سرباز نمی‌خوایم مگه زوره؟!!
آنتن

سرباز نمی‌خوایم مگه زوره؟!!

نویسنده : ساناز سعادتی

سلام. شانس را می‌بینید تو را به خدا؟! یکی مثل آن «امیر سعید صبا» شوهر بدبخت من با جمع کل اضافه خدمت‌هایش مجبور است حداقل سه، چهار سالی آش بخورد و به چپ چپ و به راست راست کند و پشت در اتاق جناب سرهنگ هی پا بچسباند و هی پا بچسباند، یکی هم مثل این «دست قیچی» خوش شانس جیم 4 ماه از خدمتش بگذرد و هنوز دیدگانش به رنگ پادگان منور نشود! قضیه از این قرار است که نامبرده خوش شانس دو ماه پیش پس از کلی گریه و زاری و خداحافظی با جیم نویسان، جیم را به مقصد پادگان ترک کرد اما دست بر قضا داخل پادگان راهش ندادند و گفتند: فعلا جا نداریم برو 2 ماه دیگه بیا! اما وی 2 ماه بعد یعنی دیروز پریروزا دوباره خداحافظی‌ها و گریه‌هایش را کرد و چهار گوشه جیم را بوسید و رفت! اما هنوز ظهر نشده بود که دوباره سر و کله‌اش در جیم پدیدار شد و گفت: رفتم پادگان ولی گفتند فعلا تعمیرات داریم برو 2 ماهه دیگه بیا!! بیچاره ما که تا حالا 2 بار برایش سر راهی خریده‌ایم و هر دوبار پسته‌های خندان‌مان را جلوی چشمان‌مان شکسته است!

نظرات کاربران
کد امنیتی
amir-mahdi
amir-mahdi
٩١/١١/٠٦
٠
٠
خــــــــــدایــــیــــش؟؟؟؟؟بابا دمه اینو گرم
t.m
t.m
٩١/١١/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ ایول، خانم سعادتی دمت گرم...
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٠٨
٠
٠
دمش شوفاژژژژژژژژژژژژژژژژژژ دست قیچی نیست که ، لوک خوش شانسه ...