کلاه سیما برای مخاطب
بررسی مجموعه تلویزیونی «کلاه‌پهلوی» از نگاه تاریخ و هنرمندانش

کلاه سیما برای مخاطب

نویسنده : سید مصطفی صابری

کلاه پهلوی سریالی است که حتی از روزهای نخستین که کلید خورد هم مورد توجه بود و همه انتظار می‌کشیدند تا ببینند جدیدترین سریال ضیاءالدین دُری پس از «کیف انگلیسی» که این همه زمان، هزینه و انرژی گرفته است چگونه خواهد بود؟ با پخش سریال به خاطر مقطعی که داستان از آن شروع می‌شد و به زندگی فرخ در فرانسه می‌پرداخت نگاه‌ها حداقل به قسمت‌های ابتدایی منفی شد؛ به خصوص که آن بخش‌ها ارتباط چندانی هم با تاریخ کشور نداشت و با حوصله و طمانینه خاصی که بیشتر به آب بندی تنه می‌زد ماجرا را روایت می‌کرد، طوری که در آن قسمت‌ها حتی شاهد شنیدن حرف‌هایی بودیم که صاحبخانه پول‌پرست و بی‌اخلاق فرخ در دلش می‌زند! در یکی از قسمت‌ها هم که فرخ مریض شده بود، دلایل سینه پهلوی فرخ با نریشنی از بلانش به طور کامل تشریح می‌شد طوری که انگار اولاً بلانش راوی کل سریال است، ثانیاً به تماشای بخش سلامت برنامه‌های خانواده سیما نشسته‌ایم. با بازگشت فرخ به ایران و فرماندار شدنش در شهری خیالی سامان، کمی یخ سریال آب شد اما هنوز هم موارد گل درشتی مثل سخنرانی‌های وقت و بی‌وقت شخصیتی که شریفی‌نیا نقشش را بازی می‌کند در ذوق می‌زند، بسیاری از گره‌های داستان مثل علاقه پنهان بلانش و کریم هم فعلاً به حال خود رها شده است اما با این همه تا پایان سریال برای قضاوت زود است و فعلاً می‌توانیم به «کلاه پهلوی» به عنوان یک اتفاق مهم در سیما نگاه کنیم که نسبتاً پر مخاطب هم هست، برای همین به سراغ این سریال و عواملش رفتیم و اصل نقد سریال باشد برای وقتی دیگر، در این مطالب سعی کردیم اطلاعاتی را تقدیم شما کنیم تا از تماشای سریال لذت بیشتری ببرید و با تاریخ آشناتر شوید. 

نظرات کاربران
کد امنیتی