدگی مفرط‌مان مبنی بر ورود این موجود سونوگرافی شده، اتاقش را - که البته تا دیروز انباری بود – رنگ‌آمیزی کنیم و به در و دیوارش حال هوای زندگی‌ بدهیم که آن بی‌‌نوا هم خیلی ناامید نشود از داشتن این پدر و مادر و آمدنش به دنیا. سبز پسته‌ایی با نوار صورتی‌ به پهنای نیم متر و خط چین‌هایی سفید که قشنگش کند. عیال می‌گوید اگر بعد از فوق لیسانس هم اگر کاری گیر نیاوردی با هم می‌رویم نقاشی‌ ساختمان. فعلا شدیدا درگیره سور و سات چیدن سیسمونی هستیم، مادر عیال هم به ایشان اختیار تام داده در خرید، فعلا خرمان ۴ نعل می‌رود از صدقه سر این بشر...

از وبلاگ «مامان معلم و احسان کوچولو»

 قاضی روی میز خم شد/ خب دخترم؛ دلت می‌خواد با مادرت زندگی کنی یا پدرت؟ دخترک زیر چشمی به قاضی نگاه کرد. چشم گرداند. چند لحظه به زن و مرد خیره ماند. قاضی از مرد و زن خواست که برای چند دقیقه دادگاه را ترک کنند. دخترک با نگاه، رفتن آن‌ها را دنبال کرد تا در بسته شد. قاضی از جا بلند شد. رفت و روی صندلی کنار او نشست: «خب؟!» دخترک آه کشید: «گیج شدم» قاضی خم شد و همان‌طور که موی او را نوازش می‌کرد، پرسید: «چرا؟» دخترک رو به او کرد: «آخه سارا میگه خودمو نصف کنم. یه نصفه رو بدم به پدر. نصفه دیگه رو به مادر. این‌طوری هیچ کدوم تنها نمی‌مونن. مگه نه؟» قاضی با تعجب پرسید: «سارا دوستته؟» دخترک سر تکان داد: «اوهوم. بهترین دوستمه.» عروسک را به سینه چسباند: «گیج شدم.» «واسه چی؟» «واسه این که نمی‌دونم کدوم نصفه رو بدم به کی؟» «چه فرقی می‌کنه؟» «آخه اون نصفه‌ایی که قلبم توشه...»

از وبلاگ «انفرادی»

 به گمانم بلعیده شده باشم/ انگشت دست راستم تاول زده. اصلا ندیدم کی به کجا خورده، فقط تاولش معلوم است. زندگی‌ام هم همین‌طور. هر چه فکر می‌کنم، سر در نمیارم که کی چه‌طور از کجا شد که از دست خودم در رفتم. فقط می‌بینم که رفته‌ام. از دست رفته‌ام و برای بازگرداندنش نیروی زیادی لازم است که من ندارم. فکرم به جایی قد نمی‌دهد که چه باید کرد یا چه می‌شود کرد اصلا. مدام مشغول کارم این‌روزها. کار پشت کار. از خستگیِ کار، کمر درد و مچ درد گرفته‌ام. اما چیزی که غمگینم می‌کند این است که حتی اگر وقت داشته باشم، بلد نیستم چه کار کنم که خستگی‌ام در برود. بلدم فقط خستگی روی خستگی بریزم و کار کنم. دلم حرف زدن می‌خواهد.

معرفی وبلاگ؛ اتامرون

http://pidra.persianblog.ir

 دی 84 ایجاد شده است و به طور پیوسته به روز رسانی می‌شود. در معرفی وبلاگش به جمله «می‌دانم که می‌آیی» اکتفا کرده است. پست‌هایش به‌طور عمده یادداشت‌های مختصری است که در آن بیشتر از تجربه‌های فردی‌اش گفته است. تجربه 7 ساله وبلاگ نویسی نویسنده که خود را «محمدهادی» معرفی کرده است در نوشته‌ها، قالب و حتی فونت متن‌هایش به خوبی مشاهده می‌شود و رنگ و طرح و شکلی را برای وبلاگش انتخاب کرده که چشم مخاطب را برای ماندن در صفحه مجازی خسته نمی‌کند. هرچند  شمار نظر دهنده‌های بالایی ندارد اما آمار بازدیدش نشان می‌دهد که مخاطب ثابت خود را پیدا کرده است

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات