کیمیایی که خاک شد
شبکیه

کیمیایی که خاک شد

نویسنده : سید مصطفی صابری

نام فیلم: کیمیا و خاک کارگردان: عباس رافعی فیلم‌نامه: بهرام صحیحی، عباس رافعی بازیگران: حامد بهداد، امیر آقایی، حسین یاری، آزیتا حاجیان و...

خلاصه: روایت تلاش چند نفر است كه در روزهای پایانی عمر رژیم پهلوی با انگیزه‌های مختلف قصد دارند به آخرین پروازی كه از ایران خارج می‌شود برسند...

 کوتاه درباره فیلم؛ یک زمانی دهه فجر که می‌رسید تلویزیون مدام آثاری با محوریت انقلاب پخش می‌کرد، اما امسال رسانه ملی کم کارتر شده بود، شاید یک علتش کم کاری عوامل سینما در این زمینه باشد، اما در این بین «کیمیا و خاک» یک اتفاق ساده است که به‌خاطر تنها بودن می‌شود یک اتفاق خاص، فیلم اثری است از عباس رافعی که مخاطب بیشتر او را با اثر تجاری و غیر منسجمی چون «راز مینا» می‌شناسد. «کیمیا و خاک» به خاطر مستقل بودن و نداشتن پشتوانه خاصی حدود 3 سال پشت اکران ماند بدون آن‌که ارشاد مخالف آن باشد، بلکه فقط به خاطر آن‌که زورش به آثار تجاری گیشه نمی‌رسید. بعد هم بی سر و صدا اکران شد و حالا چند روزی است که وارد شبکه نمایش خانگی شده است. پوستر و پوشش فیلم چندان معرف درونمایه و گونه آن نیست، برای همین مخاطب وسوسه می‌شود فیلم را تهیه کند که انصافاًً هم در مجموع تجربه بدی برای مخاطب نخواهد بود به خصوص که پایان‌بندی جالبی هم دارد.

 چرا باید فیلم را ببینیم؟ حضور حامد بهداد در فیلم آن هم در نقش یک روحانی هر چند دلیل کاملی است اما می‌تواند انگیزه خوبی باشد برای تماشای آن، همین‌طور بازی خوب پریوش نظریه، موسیقی پر از احساس فیلم و بهترین دلیل درک دوباره حس و حال روزهای خوب سال 57 که در فیلم با طراحی لباس، چهره‌پردازی و دقت در دیگر اجزای صحنه مثل دیوارنوشته‌ها، خودروهای حاشیه تصویر، مدل موی بازیگران و... همراه شده است.

 نقاط ضعف فیلم؛ فیلم قصه پر چالشی ندارد، البته چالش به معنای قلاب انداختن به ذهن مخاطب نه به معنای درگیری شخصیت‌ها با هم، ساختار اپیزودیک فیلم هم چندان نظمی ندارد و باعث آشفتگی ذهن مخاطب می‌شود، چون شخصیت‌ها بی‌دلیل وارد قصه می‌شوند و بی‌دلیل می‌روند بی آن‌که به شخصیت‌ها آن‌ها نزدیک شویم. بازی حامد بهداد و لهجه‌ای هم که ادا می‌کند پایین‌تر از سطح انتظار است. در بخش‌هایی از فیلم هم می‌بینیم هر آدم بدی ساواکی خطاب می‌شود در حالی‌که در آن مقطع بیشتر ژاندارمری و ارتش با مردم تظاهرات کننده درگیر می‌شدند و کار ساواک بیشتر شناسایی و دستگیری مبارزان بود. فیلم مقداری هم دیالوگ جوگیرانه دارد درست مثل آن‌چه در سریال‌های ماه مبارک رمضان شاهدش هستیم، دیالوگ‌هایی مثل: آدما تو روزگار بی‌پناهی یک نگاه گرم می‌خوان، یا این روزها همه پول‌ها خونیه و... با این همه اگر قصه خط روایی قوی ندارد اما بدون و پیچیدگی روایت می‌شود و مخاطب را آزار نمی‌دهد و تماشایش خالی از لطف نیست.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات