گل‌آقایی که حبیبی بود، برای مردم
به مناسبت هفتمین روز درگذشت دکتر حسن حبیبی مردی از جنس فرهنگ، هنر و مردم

گل‌آقایی که حبیبی بود، برای مردم

نویسنده : سید مصطفی صابری

درست یک هفته قبل بود، در اولین ساعات روز 5 شنبه 12 بهمن 1391، در چنین لحظه‌هایی بود که دکتر حسن حبیبی چهره دوست‌داشتنی مردم ایران بعد از یک‌دوره طولانی بیماری به رحمت خدا رفت، آن هم در سال‌روز 12 بهمن 1357، یعنی زمانی که مرحوم حبیبی به همراه حضرت امام (ره) به میهن بازگشت، نام دکتر حبیبی برای مردم ایران با نجابت، خدمت، سعه صدر و صبر عجین شده است، چهره اول جلد هفته نامه «گل آقا» به خاطر رفتار منحصر به فردش، همین‌طور خدمات بی بدیلی که در جایگاه حقوق‌دان، وزیر، نویسنده، معاون اول و... به کشور داشت و مهم‌تر از تلاشی که برای اعتلای فرهنگ، هنر و ادب پارسی داشت برای مردم دوست‌داشتنی است و در روزگاری که خدمت بدون منت و حاشیه دُر نایابی شده، فقدان ایشان برای مردم دردناک‌تر است. به مناسبت هفتمین روز درگذشت ایشان و به یاد خاطرات خوبی که از او داریم مروری گذرا خواهیم داشت بر زندگی و شخصیت او.

روزهای نخست دکتر

شادروان حبیبی سال 1316 به دنیا آمد، پدرش مدرس حوزه علمیه بود و همین باعث شد حسن در کنار مطالعه درس‌های کلاسیک، زمانی که وقت آزاد داشت دروس حوزوی را هم پیگیری کند، اما پدر به این هم راضی نبود و دوست داشت شخصیت فرزند مستقل و توانمند باشد؛ برای همین حسن در نوجوانی کار جوراب‌بافی را هم یاد گرفت و به آن هم مشغول شد. چندی بعد هم که موفقیت‌های علمی برای او به ترتیب ادامه پیدا کرد تا حسن حبیبی دانش آموخته جامعه‌شناسی از دانشگاه سوربون فرانسه باشد و در حقوق هم صاحب نظر. حبیبی روحانی‌زاده‌ای بود که روحیاتش هیچ گاه تغییر محسوسی نکرد، چه در روزهایی که در فرانسه درس می‌خواند و خودش می‌گفت برای احتیاط 8 سال لب به گوشت نزده تا مبادا گوشت با ذبح حرام خورده باشد، چه زمانی که معاون اول عالی‌ترین مقام اجرایی کشور بود. خلاصه آن‌که در فرانسه کنار امام خمینی (ره) به مبارزه پرداخت و با ایشان به میهن بازگشت. 

حبیبی بعد از انقلاب

در ابتدای انقلاب در تدوین قانون اساسی نقش چشمگیری داشت، وزارت ارشاد، علوم، دادگستری مقاصد او برای خدمت بودد، در کنار این‌ها از فعالیت پژوهشی هم بازنماند و در عین حال عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هم بود تا این‌که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی معاون اول رئیس جمهور شد و در 3 دوره 4 ساله در این سمت باقی ماند. در دوران سازندگی فضای رسانه‌ای کشور شاهد یک پدیده استثنایی بود یعنی کیومرث صابری، معاون فرهنگی دولت شهید رجایی و از مسئولان سابق که بعد از مدت‌ها ستون‌نویسی در روزنامه اطلاعات با عنوان «گل آقا»، حالا هفته‌نامه‌ای با همان نام را منتشر می‌کرد و این اتفاق آن‌چنان در مقطع مناسبی افتاد که گل آقا و طنزش فراگیر شد.

آغاز حکمرانی بر جلد «گل آقا»

حتی کسانی‌که هفته نامه را نمی‌خریدند حداقل جلد آن‌را در دکه‌های مطبوعات نگاه می‌کردند و ادبیات تازه‌ای که این نشریه در به چالش کشیدن سوءمدیریت‌ها آغاز کرده بود، چنان جذاب بود که روز به روز بر ضریب نفوذ آن افزوده می‌شد و در این بین گل آقا با یک مشکل جدی مواجه شد؛ با بسیاری از مسئولان از جمله رئیس جمهور نمی‌شد شوخی کرد و از طرفی بسیاری دیگر هم تاب نقد و طنز تلخ را نداشتند و آن‌را توهین تلقی می‌کردند، و این بود آغاز حکمرانی شخصیت صبور دکتر حسن حبیبی بر جلد هفته نامه گل آقا، که با نکات قابل تاملی هم همراه بود که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. 

آن‌چه حبیبی در میدان عمل ثابت کرد

دکتر حسن حبیبی عضو دیوان داوری لاهه، مجمع تشخصی مصلحت نظام و مدتی هم یکی از حقوق‌دانان شورای نگهبان قانون اساسی بود. پس از آن هم رئیس فرهنگستان زبان و ادب پارسی شد و در مقام مدیر گروه واژه گزینی فرهنگستان به ادبیات کشور خدمات بسیاری کرد. حبیبی با آن جایگاه اجرایی و علمی، حتی برای کودکان شعر هم می‌گفت که نمونه‌ای از آن در گل آقا منتشر شد. با این همه هفته نامه گل آقا هم مدتی بعد از کناره‌گیری دکتر حبیبی از معاون اولی در اوج خداحافظی کرد و تا مدتی به انتشار ماهنامه و «بچه‌ها... گل آقا» اکتفا کرد. اما درباره رابطه گل آقا و دکتر حبیبی نکات قابل توجه بسیاری وجود دارد. شاید برخی گمان کنند تعامل دکتر حبیبی با گل آقا در موضوع نقد دولت‌ها و طنز انتقادی ژستی بوده برای آن‌که دکتر حبیبی خود را فردی انتقادپذیر و دارای توان تحمل مخالف نشان دهد، در حالی‌که رفتار قبل و بعد ایشان حاکی از آن است که دکتر به واقع به کارکرد طنز و هنر برای بیان نقاط ضعف باور داشت و دوست داشت در کوران مشکلات خنده را بر لبان مردم ایران ببیند ولو آن‌که خودش سپر بلای همه سوءمدیریت‌ها و کاستی‌ها شود، برای درک بهتر موضوع، ماجرای چند وقت پیش را به یاد بیاوریم که چه مشکلاتی برای یک کاریکاتوریست بعد از چاپ کاریکاتور یکی از نماینده‌ها آن هم فقط با لباس ورزشی و توپ ایجاد شد که حتی به خاطر نوع حکم صادره که اجرا هم نشد ابعاد جهانی پیدا کرد، آن وقت قابل پذیرش نخواهد بود که باور کنیم فردی در جایگاه دکتر حبیبی فقط برای ژست حاضر بود این‌چنین هدف پیکان طنازان شود؛ در حالی که مشی ایشان در مواجهه با دیگر مسایل نیز چنین بود. دکتر حبیبی حتی کاریکاتور خود را از هفته نامه می‌گیرد و به خانه می‌برد چرا که ظرفیت داشت و پیش از آن‌که به جایی برسد نفس خود را ساخته بود. حتی در گفت‌وگویی که حدود 2 سال قبل در جیم با رضا رفیع سردبیر سابق گل آقا داشتیم ایشان اذعان کرد که کیومرث صابری یا همان «گل آقا»ی دوست داشتنی ملت ایران وقتی ناصر پاکشیر کاریکاتوریست هفته نامه جلد را اتود می‌زد؛ صابری به صورت تلفنی، با شخصیتی که روی جلد می‌رفت (که در بیشتر موارد دکتر حبیبی بود) درباره چند و چون ماجرا مشورت هم می‌کرد و همه این‌ها گویای آن است که حبیبی پیش از آن‌که مسئول، سیاستمدار یا هر چیز دیگری باشد یکی از اهالی فرهنگ و هنر بود و برای همین بود که گل آقا هم پس از کناره‌گیری دکتر از سیاست کتابی که شامل مجموعه آثاری با محوریت ایشان بود را چاپ و به او هدیه کرد. چنین تعاملی بین رسانه و مسئول را مقایسه کنید با موارد دیگری که در ذهن دارید، گذشت زمان و سوگواری مردم در درگذشت این چهره فرهنگی، بیش از هر زمان دیگری آثار و نتایج سعه صدر و مردمی بودن واقعی را به برخی مسئولان یادآوری می‌کند چرا که کسی ماندگار است که در میدان عمل همه چیز را ثابت کند. راستی حسن حبیبی چندی قبل از سفرش، در مراسم رونمایی از آخرین آثارش که با وجود کسالت بسیار گرد آورده بود و در حالی که روی ویلچر نشسته بود و به مراسم آمده بود گفته بود: مشغول مطالعه و ادامه زندگی هستم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nas
m-nas
٩١/١١/١٩
٠
٠
ممنون برای این مطلب بسیار زیبا.....روحشان شاد
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٢٠
٠
٠
خدا بیامرزش ...