لـبـاس «اتـهـام» بـر تـن ورزش!
محرمانه مستقیم

لـبـاس «اتـهـام» بـر تـن ورزش!

نویسنده : مرتضی اخوان

پلان اول؛ سردار سرخ‌ها تهدید می‌کند... شوالیه آبی‌ها تهدید می‌کند... سرپرست فدراسیون کشتی، این ورزش پهلوانی چشم در چشم دوربین رسانه ملی و به صورت زنده داد فحاشی و بداخلاقی را سر می‌دهد... سرمربی تیم ملی فوتبال به سخره می‌گیرد و شهریار تا پاسی از نیمه شب با همان لهجه شیرین آذری‌اش می‌گوید: «ببخشید...» اما سخنانش بویی از بخشیده شدن ندارد! و بالاخره حالا ژنرال آبی‌های پایتخت پا را فراتر می‌گذارد و «عادل» فوتبال ایران را متهم می‌کند... این روزها همه، همه را متهم می‌کنند. این لباسی است که این روزها بر پیکره ورزش کشورمان و به خصوص فوتبال این سرزمین قواره شده است؛ لباس اتهام! 

 پلان دوم؛ واقعیت‌های تلخ ورزش کشورمان دیربازی است که بر همگان عیان است و صحبت در مورد آن بیان واضحات و شاید شعار باشد. آمیخته شدن روح ورزش در کشورمان با بداخلاقی‌ها و ناپاکی‌ها آن‌قدر سوژه نخ‌نما شده و دست آلوده‌ای است که شاید همین امر بر پرداخت صحیح به آن، خلل وارد ساخته است. دستاورد چشمگیر ورزش در کشورمان طی سال‌های اخیر اگرچه در آوردگاه المپیک 2012 لندن در سال گذشته میلادی نمودی شگفت‌انگیز داشت و جامعه را امیدوار کرد؛ اما عیان است که این دستاوردها متقابلا با بروز جلوه‌هایی از اوج‌گیری بداخلاقی‌ها در میان اهالی ورزش کام ورزش‌دوستان را تلخ کرده است. مصاحبه‌‌ها، اظهارنظرها و بیانیه‌های جنجالی اهالی ورزش این روزها نقل محفل رسانه‌ای کشور است که بی‌شک فضای اخلاق در ورزش را متشنج کرده است... 

 پلان سوم؛ اما وقتی سخن از اخلاق می‌شود کمی عناصر منطق‌گرا و استدلال‌گر ذهن به سمت و سوی شعارها سوق می‌گیرند. شعارها آن‌قدر به خود رنگ منطق می‌گیرند که گاه بوی بد آن خسته می‌کند مشام آدم را! صحبت از اخلاق است و این‌که آیا رسالت رسانه ایجاب می‌کند بداخلاقی‌های رایج در میان اهالی ورزش، نشر و گسترش پیدا کند یا خیر؟! مگر نه این‌که رسانه رسالت اطلاع‌رسانی را به عنوان یکی از مهم‌ترین کارکردهای خود دنبال می‌کند، پس چگونه می‌شود که در این هنگام سخن از پرده‌پوشی رسانه به میان می‌آید؟! آیا رسانه باید در مقابل این دادها و بی‌دادها سکوت کند و آیینه انعکاس را برگرداند به سمت خاموشی؟!

 پلان چهارم؛ پاسخ‌ها گاه روشن و مبرهن است اما خودمان را به آن راه می‌زنیم. ورزش در سراشیبی است. در سراشیبی تندی که اگرچه شاید در برخی شئون رنگ موفقیت به خود دارد اما در حقیقت اصل اول را که همان روح پهلوانی و جوانمردی است فدا شده می‌بیند. امروز قهرمانی در لیگ برتر فوتبال کشورمان به هر قیمتی شده است کالای بازار رقابت که قابل فروش و استرداد است! امروز ماندن بر مسندهای قدرت ورزش واقعیتی است که وسوسه می‌کند هر مدیر ورزشی را و هر ورزشکاری را و هر پهلوانی را! بداخلاقی‌‌های ورزش کشور امروز شده است بهای ماندن رسانه‌ها! رسانه‌هایی که بداخلاقی‌ها را کالای بقای خود می‌دانند و بر همین اصل موج‌سواری می‌کنند. حتی گاه آن‌ها خود موج می‌زنند و جریان می‌دهند این آشوب بازار جنگ قدرت را! و باز هم فوتبال...

 پلان پنجم؛ و باز هم فوتبال! فوتبال در این میان همان نقشی را ایفا می‌کند که سال‌هاست با لقلقه زبانی به نام «پدیده اجتماعی» در جوامع مختلف کارکردساز شده است. فوتبال طبیب است و بیمار می‌کند! فوتبال مسیر است و هموار می‌کند! فوتبال همان می‌کند که امروزه گروهی با آن سوار بر امواج قدرت می‌شوند و می‌پرند با بال پرواز. فوتبال همان می‌کند با اخلاق و رسالت، که امروزه در جامعه سیاسی‌مان مشاهده می‌کنیم. فوتبال همان بی‌‌اخلاقی‌هایی را سر می‌دهد که در بالاترین شئونات سیاسی کشور دیده می‌شود. فوتبال و اهالی‌اش درست به صیانت رفتارهای بزرگان سیاسی، لباس بر تن می‌کنند؛ همان لباس بدقواره «اتهام» را!

نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١١/٢٧
٠
١
آقای اخوان زدی تو هدف..خداییش اون شب واسه ما استقلالیا آبرویی نموند..کا هیشکی از قلعه نوعی خوشش نمیاد، ولی واسه استقلال مجبوریم که قبولش داشته باشیم...