ما همه خوبيم

ما همه خوبيم

نویسنده :

روزنامه را ورق مي‌زني و مي‌رسي به صفحه حوادث، صفحه‌اي که هميشه از ديدنش وحشت داشتي، يک ناپدري ، دختر همسرش را به بدترين شکل شکنجه کرده، کتک زده و دست و پايش را هم شکسته است، مي‌خواني، مي‌ترسي و با خودت مي‌گويي چه آدم‌هايي توي اين دنيا پيدا مي‌شوند، خوب است که ما همه خوبيم، روزنامه را مي‌بندي و مي‌روي دنبال کارت. فردا توي يکي از سايت‌ها يک عکس مي‌بيني از دو تا مريض پيچيده شده توي پتو که کنار خيابان رها شده‌اند، خوب چشم‌هايت را باز مي‌کني و تيتر درشت بالاي صفحه‌اش را به دقت مي‌خواني و مطمئن مي‌شوي که درست ديده‌اي و نگرا‌ن‌تر مي‌شوي و فکر مي‌کني ظاهرا آدم‌هاي بدي توي اين دنيا پيدا مي‌شوند ولي ما همه خوبيم. حالا اگر اين‌ها را کارکنان رده پايين بيمارستان رها کرده‌اند يا رده بالا چه فرقي مي‌کند به هر حال آدمي که بتواند با دو تا بيمار ناتوان اين کار را انجام بدهد لابد آدم خوبي نبوده است. اين‌که مسئولش چه‌کسي بوده، چه‌کسي اين‌ها را رها کرده، چه‌کسي قرار است مورد شکلايت قرار بگيرد، چه‌کسي قرار است تخريب شخصيت بشود و چه‌کسي تهديد کرده هم اصلا مهم نيست، مهم بدي ماجراست.

سايت‌هاي اينترنتي را رصد مي‌کني، اخبار تلويزيوني را پيگيري مي‌کني و مي‌بيني که کشورهاي عربي آرام و قرار ندارند، مردم توي خيابان‌ها هستند و دولت‌ها هم در حال کشتن همان مردم هستند، دولت‌هايي که به بدترين شکل ممکن در مقابل خواسته‌هاي سرکوب شده مردم‌شان برخورد مي‌کنند، مي‌بيني، مي‌شنوي و مي‌خواني و با خودت فکر مي‌کني، آدم‌هاي بد زيادي توي اين دنيا وجود دارند، آدم‌هايي که حاضرند به‌خاطر قدرت، يک عده انسان بي‌گناه را قتل عام کنند و چه‌قدر خوب که ما همه خوبيم و دنبال قدرت و اين جور حرف‌ها نيستيم.

چند روز مي‌گذرد، ماجراي دختر کتک خورده از ناپدري، ماجراي دوتا بيمار رها شده توي بيابان، ماجراي کشته و زخمي شدن آدم‌هاي بيگناه، همه را بارها و بارها توي روزنامه‌ها و مجلات مختلف مي‌خواني، توي سايت‌ها و خبرگزاري‌ها مي‌بيني ماجراي کشته شدن‌ها و قتل عام‌ها را هر شب به عنوان يک وظيفه از اخبار مي‌شنوي و کم‌کم به رده‌هاي پايين ذهنت منتقل‌شان مي‌کني. رده‌اي که ديگر برايت موضوع مهمي نيست، رده‌اي که ممکن است چند روزي بگذرد و حتي سراغي هم از آن نگيري و يادت نيايد که در اين چند وقت اخير چه ماجراهايي براي اين رده مهم بوده است. حالا تمام فکر و ذکرت اين است که ما همه خوبيم، ما همه انسانيم و ما همه وقتي مي‌شنويم که کسي بقيه را مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهد ناراحت مي‌شويم و دلمان درد مي‌آيد و نگران مي‌شويم، پس ما همه خوبيم...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠