ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده :

 

سیلاب گرفت گرد ویرانه عمر

و آغاز پری نهاد پیمانه عمر 

بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد

حمال زمانه رخت از خانه عمر

حافظ

 

می‌ترسم معشوقِ تو باشم 

پرتگاهِ بلندی است

چشمانِ تو !

حسین حیدری

 

سفر بهانۀ دیدار و آشنایی ماست 

از این به بعد «سفر» مقصد ِ نهایی ماست

در ابروان من و گیسوان ِ تو گرهی ست

گمان مبر که زمان ِ گره‌گشایی ماست

فاضل نظری

 

چقدر این دوست داشتن‌های بی دلیل

خوب است 

مثل همین باران بی‌سوال

که هی می‌بارد... 

علی صالحی

 

بار الها بال پروازم ببخش

روح آزاد سبکتازم ببخش

عاشق بزم تواَم، راهم بده

عقل روشن، جان آگاهم بده 

مهدی سهیلی

 

درخت غم بجانم کرده ریشه

به درگاه خدا نالم همیشه 

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

اجل سنگ است و آدم مثل شیشه 

بابا طاهر

 

مهربانی را بیاموزیم 

فرصت آیینه‌ها در پشت در مانده است 

روشنی را می‌شود در خانه مهمان کرد 

می‌شود در عصر آهن، آشناتر شد 

سایبان از بید مجنون، روشنی از عشق 

می‌شود جشنی فراهم کرد 

می‌شود در معنی یک گل شناور شد 

محمدرضا عبدالملکیان 

 

مگسی گفت عنکبوتی را

کاین چه دست است لاغر و باریک؟

گفت اگر در کمند من افتی

پیش چشمت جهان کنم تاریک!

سعدی

 

در خود فرو می‌روم

باتلاق

غریبه و آشنا

نمی‌شناسد!

نیمایوشیج 

 

من غرورم را 

به خاطر تو شکستم

تو خاطرم را

با غرورت

با کلمات بازی نکن

تاوانش را من باید بدهم

شهناز اسحاقی

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٣
٠
٠
خیلی عالی بود ...
ملکه جیم
ملکه جیم
٩١/١١/١٤
٠
٠
اصلا قشنگ نبود